معرفی کتاب انسان در جست و جوی معنا به همراه خلاصه و تحلیل کامل کتاب

کتاب انسان در جست و جوی معنا

کتاب انسان در جست و جوی معنا

کتاب انسان در جست و جوی معنا یکی از آن کتاب های فراموش نشدنی است که می تواند تغییری در نگاه شما به زندگی و افراد اطرافتان ایجاد کند.

کتاب دارای دو بخش کاملاً متمایز است.از یک سو، نیمه اول کتاب انسان در جستجوی معنا، زندگی در اردوگاه کار اجباری نازی ها را با توجه به کشف معنا توسط نویسنده به عنوان یک عامل کلیدی بقا توصیف می کند. از سوی دیگر، در بخش دوم کتاب، فرانکل(نویسنده ی کتاب) ، روش منطق درمانی خود را برای «درمان روح با هدایت آن به سوی یافتن معنای زندگی» توضیح می‌دهد.

استدلال فرانکل ( نویسنده کتاب انسان در جست و جوی معنا ) این بود که حتی در وحشتناک ترین شرایط، یک فرد هنوز این آزادی را دارد که انتخاب کند چگونه شرایط خود را مدیریت کند و از آنها معنا بسازد.

فرانکل استدلال می‌کند که ما نمی‌توانیم از رنج اجتناب کنیم، اما می‌توانیم نحوه کنار آمدن با آن را انتخاب کنیم، در آن معنا پیدا کنیم و با هدفی جدید به جلو برویم. فرانکل با انتخاب توانایی خود برای کنترل واکنش هایش و نحوه رفتارش با دیگران، معنای نهایی آزادی را کشف کرد.

انسان هایی که در رنج هستند، با احساس عمیق شکست، احساس ناامیدی می کنند. انسان در جست و جوی معنا (فرانکل، 1984 ) در چنین مواقعی کتاب مفیدی است: اگر کتاب به طور فعال خوانده شود، به احتمال زیاد راه حلی برای احساسات یک انسان افسرده باشد.

این کتاب که توسط متخصص مغز و اعصاب اتریشی و یک بازمانده از هولوکاست، ویکتور فرانکل نوشته شده است، ساده و در عین حال پررنگ و تامل برانگیز است. فرانکل بنیانگذار منطق درمانی، نوعی از روانشناسی وجودی است. کتاب‌ها و سخنرانی‌های او که چندین جایزه دریافت کرده‌اند، الهام‌بخش‌ترین کتاب‌ها در یافتن معنای زندگی و رنج هستند.

این کتاب فوق‌العاده برجسته است زیرا فرانکل، با روایت نمونه‌های زندگی خود در اردوگاه کار اجباری آشویتس، این ایده قابل توجه را ارائه می‌دهد که چگونه می‌توانیم هدف یا معنایی را در هر موقعیتی، از جمله بدترین شرایط، انتخاب کنیم. او تجربیات شخصی و مشاهدات خود را از تغییرات جزئی انسان به صورت توصیفی نشان می دهد که امید را به خواننده القا می کند.

فرانکل با داده های غنی اولیه و ثانویه، ایده های خود را در سه بخش مطرح می کند. روش شناسی کیفی مورد استفاده، افکار او را به آرامی از طریق این سه بخش در هم آمیخته است، و سخنان نیچه را روشن می کند: “کسی که چرایی برای زندگی دارد، تقریباً می تواند هر روشی را تحمل کند .” این کتاب ترکیبی از تجربیات و داستان های شخصی فرانکل، ارجاع به سایر پیشگامان وجودی، نقل قول هایی از مکاتب انسان گرا و روانکاوانه و نمونه های تصویری عالی است. اصطلاحات آسیب شناسی زیادی در کتاب به کار رفته است که نویسنده به خوبی توضیح داده است.

بخش اول وحشیگری را که هر زندانی در اردوگاه‌های کار اجباری با آن روبه‌رو می‌شد، توصیف می‌کند و فرانکل یکی از آنها به مدت سه سال بود. فرانکل توضیح می‌دهد که چگونه یک زندانی از سه مرحله اصلی در اردوگاه عبور می‌کند و همچنین چگونه هر مرحله زندانیان را از زندگی قبلی‌شان دگرگون می‌کند و چگونه آسیب‌شناسی‌های مختلفی در آنها ایجاد می‌شود.

