Category Archives: کتاب پزشکی

معرفی کتاب «درمان شوپنهاور»

Published by:

معرفی کتاب «درمان شوپنهاور»

درمان شوپنهاور

همه ما زمانی ممکن است، به این فکر بیفتیم که در مواجهه به مرگ چه کار خواهیم کرد.
ژولیوس که یک روان درمانگر است، پس از یک معاینه پزشکی، از سرطان درمان ناپذیر خود آگاه می گردد. مواجهه با مرگ، ژولیوس را به فکر بازنگری در زندگی و کار خود می اندازد. آیا او تغییر قابل تاملی در زندگی بیماران خود ایجاد کرده است؟ در مورد بیمارانی که در درمان آنها شکست خورده است چطور؟ چه اتفاقی برای آنها افتاده است؟ آیا اکنون آنقدر خردمند و پخته شده است که بتواند به آنها کمک کند؟
در تکاپوی بازبینی گذشته ، ژولیوس با یکی از بیماران خود به نام فیلیپ مواجه می شود. فیلیپ را 23 سال پیش برای اعتیاد جنسی، درمان می کرد. در آن زمان تنها روش ارتباط فیلیپ با سایر انسانها، ارتباطات جنسی بود که با زنان بیشماری برقرار می کرد و درمان ژولیوس برای او ناکام ماند.
حالا فیلیپ ادعا می کرد که خود را با مطالعه آثار فیلسوف بدبین و انسان گریز تاریخ «آرتو شوپنهاور»درمان کرده است.
در نهایت شگفتی، فیلیپ مشاور فلسفی شده بود و در مقابل تعلیم روش شوپنهاور در درمان به ژولیوس، از او درخواست تاییده برای دریافت مجوز درمان داشت که نیازمند نظارت ژولیوس بر کار فیلیپ طی یک دوره بود.
ژولیوس بی میل بود، چطور ممکن بود که فیلیپ، درمانگر شود؟ او هنوز هم همان آدم مغرور، بی ملاحظه و خودمحوری بود که قبلا بود. بالاخره ژولیوس موافقت کرد ولی به شرطی که فیلیپ ابتدا برای 6 ماه در جلسات گروه درمانی او شرکت کند، به این امید که فیلیپ در ارتباط با سایر بیماران گروه درمان متوجه رفتار انسان گریز خود گردد و مهارت های ارتباطی او برای درمان گر شدن بهبود یابد.
فیلیپ وارد گروه درمانی می شود اما او بیشتر سعی می کند تا فلسفه شوپنهاور را که به زعم او قادر به درمان همه است، به گروه بیاموزد. به زودی ژولیوس و فیلیپ که دو دیدگاه متفاوت در درمان استفاده می کنند، برای تصاحب قلب و ذهن اعضای گروه با هم رقابت می کنند. آیا این آواز قوی ژولیوس[کنایه از پایان کار] می گردد و منجر به متلاشی شدن گروه و به باد رفتن سالها کار می شود؟ یا اینکه اعضای گروه و فیلیپ دچار تحولی شگرف می گردند.
این داستان واقعیت و خیال را در هم می آمیزد و تصویر دقیقی از گروه درمانی در عمل ارائه می کند، به علاوه اینکه زندگی آرتور شوپنهاور و تاثیر آن در زندگی فیلیپ و تحول او را، به تصویر می کشد.

معرفی کتاب «روان درمانی اگزیستانسیال»

Published by:

معرفی کتاب «روان درمانی اگزیستانسیال»

روان درمانی اگزیستانسیال

کتاب روان درمانی اگزیستانسیال هم راهنمایی برای درمانگران است و هم نوعی درمان به شمار می رود: هر کس که آن را بخواند، عمیقا تحت تاثیر قرار می گیرد و خردمند تر می شود انگار چندین ساعت به گفت و گو با کسی نشسته که عزمش را برای عبور از ژرف ترین مشکلات بشری جزم کرده است. داستایوفسکی، تولستوی، کافکا، سارتر، کامو و بسیاری دیگر با نویسنده هم آوا شده اند تا از دلواپسی های غایی بشر بگویند.

مخاطبان اصلی کتاب، دانشجویان و روان درمانگران بالینی اند ولی به دلیل سبک قابل فهم و عاری از اصطلاحات تخصصی اش، برای خواننده ی معمولی نیز قابل درک و بسیار جذاب است. یالوم پس از نوشتن این کتاب و برای بسط نظریه ی اگزیستانسیال بود که به ابزار داستان روی آورد و آثاری چون “وقتی نیچه گریست” و “مامان و معنی زندگی” را خلق کرد. او خود “روان درمانی اگزیستانسیال” را کتاب مرجع تمامی آثاری دانسته که پس از آن به رشته ی تحریر درآورده است.

رونمایی از دائره‌المعارف «ده‌هزار سال پزشکی در پنج قاره جهان»/ یادی از حسین تجدد و دلبستگی به ایران

Published by:

رونمایی از دائره‌المعارف «ده‌هزار سال پزشکی در پنج قاره جهان»/ یادی از حسین تجدد و دلبستگی به ایران

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) آیین رونمایی از دائره‌‌المعارف هشت جلدی «ده‌هزار سال پزشکی در پنج قاره جهان» همزمان با بیست و چهارمین دوره هفته کتاب و در حاشیه پانزدهمین نمایشگاه کتاب کرمان، جمعه (28 آبان‌ماه) برگزار می‌شود. مرحوم دکتر حسین تجدد، طی 15 سال تدوین این اثر را به پایان رسانده و نشر این اثر نیز از سوی انتشارات «هورمزد» بر عهده داشته است.

در این نمایشگاه همچنین از «دائره‌المعارف تاریخ دندانپزشکی جهان» و «فراز و‌ فرود‌های انقلاب مشروطیت و سایر جنبش‌ها و قیام‌ها» نیز در این نمایشگاه رونمایی خواهد شد.

درباره حسین تجدد
حسین تجدد انتشار بیش از 20 عنوان کتاب و دایره‌المعارف در کارنامه علمی خود دارد. «پیشینه پزشکی ایران از دارالفنون تا انقلاب اسلامی»، «بازنویسی رساله پزشکی عوارض عصبی تومور‌های نازوفارنکس»، «تاریخ بهداشت جهان (برگزدان از راسن) به انضمام تاریخچه بهداشت در ایران» از‌ جمله آثار این چهره شناخته شده است.

وی همچنین در حوزه‌های تاریخ نیز به تالیف کتاب اقدام کرده است. مرحوم تجدد بعد از سال‌ها تحصیل، تحقیق و سفر به مناطق مختلف دنیا و جای جای ایران درباره سرزمینش نوشته است: «… سرانجام فهمیدم هیچ‌‌جا ایران نمی‌شود؛ فهمیدم وطن را باید دوست داشت؛ در وطن باید ماند؛ با وطن باید زیست؛ در وطن باید نوشت و در وطن باید مرد؛ و به وطنم بازگشتم؛ دوست داشتم؛ زیستم و نوشتم و در وطن خواهم مرد.»

