معمولاً وقتی اثری جدید از نویسندهای محبوب منتشر میشود، مترجمان متعددی همزمان به ترجمه آن اقدام میکنند. این موضوع باعث میشود هنگام خرید کتاب، با چندین ترجمه مختلف روبرو شویم و انتخاب بهترین گزینه دشوار شود.
مت هیگ، نویسنده شناختهشدهای در ایران است که بیشتر با کتاب «کتابخانه نیمهشب» شهرت دارد. «قطار نیمهشب» نیز از دیگر آثار اوست که توسط مترجمان مختلفی به فارسی برگردانده شده است. در این یادداشت، قصد داریم تعدادی از این ترجمهها را بررسی کنیم تا خوانندگان بتوانند مناسبترین ترجمه را انتخاب کنند.
بهترین ترجمه کتاب قطار نیمه شب کدام است؟
تقریباً تمام ترجمههای این کتاب در یک سطح کیفی قرار دارند، اما برخی مترجمان در انتقال ظرایف متن اصلی به فارسی موفقتر بودهاند. از میان ترجمههایی که مقایسه شد، ترجمه سامره عباسی بیشترین وفاداری را به متن اصلی نشان داد. ترجمه فاطمه روشن نیز تعادل خوبی بین خوشخوانی و حفظ لحن اصلی اثر برقرار کرده است. در ادامه میتوانید جزئیات بیشتری از هر ترجمه را مشاهده و خودتان آنها را مقایسه کنید.
محبوبترین ترجمه در طاقچه
در میان ترجمههای بررسیشده، ترجمه مرتضی بزرگیان بیشترین محبوبیت را در بین کاربران طاقچه دارد. ترجمه رزا حسینی سارانی در رتبه دوم قرار گرفته است. ترجمههای سعید سیمرغ، فاطمه قربانعلی بیک و فاطمه روشن نیز به ترتیب در ردههای بعدی محبوبیت قرار دارند. لازم به ذکر است که تا زمان نگارش این یادداشت، ترجمه سامره عباسی در طاقچه موجود نیست.
بهترین مترجم و ناشر «قطار نیمه شب» مت هیگ
بر اساس بررسیهای انجام شده، نشر مون و همزاد را میتوان بهترین ناشران این کتاب و سامره عباسی و فاطمه روشن را بهترین مترجمان «قطار نیمهشب» دانست.
مقایسه ترجمههای فارسی قطار نیمه شب
کتاب «قطار نیمهشب»، مانند دیگر آثار مت هیگ، فضایی خیالانگیز و سوررئال دارد. داستان با شخصیت ویلبر باد، مردی سالخورده آغاز میشود که پس از دریافت تماسی از همسر سابقش، دچار سکته شده و از دنیا میرود. گرچه شروع کتاب بیشتر به پایان شباهت دارد، اما برای ویلبر، همه چیز از لحظه مرگش آغاز میشود. او ناگهان خود را در ایستگاه قطاری مرموز و ناشناخته مییابد و در آنجا با زنی به نام اگنس آشنا میشود. اگنس ادعا میکند صاحب کتابفروشیای است که ویلبر در کودکی به آن سر میزده است. او قرار است راهنمای ویلبر در این سفر باشد و به او کمک کند تا زندگی گذشتهاش را مرور کند. «قطار نیمهشب» در واقع قطاری است که از میان خاطرات، رؤیاها و آرزوهای ویلبر عبور میکند.
کتابهای مت هیگ معمولاً سختخوان نیستند. او ساده اما شاعرانه مینویسد و گاهی حفظ سادگی و شاعرانگی برای یک مترجم دشوارتر از ترجمه متنی است که از دانلود بازی جدید ابتدا تا انتها پیچیده است. در ادامه بررسی میکنیم که کدام مترجم این کتاب را به بهترین شکل به فارسی برگردانده است.
بخشهایی از متن نسخه اصلی قطار نیمه شب برای مقایسه
نمونه اول:
And it was really nothing at the time, this contentment. It flowed through their open fingers like a stream, and they imagined it would always be like this, and that the stream would never dry up. It would just flow and flow and they would never have to think about where it came from. And never make the effort to scoop it up and drink it in, as if life could stay a honeymoon for ever.
نمونه دوم:
‘I will. And thanks for the conversation. Remember what I said, don’t try and rush it when you play. Take your time … Slow and steady. You’ll get there in the end.’
‘Yes,’ said Wilbur. ‘I suppose I will.’
He felt a bit light-headed. A bit nauseous.
ترجمه مرتضی بزرگیان
- نویسنده: مت هیگ
- مترجم: مرتضی بزرگیان
- انتشارات: کتاب کوله پشتی
اکثر ترجمههای کتاب «قطار نیمهشب»، از جمله ترجمه مرتضی بزرگیان، در سال ۱۴۰۵ منتشر شدهاند. ترجمه او توسط انتشارات کولهپشتی به چاپ رسیده است. بزرگیان پیش از این نیز در زمینه ترجمه فعالیت داشته و در ترجمه کتاب «مافیای بمبافکن» با نشر آموخته همکاری کرده است. در ادامه ترجمه او را بررسی میکنیم تا نقاط قوت و ضعف آن مشخص شود.
ترجمه نمونه اول:
«در آن زمان، این احساس رضایت و خوشبختی اصلاً چیز عجیبی به نظر نمیرسید. همچون جویباری از میان انگشتان بازشان جریان داشت و تصور میکردند که اوضاع همیشه همینطور میماند و این جویبار هرگز خشک نخواهد شد. فقط جاری میشد و پیش میرفت، بدون اینکه هرگز لازم باشد به سرچشمهی آن فکر کنند. هیچوقت هم به خودشان زحمت نمیدادند تا مشتی از آن بردارند و بنوشند؛ انگار زندگی میتوانست تا ابد به شیرینی ماهعسل باقی بماند.»
ترجمه نمونه دوم:
«زن گفت: «حتماً. از گپ زدن باهات خیلی لذت بردم. یادت نره چی بهت گفتم؛ موقعِ پیانو زدن عجله نکن. حوصله به خرج بده… آهسته و پیوسته. بالاخره راه میفتی.»
ویلبر گفت: «آره. انگار باید همین کار رو بکنم.»
کمی احساس گیجی میکرد. کمی هم حالت تهوع داشت.»
ترجمه بزرگیان به طور کلی روان و خوشخوان است و او در حفظ فضای کلی متن و لحن نویسنده به خوبی عمل کرده است. جمله اول در نمونه اول کمی با مقصود نویسنده در متن اصلی متفاوت است. منظور مت هیگ از and it