زندانی ابتدا در حالت شوک قرار داشت که به دنبال آن مرحله ایجاد بی‌علاقگی به وجود آمد و در نهایت با آزادی زندانیان در ابتدا احساس مسخ شخصیت می‌کردند و بعداً علائم شدیدی را به‌صورت متفاوت بروز می‌دادند.

فرانکل در اینجا به آرامی اولین افکار خود را در مورد این تجربیات معرفی می کند. اگرچه او زبان وحشیگری را کمرنگ کرده است، اما این پیام با صدای بلند به گوش می رسد که مطمئناً این بدترین رنجی است که می توان تصور کرد.

در پایان بخش اول، فرد با خواندن کتاب ، به معنای واقعی زندگی، عشق (که در دهه‌های اخیر نسبتاً بی اهمیت شده است) و همچنین به اینکه چقدر نسبت به نعمت های کوچک زندگی ناسپاس شده‌ایم، پی می‌برد.

فرد خواننده همچنین با «معنا درمانی» آشنا می‌شود که نویسنده سعی دارد در بخش دوم توضیح دهد. ماهیت، معنا و اهداف به خوبی شرح داده شده است. حتی بهترین تفاوت‌های بین روانکاوی و معنادرمانی به وضوح مشخص شده است. فرانکل آزادانه هر مفهومی از منطق درمانی را معرفی می کند (مانند خلاء وجودی، مسئولیت بقا، سرخوردگی وجودی).

او همچنین فرآیند و تکنیک های درمانی را با مثال های تصویری عالی و مطالعات موردی توصیف می کند.با این حال، او توضیح نمی دهد که چگونه می توان این تکنیک ها را با فرآیند روان درمانی مرسوم ادغام کرد.

با این وجود، درخواست قوی او برای انسان‌سازی مجدد روان‌درمانی، ما را به سمتی جدید از فکر و عمل الهام می برد.

جنبه سوم کتاب جذابیتی برای خوانندگانی است که می‌خواهند اصول معنادرمانی را بر روی خود اعمال کنند (برای شروع): بخش خوش‌بینی تراژیک آن را توضیح می‌دهد. سه گانه درد، گناه و مرگ به خوبی توجیه می شود، اگرچه مطالعه فشرده بیشتر برای یک درمانگر تمرین کننده ضروری است.

این بخش همچنین برای یک درمانگر مفید است تا بفهمد چگونه اضطراب ، افسردگی، رفتارهای وسواسی، پرخاشگری، روان رنجوری ناشی از بیکاری و.. را می توان به طور موثر از طریق منطق درمانی برطرف کرد. فرانکل تلاش می کند تا توضیح دهد که بی معنی بودن در زندگی ممکن است بیمارگونه نباشد، اما مطمئناً می تواند بیماری زا باشد. با این حال، این بخش برای درک اطلاعات داده شده جامع است، و از این رو، خواندن بیشتر “سه گانه تراژیک” را برای یک تمرین کننده پیشنهاد می کند.

این کتاب پس از توجیه ایده یافتن معنا در زندگی، خود را گسترش می دهد تا به طور منسجم توضیح دهد که کجا و چگونه می توان هدف خود را در زندگی پیدا کرد.

خواندن این بخش از کتاب قطعاً راه حلی را برای هر خواننده روشن می کند.فرانکل به طور مثبت گروه سنی خاصی را که می‌تواند از این کتاب بهره‌مند شود نادیده می‌گیرد، زیرا توضیح می‌دهد که پیری و مرگ را نباید به‌عنوان «پایان فرصت‌ها و احتمالات»، بلکه به‌عنوان مجموعه‌ای از همه «پتانسیل‌های بالفعل شده ومعانی تحقق‌یافته»دانست.

  • هسته اصلی فلسفه فرانکل این است که عمیق ترین آرزوی یک انسان یافتن معنایی در زندگی خود است و اگر بتواند آن معنا را بیابد، می تواند از هر چیزی جان سالم به در ببرد.