رونمایی از دائره‌المعارف «ده‌هزار سال پزشکی در پنج قاره جهان»/ یادی از حسین تجدد و دلبستگی به ایران

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) آیین رونمایی از دائره‌‌المعارف هشت جلدی «ده‌هزار سال پزشکی در پنج قاره جهان» همزمان با بیست و چهارمین دوره هفته کتاب و در حاشیه پانزدهمین نمایشگاه کتاب کرمان، جمعه (28 آبان‌ماه) برگزار می‌شود. مرحوم دکتر حسین تجدد، طی 15 سال تدوین این اثر را به پایان رسانده و نشر این اثر نیز از سوی انتشارات «هورمزد» بر عهده داشته است.

در این نمایشگاه همچنین از «دائره‌المعارف تاریخ دندانپزشکی جهان» و «فراز و‌ فرود‌های انقلاب مشروطیت و سایر جنبش‌ها و قیام‌ها» نیز در این نمایشگاه رونمایی خواهد شد.

درباره حسین تجدد
حسین تجدد انتشار بیش از 20 عنوان کتاب و دایره‌المعارف در کارنامه علمی خود دارد. «پیشینه پزشکی ایران از دارالفنون تا انقلاب اسلامی»، «بازنویسی رساله پزشکی عوارض عصبی تومور‌های نازوفارنکس»، «تاریخ بهداشت جهان (برگزدان از راسن) به انضمام تاریخچه بهداشت در ایران» از‌ جمله آثار این چهره شناخته شده است.

وی همچنین در حوزه‌های تاریخ نیز به تالیف کتاب اقدام کرده است. مرحوم تجدد بعد از سال‌ها تحصیل، تحقیق و سفر به مناطق مختلف دنیا و جای جای ایران درباره سرزمینش نوشته است: «… سرانجام فهمیدم هیچ‌‌جا ایران نمی‌شود؛ فهمیدم وطن را باید دوست داشت؛ در وطن باید ماند؛ با وطن باید زیست؛ در وطن باید نوشت و در وطن باید مرد؛ و به وطنم بازگشتم؛ دوست داشتم؛ زیستم و نوشتم و در وطن خواهم مرد.»

رونمایی از دائره‌المعارف «ده‌هزار سال پزشکی در پنج قاره جهان»/ یادی از حسین تجدد و دلبستگی به ایران

دانلود مستقیم تلگرام فارسی

«سامانه واژه‌شناسی آموزش پزشکی» طراحی شد

Published by:

«سامانه واژه‌شناسی آموزش پزشکی» طراحی شد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، طراحی «سامانه واژه‌شناسی آموزش پزشکی» در ادامه تدوین بسته‌های تحول و نوآوری در آموزش علوم‌‌پزشکی با همکاری دانشگاه علوم‌پزشکی کرمان طراحی و در دسترس قرار گرفت.     
 
این سامانه به منظور ایجاد و ارتقای ادبیات مشترک در میان مسئولان، استادان و دست‌اندرکاران حوزه آموزش پزشکی درباره تحول، «سامانه برخط واژه‌شناسی آموزش پزشکی» با محوریت بسته‌های تحول و نوآوری در آموزش علوم پزشکی با همکاری دانشگاه علوم پزشکی کرمان طراحی شد و به نشانی http://meterm.ir قابل دسترسی است.

در این سامانه با توجه به استفاده از الگوی وبگاهی ویکی (WIKI) علاوه بر امکان دسترسی به تعاریف و مفاهیم واژه‌ها و اصطلاحات به کار رفته در بسته‌های تحولی، زمینه لازم برای ارائه پیشنهاد، افزودن واژه‌ها و مفاهیم دیگر مرتبط با آموزش سلامت یا ویرایش تعاریف قبلی برای کاربران فراهم است.

«سامانه واژه‌شناسی آموزش پزشکی» طراحی شد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، طراحی «سامانه واژه‌شناسی آموزش پزشکی» در ادامه تدوین بسته‌های تحول و نوآوری در آموزش علوم‌‌پزشکی با همکاری دانشگاه علوم‌پزشکی کرمان طراحی و در دسترس قرار گرفت.     
 
این سامانه به منظور ایجاد و ارتقای ادبیات مشترک در میان مسئولان، استادان و دست‌اندرکاران حوزه آموزش پزشکی درباره تحول، «سامانه برخط واژه‌شناسی آموزش پزشکی» با محوریت بسته‌های تحول و نوآوری در آموزش علوم پزشکی با همکاری دانشگاه علوم پزشکی کرمان طراحی شد و به نشانی http://meterm.ir قابل دسترسی است.

در این سامانه با توجه به استفاده از الگوی وبگاهی ویکی (WIKI) علاوه بر امکان دسترسی به تعاریف و مفاهیم واژه‌ها و اصطلاحات به کار رفته در بسته‌های تحولی، زمینه لازم برای ارائه پیشنهاد، افزودن واژه‌ها و مفاهیم دیگر مرتبط با آموزش سلامت یا ویرایش تعاریف قبلی برای کاربران فراهم است.

«سامانه واژه‌شناسی آموزش پزشکی» طراحی شد

دانلود نرم افزار

لطفی‌زاده: زنگ خطر ترجمه برای رشته دامپزشکی به صدا در آمده است/ ظرفیت پژوهش‌ها برای تبدیل شدن به کتاب‌های بومی

Published by:

لطفی‌زاده: زنگ خطر ترجمه برای رشته دامپزشکی به صدا در آمده است/ ظرفیت پژوهش‌ها برای تبدیل شدن به کتاب‌های بومی

خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)- تاسیس مدرسه عالی دامداری در سال 1932 سنگ‌بنای شکل‌گیری دانش دامپزشکی نوین در ایران است. بعد از‌ تغییر و تحول فراوان در این رشته تربیت دامپزشکان براساس علوم جدید را می‌توان اوج حرکت علمی این رشته در ایران دانست.

روز جهانی‌ دامپزشکی در سال ۲۰۰۰ از سوی سازمان جهانی‌ دامپزشکی اعلام شده است. تربیت بیش از یک‌هزار و 500  دانشجوی دامپزشکی در کشور از یک سو و  تاثیر این دانش بر زندگی انسان از سوی دیگر موجب می‌شود تا تولید کتاب بومی براساس نتایج بومی مورد توجه قرار گیرد.

به‌ مناسبت 14 مهر‌ماه روز جهانی دامپزشکی با دکتر محمد لطفی‌زاده، دامپزشک و مدیرمسئول مرکز مجازی ترویج دامپزشکی «مِتُد» به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم.     
    
معرفی و تاکید بر تولید منبع بومی

دکتر محمد لطفی‌زاده،در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) درباره فعالیت‌های این مرکز «مِتُد» اظهار کرد: مرکز مجازی ترویج دامپزشکی هرچند که به تازگی فعالیت خود را آغاز کرده اما 6 سال به‌عنوان رئیس مرکز مجازی پژوهش‌های راهبردی دامپزشکی یا «حکیم مهر» فعالیت داشتم که بعد از واگذاری مدیریت آن در حال حاضر مدیرمسئول مرکز «متد» هستم. سه هدف، اعم از معرفی رشته و شغل دامپزشکی، ترویج مفهوم سلامت واحد و انعکاس فعالیت‌‌های علوم دامپزشکی برای دو جامعه هدف شامل دامپزشکان و عموم مردم برای این مرکز در نظر گرفته شده است.   
 