فرانکل در تجربیاتش در اردوگاه کار اجباری با این تصمیم که قرار است از رنجش به عنوان فرصتی برای تبدیل شدن خود به فرد بهتری استفاده کند، معنا پیدا کرد. او به جای بی تفاوتی و پذیرش اینکه محکوم به فناست، ترجیح داد رنج خود را در آغوش بگیرد. به عقیده فرانکل، در حالی که سرنوشت انسان در زندگی قطعاً تحت تأثیر شرایطی است که او در آن قرار می گیرد، اما او در نهایت آزاد است که مسیر زندگی خود را انتخاب کند. حتی در بدترین شرایط ممکن، انسان همیشه در انتخاب نگرش نسبت به زندگی آزاد است.

  • فرانکل مدعی است که سه راه برای یافتن معنا در زندگی وجود دارد: از طریق کار، از طریق عشق، و از طریق رنج.

فرانکل اراده خود را برای رسیدن به معنا یا میل خود برای داشتن یک زندگی معنادار ، با تمرکز بر معانی بالقوه ای که می توانست برای خود ایجاد کند، در طول سه سال حضور در اردوگاه ها زنده نگه داشت. فرانکل علاوه بر یافتن معنایی در رنجش، با فکر کردن به کاری که پس از ترک اردوگاه می‌خواست انجام دهد، به خود انگیزه داد.

او می‌خواست دست‌نوشته‌اش را درباره لوگوتراپی بازنویسی کند ، دست‌نوشته‌ای که نازی‌ها هنگام ورود به آشویتس از او گرفتند.فرانکل همچنین در عشق امید پیدا کرد و تصویر همسرش به او کمک کرد تا در بسیاری از سخت ترین دوران زندگی اش بتواند مقاومت کند.

فرانکل توانست از کار، عشق و رنج خود برای زنده نگه داشتن خود استفاده کند زیرا احساس می کرد که در قبال آنها و در مقابل آنها مسئول است. او استدلال می‌کند که انسان‌ها نمی‌توانند معنای کلی یا فوق‌معنای زندگی را درک کنند ، در عوض، ما باید به دنبال راه‌هایی باشیم که هر لحظه را ارزشمند کنیم.هر شخصی وظیفه منحصر به فردی دارد که فقط خودش می تواند آن را انجام دهد و مسئولیت انجام این کار بر عهده اوست.

بخش دوم کتاب، “معنا درمانی به طور خلاصه” به توضیح بیشتر ایده های فرانکل در مورد معنا درمانی اختصاص دارد. او توضیح می‌دهد که میل انسان به معنا می‌تواند از نظر وجودی ناامید شود ، که به نوبه خود می‌تواند باعث تحریک روان‌های عصبی نووژنیک شود . به عبارت دیگر، اگر مردی نتواند معنا یا هدف زندگی خود را بیابد، ممکن است دچار مشکلات روانی شود.

فرانکل استدلال می کند که هرکسی باید تلاش کند تا در وضعیت نودینامیک قرار گیرد ، که در آن تنشی بین آنچه قبلاً انجام داده و آنچه که امیدوار است انجام دهد وجود دارد.

از نظر فرانکل، این تنش بین گذشته و حال برای سلامت روان حیاتی است. برای کسانی که نیاز به درمان دارند، فرانکل به آنها کمک می کند تا با استفاده از قصد متناقض بر اضطراب ها و ترس های خود غلبه کنند،وضعیتی که در آن فرد سعی می کند چیزی را که از آن می ترسد به وجود آورد.در نهایت، لوگوتراپی به دنبال کمک به بیماران خود برای دستیابی به اهداف است ، خواه خلاص شدن از یک فوبیا یا زنده ماندن از یک موقعیت وحشتناک و یافتن راه هایی برای به انجام رساندن معنادار آنها.

  • فرانکل کتاب خود را با این جمله به پایان می رساند که «انسان موجودی است که اتاق های گاز را در آشویتس اختراع کرد.با این حال، او نیز همان موجودی است که با دعای پروردگار یا شمع اسرائیل بر لبانش ، قائم وارد آن اتاق های گاز شد.