وی در تعریف مفهوم «سلامت» به‌عنوان دومین هدف مرکز مجازی ترویج دامپزشکی افزود: مفهوم سلامت نیز که در ابعاد بین‌المللی تعریف شده به‌معنای همکاری موثر پزشکان و دامپزشکان برای ارتقاء سطح بهداشت عمومی جامعه است. برخلاف تصور رایج، دامپزشکی فقط محدود به درمان حیوانات نیست بلکه نقش مهمی در طب پیشگیری و افزایش سطح بهداشت عمومی جامعه دارد. شناسایی و پاسخ به برخی شبهات و شایعات نیز از فعالیت‌های جانبی مرکز مجازی ترویج دامپزشکی است. یکی از مهم‌‌ترین شبهات رایج در جامعه، تولید مرغ‌های هورمونی است. هیچ مرغ هورمونی در کشور وجود ندارد چراکه به‌هیچ وجه‌ برای مرغدار صرفه اقتصادی ندارد.   

بی‌رغبتی به تالیف در رشته دامپزشکی
لطفی‌زاده در تشریح فعالیت مرکز در حوزه کتاب گفت: معرفی تازه‌های نشر در حوزه دامپزشکی، در قالب دومین هدف کلان «مَتُد» تعریف شده است؛ به‌عبارت دیگر یکی از برنامه‌های مرکز، انعکاس فعالیت‌‌های رشته دامپزشکی است؛ بنابراین هر یک از نویسندگان و مترجمان که در رشته دامپزشکی و شاخه‌های مرتبط فعال هستند می‌توانند رایگان از امکانات مرکز برای معرفی آثار خود بهره‌مند شوند؛ علاوه بر این با هدف جلب نظر افراد علاقه‌مند و ایجاد انگیزه به‌آن‌ها به رشته دامپزشکی بخش‌‌های قابل‌توجه کتاب‌ها نیز به‌صورت جداگانه معرفی خواهد شد.
 
این متخصص بهداشت عمومی درباره وضعیت نشر در حوزه دامپزشکی ادامه داد: در رشته دامپزشکی همانند سایر رشته‌های دانشگاهی رغبت قابل‌ توجهی برای تالیف کتاب در مقایسه با ترجمه وجود ندارد و فقر تالیف کتاب یک ضعف مهم تلقی می‌شود. انتقاد بزرگی به غالب استادان دانشکده‌های دامپزشکی وجود دارد که بیشتر به‌دنبال ترجمه کتاب هستند و با نیازمندی‌های بومی کشور ما در تضاد است. انتظار می‌رود که دانشجوی رشته دامپزشکی با بیماری‌های بومی کشور از طریق کتاب‌های تولیدی داخل آشنا شود علاوه براین توقع داریم که استادان با تجربه نسبت به انتشار تجارب خود اقدام کنند.
 
نویسنده کتاب «معرفی بیماری هاری» با اشاره به لزوم توجه به چالش‌های حوزه تالیف اظهار کرد: در شرایطی که مدرسان دانشگاه، بدون توجه به ظرفیت‌‌های بازار اشتغال بخش دامپزشکی به کار گرفته می‌شوند و به‌عبارت دیگر مدرسان را سرگرم آموزش به خیل عظیمی از دانشجویان می‌کنیم که در واقع ببیش از نیاز بازار کار است و نمی‌توان شکل‌گیری جریان تالیف را در این حوزه انتظار داشت. بیش از یک‌هزار و 500 دانشجوی دامپزشکی در سال دانش‌‌آموخته می‌شوند در حالی که نیاز کشور با یک سوم این تعداد برطرف می‌شود.

تاثیر پژوهشگاه دامپزشکی در تولید منبع بومی
لطفی‌زاده افزود: پیشنهاد می‌کنیم که نیمی از دانشکده‌های دامپزشکی به پژوهشگاه تبدیل شود این در حالی‌ است که در حال حاضر پژوهشکده مستقلی در حوزه دامپزشکی وجود ندارد اما دامپزشکان در پژوهشگاه‌های مختلف مانند رویان یا مرکز تحقیقات قلب و موسسات پژوهشی مانند سرم و واکسن‌سازی رازی یا انستیتو پاستور ایران فعالیت دارند. ایجاد پژوهشگاه دو فایده را به دنبال دارد؛‌ نخست پژوهش در اولویت قرار می‌گیرد سپس حاصل پژوهش‌های تجربی تالیف و در اختیار دانشجویان همچنین افراد فعال در بازار کار این بخش قرار خواهد گرفت. این پیشنهاد پیش از این نیز مطرح شده بود که همچنان به قوت خود باقی است.

فقر پژوهش مستقل در رشته دامپزشکی
وی با اشاره به فقر پژوهش مستقل در حوزه دامپزشکی گفت: در تشریح بهتر فقر پژوهش مستقل در رشته دامپزشکی به تاسیس قطب علمی در دانشگاه‌ها اشاره می‌کنم. قطب‌ها در حاشیه برنامه‌‌های آموزشی انجام می‌شود و به‌عبارت دیگر در اولویت قرار ندارد. رشته دامپزشکی نیز چنین وضعیتی را تجربه می‌کند درصورتی که با ایجاد پژوهشگاه می‌توان در زمینه‌هایی از‌ جمله انتقال بیماری عفونی از حیوان به انسان، بیماری‌های انگلی یا بیماری‌های متابولیک و غدد تحقیق کرد؛ به‌طور قطع نتایج این پژوهش‌ها برای تبدیل شدن به کتاب بومی ظرفیت دارند.

ترجمه لازم اما تالیف واجب است
رئیس دپارتمان طب پیشگیری درباره ترجمه کتاب در رشته دامپزشکی ادامه داد: با توجه به لزوم توجه به علم روز در رشته‌های مختلف علمی مخالفتی برای ترجمه در رشته دامپزشکی وجود ندارد بلکه ترجمه لازم است؛‌ اما در صورتی که میزان ترجمه از تالیف با فاصله زیاد سبقت بگیرد زنگ خطر برای این رشته به صدا در می‌آید که البته این اتفاق افتاده است. ایراد اصلی در ترجمه بیش از نیاز انتشار کتاب‌هایی است که از مسائل بومی کشور خالی هستند؛ به‌عنوان مثال روش‌های درمانی کتاب‌های خارجی در کشور کاربرد ندارد.

لطفی‌زاده: زنگ خطر ترجمه برای رشته دامپزشکی به صدا در آمده است/ ظرفیت پژوهش‌ها برای تبدیل شدن به کتاب‌های بومی

خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)- تاسیس مدرسه عالی دامداری در سال 1932 سنگ‌بنای شکل‌گیری دانش دامپزشکی نوین در ایران است. بعد از‌ تغییر و تحول فراوان در این رشته تربیت دامپزشکان براساس علوم جدید را می‌توان اوج حرکت علمی این رشته در ایران دانست.

روز جهانی‌ دامپزشکی در سال ۲۰۰۰ از سوی سازمان جهانی‌ دامپزشکی اعلام شده است. تربیت بیش از یک‌هزار و 500  دانشجوی دامپزشکی در کشور از یک سو و  تاثیر این دانش بر زندگی انسان از سوی دیگر موجب می‌شود تا تولید کتاب بومی براساس نتایج بومی مورد توجه قرار گیرد.