فرانکل معتقد است در حالی که انسان قطعاً قادر به انجام شر است، هیچ انسانی نباید شرور باشد. هر انسانی این ظرفیت را دارد که در هر موقعیت ممکن رفتار و نگرش خود را تغییر دهد. فرانکل در پس‌نوشته‌اش، این باور را به‌عنوان پایه‌ای برای خوش‌بینی غم‌انگیز خود ، یا اعتقاد به اهمیت «بله» گفتن علی‌رغم همه چیز، تأیید می‌کند.

فرانکل بقیه عمرش را صرف آموختن چیزهایی کرد که در بدترین زمان‌ها آموخته بود: اینکه مردم می‌توانند و باید در زندگی‌شان معنا پیدا کنند، حتی اگر تنها چیزی که می‌دانند رنجی عظیم باشد. این به عنوان منطق درمانی شناخته می شود و چیزی است که او را به یکی از چهره های کلیدی روانشناسی مدرن تبدیل می کند.

3 درس کلی که می توان از کتاب انسان در جست و جوی معنا گرفت:

  1. گاهی تنها راه زنده ماندن تسلیم شدن در برابر مرگ است.
  2. زندگی شما معنای خاص خود را دارد و این به شما بستگی دارد که آن را پیدا کنید.
  3. برای از بین بردن ترس های خود از نیت متناقض استفاده کنید.

درس 1: بی تفاوت بودن نسبت به مرگ به مردم امکان زنده ماندن می داد.

فرانکل گفت که تمام زندانیان اردوگاه کار اجباری پس از رسیدن به اردوگاه چندین مرحله را پشت سر گذاشتند. این همان چیزی است که او و برخی از همسالان بازمانده اش را با کسانی که از بین رفته اند متفاوت کرده است و کاملاً متناقض است.

برای زنده ماندن باید هر لحظه با مردن مشکلی نداشت.

این نوع بی‌تفاوتی نسبت به مرگ، به زندانیان این امکان را می‌دهد که از ذهن خود در برابر وحشت اطراف خود محافظت کنند و آنچه را که برای زنده ماندن لازم بود انجام دهند.

همه چیزهایی که ما امروز بدیهی می دانیم در اردوگاه های کار اجباری به شدت محدود بودند: غذا، لباس، خواب، استراحت. زندانیان با تسلیم شدن به زمان حال و صرف نکردن یک ثانیه به آینده، بی‌تفاوتی مورد نیاز خود را برای مثال، گرفتن یک جفت کفش حیاتی از بدن مرده یا پنهان شدن در انبوهی از کود برای جلوگیری از وارد شدن به اتاق گاز جلب کردند.

گاهی اوقات تنها راه زنده ماندن تسلیم شدن در برابر مردن است.

درس 2: زندگی شما معنای خاص خود را دارد و این به شما بستگی دارد که در هر لحظه آن را پیدا کنید.

اگر از هر شطرنج باز بزرگی بپرسید بهترین حرکت در شطرنج چیست، آنها فقط با چهره ای متحیر به شما خیره خواهند شد. چنین چیزی وجود ندارد.مطمئناً بهترین حرکت در هر موقعیت بازی وجود دارد، اما هیچ حرکت کلی نمی تواند همه حرکت های دیگر را شکست دهد.

معنای زندگی شما هم همین طور است.

هیچ معنای کلی زندگی و حتی یک معنای منحصر به فرد زندگی شما وجود ندارد . معنای زندگی شما نه تنها مختص شماست، بلکه به تصمیمات و موقعیت های شما نیز بستگی دارد.

این همان چیزی است که لوگوتراپی ادعا می کند و این تصور غلط رایج را برعکس می کند که قبل از اینکه بتوانید بهترین زندگی خود را داشته باشید، ابتدا باید معنای زندگی خود را پیدا کنید.

درعوض، نحوه عمل شما و میزان مسئولیت در قبال تصمیماتی که می گیرید، تعیین می کند که چقدر احساس معناداری در زندگی دارید.

درس 3: سعی کنید ترس های خود را مجبور کنید تا به واقعیت تبدیل شوند تا آنها را از بین ببرید.

کار دیگری که لوگوتراپی انجام می دهد این است که افراد را با تمرکز بر وضعیت ذهنی درونی خود به جای عوامل بیرونی قادر می سازد، بنابراین به آنها احساس کنترل بر زندگی خود می دهد.