به‌ مناسبت 14 مهر‌ماه روز جهانی دامپزشکی با دکتر محمد لطفی‌زاده، دامپزشک و مدیرمسئول مرکز مجازی ترویج دامپزشکی «مِتُد» به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم.     
    
معرفی و تاکید بر تولید منبع بومی

دکتر محمد لطفی‌زاده،در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) درباره فعالیت‌های این مرکز «مِتُد» اظهار کرد: مرکز مجازی ترویج دامپزشکی هرچند که به تازگی فعالیت خود را آغاز کرده اما 6 سال به‌عنوان رئیس مرکز مجازی پژوهش‌های راهبردی دامپزشکی یا «حکیم مهر» فعالیت داشتم که بعد از واگذاری مدیریت آن در حال حاضر مدیرمسئول مرکز «متد» هستم. سه هدف، اعم از معرفی رشته و شغل دامپزشکی، ترویج مفهوم سلامت واحد و انعکاس فعالیت‌‌های علوم دامپزشکی برای دو جامعه هدف شامل دامپزشکان و عموم مردم برای این مرکز در نظر گرفته شده است.   
 
وی در تعریف مفهوم «سلامت» به‌عنوان دومین هدف مرکز مجازی ترویج دامپزشکی افزود: مفهوم سلامت نیز که در ابعاد بین‌المللی تعریف شده به‌معنای همکاری موثر پزشکان و دامپزشکان برای ارتقاء سطح بهداشت عمومی جامعه است. برخلاف تصور رایج، دامپزشکی فقط محدود به درمان حیوانات نیست بلکه نقش مهمی در طب پیشگیری و افزایش سطح بهداشت عمومی جامعه دارد. شناسایی و پاسخ به برخی شبهات و شایعات نیز از فعالیت‌های جانبی مرکز مجازی ترویج دامپزشکی است. یکی از مهم‌‌ترین شبهات رایج در جامعه، تولید مرغ‌های هورمونی است. هیچ مرغ هورمونی در کشور وجود ندارد چراکه به‌هیچ وجه‌ برای مرغدار صرفه اقتصادی ندارد.   

بی‌رغبتی به تالیف در رشته دامپزشکی
لطفی‌زاده در تشریح فعالیت مرکز در حوزه کتاب گفت: معرفی تازه‌های نشر در حوزه دامپزشکی، در قالب دومین هدف کلان «مَتُد» تعریف شده است؛ به‌عبارت دیگر یکی از برنامه‌های مرکز، انعکاس فعالیت‌‌های رشته دامپزشکی است؛ بنابراین هر یک از نویسندگان و مترجمان که در رشته دامپزشکی و شاخه‌های مرتبط فعال هستند می‌توانند رایگان از امکانات مرکز برای معرفی آثار خود بهره‌مند شوند؛ علاوه بر این با هدف جلب نظر افراد علاقه‌مند و ایجاد انگیزه به‌آن‌ها به رشته دامپزشکی بخش‌‌های قابل‌توجه کتاب‌ها نیز به‌صورت جداگانه معرفی خواهد شد.
 
این متخصص بهداشت عمومی درباره وضعیت نشر در حوزه دامپزشکی ادامه داد: در رشته دامپزشکی همانند سایر رشته‌های دانشگاهی رغبت قابل‌ توجهی برای تالیف کتاب در مقایسه با ترجمه وجود ندارد و فقر تالیف کتاب یک ضعف مهم تلقی می‌شود. انتقاد بزرگی به غالب استادان دانشکده‌های دامپزشکی وجود دارد که بیشتر به‌دنبال ترجمه کتاب هستند و با نیازمندی‌های بومی کشور ما در تضاد است. انتظار می‌رود که دانشجوی رشته دامپزشکی با بیماری‌های بومی کشور از طریق کتاب‌های تولیدی داخل آشنا شود علاوه براین توقع داریم که استادان با تجربه نسبت به انتشار تجارب خود اقدام کنند.
 
نویسنده کتاب «معرفی بیماری هاری» با اشاره به لزوم توجه به چالش‌های حوزه تالیف اظهار کرد: در شرایطی که مدرسان دانشگاه، بدون توجه به ظرفیت‌‌های بازار اشتغال بخش دامپزشکی به کار گرفته می‌شوند و به‌عبارت دیگر مدرسان را سرگرم آموزش به خیل عظیمی از دانشجویان می‌کنیم که در واقع ببیش از نیاز بازار کار است و نمی‌توان شکل‌گیری جریان تالیف را در این حوزه انتظار داشت. بیش از یک‌هزار و 500 دانشجوی دامپزشکی در سال دانش‌‌آموخته می‌شوند در حالی که نیاز کشور با یک سوم این تعداد برطرف می‌شود.

تاثیر پژوهشگاه دامپزشکی در تولید منبع بومی
لطفی‌زاده افزود: پیشنهاد می‌کنیم که نیمی از دانشکده‌های دامپزشکی به پژوهشگاه تبدیل شود این در حالی‌ است که در حال حاضر پژوهشکده مستقلی در حوزه دامپزشکی وجود ندارد اما دامپزشکان در پژوهشگاه‌های مختلف مانند رویان یا مرکز تحقیقات قلب و موسسات پژوهشی مانند سرم و واکسن‌سازی رازی یا انستیتو پاستور ایران فعالیت دارند. ایجاد پژوهشگاه دو فایده را به دنبال دارد؛‌ نخست پژوهش در اولویت قرار می‌گیرد سپس حاصل پژوهش‌های تجربی تالیف و در اختیار دانشجویان همچنین افراد فعال در بازار کار این بخش قرار خواهد گرفت. این پیشنهاد پیش از این نیز مطرح شده بود که همچنان به قوت خود باقی است.

فقر پژوهش مستقل در رشته دامپزشکی
وی با اشاره به فقر پژوهش مستقل در حوزه دامپزشکی گفت: در تشریح بهتر فقر پژوهش مستقل در رشته دامپزشکی به تاسیس قطب علمی در دانشگاه‌ها اشاره می‌کنم. قطب‌ها در حاشیه برنامه‌‌های آموزشی انجام می‌شود و به‌عبارت دیگر در اولویت قرار ندارد. رشته دامپزشکی نیز چنین وضعیتی را تجربه می‌کند درصورتی که با ایجاد پژوهشگاه می‌توان در زمینه‌هایی از‌ جمله انتقال بیماری عفونی از حیوان به انسان، بیماری‌های انگلی یا بیماری‌های متابولیک و غدد تحقیق کرد؛ به‌طور قطع نتایج این پژوهش‌ها برای تبدیل شدن به کتاب بومی ظرفیت دارند.

ترجمه لازم اما تالیف واجب است
رئیس دپارتمان طب پیشگیری درباره ترجمه کتاب در رشته دامپزشکی ادامه داد: با توجه به لزوم توجه به علم روز در رشته‌های مختلف علمی مخالفتی برای ترجمه در رشته دامپزشکی وجود ندارد بلکه ترجمه لازم است؛‌ اما در صورتی که میزان ترجمه از تالیف با فاصله زیاد سبقت بگیرد زنگ خطر برای این رشته به صدا در می‌آید که البته این اتفاق افتاده است. ایراد اصلی در ترجمه بیش از نیاز انتشار کتاب‌هایی است که از مسائل بومی کشور خالی هستند؛ به‌عنوان مثال روش‌های درمانی کتاب‌های خارجی در کشور کاربرد ندارد.

لطفی‌زاده: زنگ خطر ترجمه برای رشته دامپزشکی به صدا در آمده است/ ظرفیت پژوهش‌ها برای تبدیل شدن به کتاب‌های بومی

نخبگان

دیدگاه پزشک آلمانی درباره عزاداری امام حسین(ع) در رشت/ قهوه و چای؛ نوشیدنی‌هایی برای دسته‌های نوحه‌خوانی

Published by:

دیدگاه پزشک آلمانی درباره عزاداری امام حسین(ع) در رشت/ قهوه و چای؛ نوشیدنی‌هایی برای دسته‌های نوحه‌خوانی

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- محرم در فرهنگ ما گره خورده و با بسیاری از آیین‌های ایرانی عجین شده است. آیین‌هایی که در سوگواره‌های اسطوره‌ای کاربرد داشتند، مانند تابوتی که عزاداران در سوشون حمل می‌کنند. البته نوع برگزاری عزاداری محرم در هر شهر ویژگی‌های خودش را داراست. ویژگی‌هایی که از فرهنگ بومی هر دیار نشات گرفته و به مرور با آیین عزاداری ائمه اطهار تلفیق شده است. از طرفی برخی سیاحانی که به ایران سفر کردند در گشت و گذار خود به شهرهای ایران توجه ویژه‌ای به آداب و سنت‌های عزاداری کردند. عزاداری که گاه با نوع نگاه سیاح درآمیخته و تصویری نامناسب از ایران منعکس کرده است. نوع بیان روایت سوگ‌نشینی مردم شهرهای ایران در ایام محرم بستگی به میزان شناخت سیاحان از فرهنگ ایران دارد.

خواندن شرح حال شهدای محرم با آواز

شناخت فرهنگ ایران و دین اسلام در کنار هم می‌تواند تصویر مناسبی از عزاداری ایرانیان ارائه دهد. در کتاب «سفر به شمال ایران» تالیف ساموئل گتلیب گملین با ترجمه غلامحسین صدری افشار نیز برخی مطالب حاکی از برداشت‌های نادرست مولف است. گملین، مولف آلمانی است که به شمال ایران در زمان زندیه سفر کرده و در این میان به برخی آداب و رسوم مردم رشت در ایام محرم اشاره تقریبا مختصری کرده است.
 
کتاب «سفر به شمال ایران»، گزارش سفر هیاتی است از روسیه به شمال ایران در آخرین سال‌های حکومت کریم‌خان زند(1149 تا 1153) به ریاست ساموئل گتلیب گملین، پزشک و گیاه‌شناس آلمانی. در هیات همراه گمیلن، چند تن از دانشجویان او و یک نقشه‌کش هم حضور داشتند. گملین در این اثر علاوه بر بحث در مورد موجودات طبیعی درباره استحکامات، راه‌ها، نوع اسلحه، تعداد سربازان، محصولات تجاری و بسیاری چیزهای دیگر در نواحی جنوب دریای خزر به تحقیق و پژوهش پرداخته است.
 
گملین درباره جزئیات عزاداری در شهر رشت به اشتباه ماه محرم را نخستین ماه ایرانی می‌شمارد و می‌نویسد: «هفدهم آوریل. امروز روز عزاداری برای شهادت امام حسین(ع) است. محرم نخستین ماه سال ایرانی است. در روز دهم این ماه [امام] حسین(ع) پسر [حضرت] علی(ع) توسط یزید که علیه او جنگیده بود در دمشق شهید شد. بنابراین به یاد این رویداد، ده روز اول ماه محرم به این عزاداری اختصاص دارد. پیش از ظهر مردم خیلی آراسته‌تر از همیشه در مسجدها حاضر می‌شوند. در آنجا به نوبت شرح حال شهدا گفته و گاه با آواز خوانده می‌شود. در هر محله در خانه‌ها را با پارچه سیاه می‌پوشانند و شب‌ها با مشعل و شمع در خیابان‌ها حرکت می‌کنند. هر محله با پرچم و علم خود [تیر چوبی که به سر آن یک پنجه نصب شده است]‌ حرکت می‌کند و آوازهایی می‌خوانند که برای این مراسم ساخته شده است.» (ص 206)

توزیع قهوه، چای، شربت در میان عزاداران

مولف درباره دسته‌های عزاداری مختلف و نوع چیده شدن برخی وسایل آورده است: «آنان با پای برهنه حرکت می‌کنند و خود را به شدت می‌زنند، به‌طوری که سینه‌شان سرخ و متورم می‌شود. آنان بارها نام پیامبر سوگوارشان را فرامی‌خوانند و در هر گوشه به دنبالش می‌گردند. در روزهای اول دسته‌های عزاداران فقط شب‌ها به راه می‌افتند ولی روزهای آخر روز هم برپاست. در رشت به تعداد محلات دسته‌های عزاداری وجود دارد و هر یک جای استقرار ویژه‌ای دارند به‌صورت تالاری وسیع که به هزینه محله تزیین شده است: زری، ‌مخمل، ماهوت، فلز، تفنگ، کلاه‌خود و غیره برای تزیین به کار رفته که نه برای عزاداری شهادت امام حسین(ع) که برای ادای احترام است.» (ص 206)
 
پزشک آلمانی در رابطه با صحنه‌های بازآفرینی نبرد امام حسین و یارانش با سپاه یزید در محله‌های شهر می‌نویسد: «در این محل اجتماع که رئیس محله مسئول آن است، مزار امام حسین(ع) دیده می‌شود. در آن شمشیری که با آن جنگید، کمان او و تفنگش قرار دارد. در گوشه دیگر خانواده‌اش اسیر شده‌اند. سمت دیگر تالار با شاخ و برگ شمشاد و سرو تزیین شده است. در آنجا گروهی ایستاده‌اند که با تولید صداهایی به‌شدت به سینه خود می‌کوبند. در این حال نوحه‌خوانان به مناسبت این یا آن حادثه نوحه می‌خوانند. به همین مناسبت قهوه، چای، شربت به فراوانی توزیع می‌شود. قلیان هم فراموش نشده بود. همین که وقتش رسید،‌ رئیس‌محله همراه دسته، نوحه‌خوانان و جمعیت زیادی از تکیه خارج می‌شوند که در میانشان زنان هم وجود دارند، چون در طی این مدت مردان باید به آنان اجازه دهند تا از زندان همیشگی‌شان خارج شوند.» (ص 207)