به عنوان مثال، اگر می ترسید گاهی اوقات در حضور دوستانتان لکنت زبان داشته باشید، ممکن است به نظر برسد که محیط شما (یعنی حضور دوستانتان در آنجا) مقصر است.

اما با استفاده از چیزی که فرانکل آن را نیت متناقض می نامد ، می توانید این را تغییر دهید و کنترل کنید. در واقع، شما فقط شروع به لکنت می کنید، زیرا می ترسید شروع به لکنت کنید. نیت متناقض با وادار کردن شما به تلاش و وادار کردن ترس هایتان به واقعیت این موضوع را تغییر می دهد .

در این مثال، شما باید دقیقاً همان کاری را انجام دهید که از آن می ترسید و سعی کنید تا جایی که ممکن است در اطراف دوستان خود لکنت زبان داشته باشید.

متوجه خواهید شد که به محض اینکه بخواهید آن را به زور انجام دهید، نتیجه ای نخواهد داشت و در نهایت ترس خود را از لکنت زبان در مقابل دوستانتان به کلی از دست خواهید داد.

هنگامی که فرانکل وارد اردوگاه کار اجباری آشویتس شد، نگهبانان نازی اموالش را از او گرفتند. آنها دست نوشته ای را مصادره کردند که او در تمام دوران بزرگسالی اش روی آن کار می کرد. پس از یک دوره شوک و ناباوری، فرانکل قول داد که از دوران خود در آشویتس جان سالم به در ببرد تا نسخه خطی را بازنویسی و منتشر کند.

فرانکل در حالی که از تیفوس رنج می‌برد و در آستانه مرگ بود، یادداشت‌هایی برای دست‌نوشته‌اش بر روی کاغذهای ضایعاتی که در اطراف اردوگاه جمع‌آوری کرده بود، نوشت. فرانکل معتقد بود که این دست نوشته اثر ارزشمندی است که فقط او می تواند آن را تکمیل کند. او مجموعه‌ای از تجربیات، دانش و مهارت‌های منحصربه‌فرد برای نوشتن این قطعه داشت. بنابراین، فرانکل خود را متقاعد کرده بود که مرگ او منجر به از دست دادن سهم او در جهان خواهد شد. این وظیفه زندگی فرانکل شد.

از تخیل خود برای غلبه بر رنج استفاده کنید

فرانکل عذاب راه رفتن در سرما در حالی که توسط یک نگهبان نازی مورد ضرب و شتم قرار می گیرد را برای خواننده شرح می دهد. او مردی را به یاد می آورد که با او زمزمه می کرد: «اگر همسران ما اکنون می توانستند ما را ببینند! من امیدوارم که آنها در اردوهای خود وضعیت بهتری داشته باشند و ندانند چه بر سر ما می آید. این امر به جای نگرانی در مورد نظر مرد، فرانکل را وادار کرد تا به تخیل خود عقب نشینی کند. او همسرش و لبخندش را به تصویر کشید.

افکار مثبت می توانند به عنوان یک عامل منحرف کننده از یک واقعیت وحشتناک عمل کنند. حتی پس از آن، در آن راهپیمایی هولناک در زمستان، فرانکل به راه افتاد زیرا توانست در درون خود عقب نشینی کند. بدنش کتک خورد، اما روحش تسخیر ناپذیر باقی ماند. روحیه قوی تنها دلیلی بود که فرانکل و تعداد کمی دیگر توانستند زنده بمانند.

هر کس در زندگی حرفه یا مأموریت خاص خود را دارد. همه باید یک وظیفه مشخص را انجام دهند که مستلزم تحقق است. در آنجا نه می توان او را جایگزین کرد و نه می توان زندگی او را تکرار کرد. بنابراین، وظیفه هر کسی منحصر به فرد است، همانطور که فرصت خاص او برای اجرای آن است.

– ویکتور ای. فرانکل

 

با پذیرفتن چالش رنج کشیدن شجاعانه، زندگی تا آخرین لحظه معنا پیدا می کند و این معنا را به معنای واقعی کلمه تا انتها حفظ می کند.

– ویکتور ای. فرانکل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

وب سایت مطعلق به مجموعه بهترین بک لینک