در شرح عزاداری در شهر رشت، گملین به محله‌ها و تعداد دسته‌ها و مسیر حرکت آنها اشاره کرده است. در سطوری از این متن آمده است: «یک شیپور دسته را با پرچم‌ها همراهی می‌کند که یک یا دو اسب هم که به جواهرات آراسته‌اند به نشانه اسب امام حسین(ع) در پیشاپیش دسته حرکت داده می‌شود. پس از اینها گروه سینه‌زنان ظاهر می‌شوند که فریادشان را دو برابر بلندتر کرده‌اند و در پشت سر آنان اهالی محله شمع در دست در چند گروه حرکت می‌کنند. آن وسایلی که به یاد امام حسین(ع) در تکیه قرار داده شده بود، همراه دسته حمل می‌شود. به این ترتیب دسته به سوی خانه خان حرکت می‌کند. در آنجا نوحه می‌خوانند و گریه می‌کنند، شبیه مراسمی که در تکیه اجرا کرده بودند. از آنجا همه خیابان‌های شهر را دور می‌زنند. چون اینک در رشت هشت محله وجود دارد،‌ هشت دسته هست و چون هر دسته یک روز در شهر می‌گردد،‌ هر روز در خیابان‌های شهر غوغاست.» (ص207)

دیدگاه پزشک آلمانی درباره عزاداری امام حسین(ع) در رشت/ قهوه و چای؛ نوشیدنی‌هایی برای دسته‌های نوحه‌خوانی

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- محرم در فرهنگ ما گره خورده و با بسیاری از آیین‌های ایرانی عجین شده است. آیین‌هایی که در سوگواره‌های اسطوره‌ای کاربرد داشتند، مانند تابوتی که عزاداران در سوشون حمل می‌کنند. البته نوع برگزاری عزاداری محرم در هر شهر ویژگی‌های خودش را داراست. ویژگی‌هایی که از فرهنگ بومی هر دیار نشات گرفته و به مرور با آیین عزاداری ائمه اطهار تلفیق شده است. از طرفی برخی سیاحانی که به ایران سفر کردند در گشت و گذار خود به شهرهای ایران توجه ویژه‌ای به آداب و سنت‌های عزاداری کردند. عزاداری که گاه با نوع نگاه سیاح درآمیخته و تصویری نامناسب از ایران منعکس کرده است. نوع بیان روایت سوگ‌نشینی مردم شهرهای ایران در ایام محرم بستگی به میزان شناخت سیاحان از فرهنگ ایران دارد.

خواندن شرح حال شهدای محرم با آواز

شناخت فرهنگ ایران و دین اسلام در کنار هم می‌تواند تصویر مناسبی از عزاداری ایرانیان ارائه دهد. در کتاب «سفر به شمال ایران» تالیف ساموئل گتلیب گملین با ترجمه غلامحسین صدری افشار نیز برخی مطالب حاکی از برداشت‌های نادرست مولف است. گملین، مولف آلمانی است که به شمال ایران در زمان زندیه سفر کرده و در این میان به برخی آداب و رسوم مردم رشت در ایام محرم اشاره تقریبا مختصری کرده است.
 
کتاب «سفر به شمال ایران»، گزارش سفر هیاتی است از روسیه به شمال ایران در آخرین سال‌های حکومت کریم‌خان زند(1149 تا 1153) به ریاست ساموئل گتلیب گملین، پزشک و گیاه‌شناس آلمانی. در هیات همراه گمیلن، چند تن از دانشجویان او و یک نقشه‌کش هم حضور داشتند. گملین در این اثر علاوه بر بحث در مورد موجودات طبیعی درباره استحکامات، راه‌ها، نوع اسلحه، تعداد سربازان، محصولات تجاری و بسیاری چیزهای دیگر در نواحی جنوب دریای خزر به تحقیق و پژوهش پرداخته است.
 
گملین درباره جزئیات عزاداری در شهر رشت به اشتباه ماه محرم را نخستین ماه ایرانی می‌شمارد و می‌نویسد: «هفدهم آوریل. امروز روز عزاداری برای شهادت امام حسین(ع) است. محرم نخستین ماه سال ایرانی است. در روز دهم این ماه [امام] حسین(ع) پسر [حضرت] علی(ع) توسط یزید که علیه او جنگیده بود در دمشق شهید شد. بنابراین به یاد این رویداد، ده روز اول ماه محرم به این عزاداری اختصاص دارد. پیش از ظهر مردم خیلی آراسته‌تر از همیشه در مسجدها حاضر می‌شوند. در آنجا به نوبت شرح حال شهدا گفته و گاه با آواز خوانده می‌شود. در هر محله در خانه‌ها را با پارچه سیاه می‌پوشانند و شب‌ها با مشعل و شمع در خیابان‌ها حرکت می‌کنند. هر محله با پرچم و علم خود [تیر چوبی که به سر آن یک پنجه نصب شده است]‌ حرکت می‌کند و آوازهایی می‌خوانند که برای این مراسم ساخته شده است.» (ص 206)

توزیع قهوه، چای، شربت در میان عزاداران

مولف درباره دسته‌های عزاداری مختلف و نوع چیده شدن برخی وسایل آورده است: «آنان با پای برهنه حرکت می‌کنند و خود را به شدت می‌زنند، به‌طوری که سینه‌شان سرخ و متورم می‌شود. آنان بارها نام پیامبر سوگوارشان را فرامی‌خوانند و در هر گوشه به دنبالش می‌گردند. در روزهای اول دسته‌های عزاداران فقط شب‌ها به راه می‌افتند ولی روزهای آخر روز هم برپاست. در رشت به تعداد محلات دسته‌های عزاداری وجود دارد و هر یک جای استقرار ویژه‌ای دارند به‌صورت تالاری وسیع که به هزینه محله تزیین شده است: زری، ‌مخمل، ماهوت، فلز، تفنگ، کلاه‌خود و غیره برای تزیین به کار رفته که نه برای عزاداری شهادت امام حسین(ع) که برای ادای احترام است.» (ص 206)
 
پزشک آلمانی در رابطه با صحنه‌های بازآفرینی نبرد امام حسین و یارانش با سپاه یزید در محله‌های شهر می‌نویسد: «در این محل اجتماع که رئیس محله مسئول آن است، مزار امام حسین(ع) دیده می‌شود. در آن شمشیری که با آن جنگید، کمان او و تفنگش قرار دارد. در گوشه دیگر خانواده‌اش اسیر شده‌اند. سمت دیگر تالار با شاخ و برگ شمشاد و سرو تزیین شده است. در آنجا گروهی ایستاده‌اند که با تولید صداهایی به‌شدت به سینه خود می‌کوبند. در این حال نوحه‌خوانان به مناسبت این یا آن حادثه نوحه می‌خوانند. به همین مناسبت قهوه، چای، شربت به فراوانی توزیع می‌شود. قلیان هم فراموش نشده بود. همین که وقتش رسید،‌ رئیس‌محله همراه دسته، نوحه‌خوانان و جمعیت زیادی از تکیه خارج می‌شوند که در میانشان زنان هم وجود دارند، چون در طی این مدت مردان باید به آنان اجازه دهند تا از زندان همیشگی‌شان خارج شوند.» (ص 207)

در شرح عزاداری در شهر رشت، گملین به محله‌ها و تعداد دسته‌ها و مسیر حرکت آنها اشاره کرده است. در سطوری از این متن آمده است: «یک شیپور دسته را با پرچم‌ها همراهی می‌کند که یک یا دو اسب هم که به جواهرات آراسته‌اند به نشانه اسب امام حسین(ع) در پیشاپیش دسته حرکت داده می‌شود. پس از اینها گروه سینه‌زنان ظاهر می‌شوند که فریادشان را دو برابر بلندتر کرده‌اند و در پشت سر آنان اهالی محله شمع در دست در چند گروه حرکت می‌کنند. آن وسایلی که به یاد امام حسین(ع) در تکیه قرار داده شده بود، همراه دسته حمل می‌شود. به این ترتیب دسته به سوی خانه خان حرکت می‌کند. در آنجا نوحه می‌خوانند و گریه می‌کنند، شبیه مراسمی که در تکیه اجرا کرده بودند. از آنجا همه خیابان‌های شهر را دور می‌زنند. چون اینک در رشت هشت محله وجود دارد،‌ هشت دسته هست و چون هر دسته یک روز در شهر می‌گردد،‌ هر روز در خیابان‌های شهر غوغاست.» (ص207)

دیدگاه پزشک آلمانی درباره عزاداری امام حسین(ع) در رشت/ قهوه و چای؛ نوشیدنی‌هایی برای دسته‌های نوحه‌خوانی

موبایل دوستان

نگاهی به کتاب «بیمار اچ. ام.» نوشته «لوک دیتریچ» / اخلاق پزشکی یا دستاورد علمی

Published by:

نگاهی به کتاب «بیمار اچ. ام.» نوشته «لوک دیتریچ» / اخلاق پزشکی یا دستاورد علمی

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز- در ماه آگوست سال 1953 یک جراح مغز به نام «ویلیام بیچر» دو حفره در جمجمه «هنری مولیسون» که از بیماری صرع رنج می‌برد ایجاد کرد و همین موضوع سبب شد او نتواند تا روی صحنه دبیرستان خود برای دریافت مدرک دیپلمش راه برود. سپس عمل جراحی دیگری انجام داد تا شاید این مشکل حل شود. جراح داستان اصلا نمی‌دانست که می‌تواند کاری انجام دهد یا خیر و بیمار داستان شدیدا به کمک نیاز داشت. حمله ناگهانی درد به او چنان شدید بود که نمی‌توانست شغلی داشته باشد.
 
«بیچر» تلاش کرد شدت این حملات را کاهش دهد. متأسفانه این عمل جراحی او را دچار فراموشی در آینده کرد و او قادر نبود خاطرات جدیدی در ذهنش ایجاد کند. نیم قرن پس از این اتفاق نام «مولیسون» را «بیمار اچ. ام.» نهادند و از او در ادبیات علمی بهره گرفتند و موضوع صدها بررسی که در پی تغییر تعریف ما از حافظه بودند شد.
 
قبل از او دانشمندان معتقد بودند همه حافظه از یک قسمت در مغز انسان نشأت می‌گیرد. «اچ. ام» ثابت کرد این فرضیه اشتباه است. توانایی او در انجام کارهای مختلف بدون اینکه به یاد بیاورد این کارها را قبلا انجام داده است یا خیر نشان داد حافظه در بخش‌های مختلف مغز انسان وجود دارد. مبالغه نیست اگر بگوییم «مولیسون» مهم‌ترین بیمار دنیا در بخش مغز و اعصاب است. به نظر می‌رسد مطالعات دنیا بیشتر از هر کس دیگری نیز بر روی او صورت گرفته است.
 
نام وی در سال 2008 و پس از مرگ فاش شد و داستان او در صدر اخبار روزنامه‌ها قرار گرفت. کتاب‌های بسیاری درباره وی نگاشته شده که بعضی از آنان مورد استقبال مردم قرار گرفته است. از آن دسته می‌توان به کتاب نوشته شده توسط «سوزان کورکین»، عصب‌شناس اشاره کرد که 31 سال آخر زندگی او را مورد بررسی قرار داد.
 
شاید برای شما این سؤال پیش بیاید که این همه کتاب برای چه نوشته شده است و دیگر چه حرفی ناگفته باقی مانده است؟ بنا بر گفته «لوک دیتریچ»، خبرنگار برنده جایزه مجله ناسیونال چیزهای زیادی برای گفتن و واکاوی وجود دارد. او به قضیه کاملا شخصی می‌نگرد زیرا او نوه پسری «بیچر» است و مادرش همبازی کودکی‌های «کورکین» بود. گزارش شش ساله او از بیمار «اچ. ام.» در پی آن است که چند کار را با هم انجام دهد. تحقیقات او در این باره داستانی پزشکی، روایت تاریخچه تاریک خانواده، و قربانی کردن اخلاق پزشکی به بهانه آزمایشات علمی است و نتیجه هم هشداردهنده و هم آزاردهنده است.
 
«دیتریچ» در آغاز کتاب خود را با سفرهای کوتاه زمانی که انسان به وسیله حافظه انجام می‌دهد آغاز می‌کند. وی گاهی اتفاقات را در یک زمان خاص متوقف می‌کند و فرد در ذهن به جایی دیگر می‌برد و اتفاقات را به شکلی دیگر و در مکانی دیگر رقم می‌زند.
 
خوشبختانه چند فصل پس از آغاز کتاب «دیتریچ» بر روی یک نقطه تاریخی تمرکز می‌کند و قصد سفر در زمان ندارد. در سال 1944 و چند سال پیش از ملاقات «مولیسون» با «بیچر»، وی به همراه همسرش «امیلی» و سه فرزند خود در «واشنگتن» زندگی می‌کردند. اما تصویر زندگی در یک محیط سرسبز و آرام ناگهان با اتفاق غم‌انگیز و ناگهانی بر هم می‌ریزد. «امیلی» معتقد است پسر چهار ساله وی قصد دارد او را بکشد.
 
«امیلی» را به دلیل مشکلات روانی به تیمارستان منتقل می‌کنند و سعی می‌کنند او را با روش‌هایی که در اواسط قرن بیستم برای درمان بیماری‌های روانی رایج بود درمان کنند. به عنوان نمونه او را در ظرف آب یخ قرار دادند یا او را در یک تابوت قرار دادند تا دمای بدن او به 105 درجه برسد.
 
«بیچر» در این میان جراحی‌های مغز بسیاری انجام داد. در سال 1940 و زمانی که با «مولیسون» آشنا شد در حال انجام تحقیقی برای کاهش بیماری‌های روانی بود تا راه‌حلی برای کمبود تیمارستان در شهر ارائه دهد. سال 1953 بود که تصمیم گرفت جمجمه او را سوراخ کند. ممکن است این سؤال پیش بیاید که چرا 13 سال صبر کرد تا دست به چنین عملی بزند؟ او در طی این مدت تلاش کرد با روش دارویی او را درمان کند اما بعد از سال‌ها از درمان دارویی او ناامید شد. البته «دیتریچ» در کتاب خود نظر دیگری دارد. وی معتقد است «بیچر» از محدودیت‌های موجود در جراحی مریض در آن زمان خسته شده بود زیرا معتقد بود چه بلایی ممکن است سر کسی که حتی قبل عمل هم حافظه درست ندارد بیاید!
اینجاست که «دیتریچ» پدربزرگ خود را در مظان اتهام قرار می‌دهد. «وی در هنگام انجام عمل جراحی بخش خاصی را در ذهن نداشت. وی نمی‌دانست بر کدام نیم‌کره ذهن «هنری» تمرکز کند بنابراین تصمیم گرفت هر دو طرف را نابود کند. خطراتی که این عمل جراحی ممکن بود برای «هنری» داشته باشد برای او ناشناخته بود. اما این اتفاق خطری برای خود او به همراه نداشت و اگر موفق می‌شد نام او را در تاریخ علم پزشکی ثبت می‌کردند.» اینجاست که نوه پدربزرگ خود را در ردیف پزشکان نازی قرار می‌دهد که یهودیان را شکنجه می‌دادند تا میزان مقاومت انسان را در مقابل درد بررسی کنند و معتقد است «بیچر اسکویل» قانون «نورنبرگ» که پس از جنگ جهانی دوم تصویب شد و در آن از مدیریت تحقیقات انجام شده بر روی انسان سخن گفت به طور کامل نقض کرد.
 
«دیتریچ» روایت «کورکین» از این اتفاق را نیز مورد نکوهش قرار می‌دهد. «کورکین» در سال 1977 بر اثر سرطان کبد از دنیا رفت و اولین بار در دهه 60 در «مونترال» با «مولیسون» آشنا شد اما در واقع سال 1977 مسئولیت مدیریت این مورد پزشکی به او واگذار شد. در این دهه او و صد نفر از همکاران او آزمایشات مختلفی بر روی وی انجام دادند. مثلاً در طول یک روز بارها به او غذا می‌دادند تا بفهمند او یه یاد می‌آورد که غذا خورده است یا خیر زیرا مغز وی توانایی نگهداری خاطرات بیش از 30 ثانیه در گذشته را نداشت. اما سؤال «دیتریچ» در کتاب این است که چطور کسی که نمی‌تواند بیشتر از 30 ثانیه در گذشته را به یاد بیاورد به مدت 12 سال و بین سال‌های 1980 تا 1992 اجازه تمام آزمایشات پزشکی انجام شده بر روی خود را شخصاً امضا کرد؟ «دیتریچ» معتقد است کتاب «کورکین» درباره «مولیسون» بسیار ناقص است و حقایق زیادی را درباره او پنهان می‌کند.
 
در هر صورت «مولیسون» سال‌ها است به عنوان قربانی عمل گستاخانه یک جراح در میان مردم شناخته شده است. کتاب «دیتریچ» و واکنش‌های مربوط به آن نشان می‌دهد که نباید فقط به یک اتفاق در گذشته اتکا کرد. انتقاد از دانشمندانی که در قید حیات نیستند و سال‌ها از نتایج تحقیقاتشان بهره برده‌ایم کار آسانی است.
 
 کتاب «بیمار اچ. ام.» که حالا خود دیگر در قید حیات نیست ما را با پرسشی بسیار مهم روبه‌رو می‌کند. آیا کسب علم و دانش با وظیفه ما برای مراقبت از بیمار در تضاد نیست؟ و این سؤال برای همیشه در موضوعات مربوط به دنیای پزشکی باقی خواهد ماند.

نگاهی به کتاب «بیمار اچ. ام.» نوشته «لوک دیتریچ» / اخلاق پزشکی یا دستاورد علمی

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک‌تایمز- در ماه آگوست سال 1953 یک جراح مغز به نام «ویلیام بیچر» دو حفره در جمجمه «هنری مولیسون» که از بیماری صرع رنج می‌برد ایجاد کرد و همین موضوع سبب شد او نتواند تا روی صحنه دبیرستان خود برای دریافت مدرک دیپلمش راه برود. سپس عمل جراحی دیگری انجام داد تا شاید این مشکل حل شود. جراح داستان اصلا نمی‌دانست که می‌تواند کاری انجام دهد یا خیر و بیمار داستان شدیدا به کمک نیاز داشت. حمله ناگهانی درد به او چنان شدید بود که نمی‌توانست شغلی داشته باشد.
 
«بیچر» تلاش کرد شدت این حملات را کاهش دهد. متأسفانه این عمل جراحی او را دچار فراموشی در آینده کرد و او قادر نبود خاطرات جدیدی در ذهنش ایجاد کند. نیم قرن پس از این اتفاق نام «مولیسون» را «بیمار اچ. ام.» نهادند و از او در ادبیات علمی بهره گرفتند و موضوع صدها بررسی که در پی تغییر تعریف ما از حافظه بودند شد.
 
قبل از او دانشمندان معتقد بودند همه حافظه از یک قسمت در مغز انسان نشأت می‌گیرد. «اچ. ام» ثابت کرد این فرضیه اشتباه است. توانایی او در انجام کارهای مختلف بدون اینکه به یاد بیاورد این کارها را قبلا انجام داده است یا خیر نشان داد حافظه در بخش‌های مختلف مغز انسان وجود دارد. مبالغه نیست اگر بگوییم «مولیسون» مهم‌ترین بیمار دنیا در بخش مغز و اعصاب است. به نظر می‌رسد مطالعات دنیا بیشتر از هر کس دیگری نیز بر روی او صورت گرفته است.
 
نام وی در سال 2008 و پس از مرگ فاش شد و داستان او در صدر اخبار روزنامه‌ها قرار گرفت. کتاب‌های بسیاری درباره وی نگاشته شده که بعضی از آنان مورد استقبال مردم قرار گرفته است. از آن دسته می‌توان به کتاب نوشته شده توسط «سوزان کورکین»، عصب‌شناس اشاره کرد که 31 سال آخر زندگی او را مورد بررسی قرار داد.
 
شاید برای شما این سؤال پیش بیاید که این همه کتاب برای چه نوشته شده است و دیگر چه حرفی ناگفته باقی مانده است؟ بنا بر گفته «لوک دیتریچ»، خبرنگار برنده جایزه مجله ناسیونال چیزهای زیادی برای گفتن و واکاوی وجود دارد. او به قضیه کاملا شخصی می‌نگرد زیرا او نوه پسری «بیچر» است و مادرش همبازی کودکی‌های «کورکین» بود. گزارش شش ساله او از بیمار «اچ. ام.» در پی آن است که چند کار را با هم انجام دهد. تحقیقات او در این باره داستانی پزشکی، روایت تاریخچه تاریک خانواده، و قربانی کردن اخلاق پزشکی به بهانه آزمایشات علمی است و نتیجه هم هشداردهنده و هم آزاردهنده است.
 
«دیتریچ» در آغاز کتاب خود را با سفرهای کوتاه زمانی که انسان به وسیله حافظه انجام می‌دهد آغاز می‌کند. وی گاهی اتفاقات را در یک زمان خاص متوقف می‌کند و فرد در ذهن به جایی دیگر می‌برد و اتفاقات را به شکلی دیگر و در مکانی دیگر رقم می‌زند.
 
خوشبختانه چند فصل پس از آغاز کتاب «دیتریچ» بر روی یک نقطه تاریخی تمرکز می‌کند و قصد سفر در زمان ندارد. در سال 1944 و چند سال پیش از ملاقات «مولیسون» با «بیچر»، وی به همراه همسرش «امیلی» و سه فرزند خود در «واشنگتن» زندگی می‌کردند. اما تصویر زندگی در یک محیط سرسبز و آرام ناگهان با اتفاق غم‌انگیز و ناگهانی بر هم می‌ریزد. «امیلی» معتقد است پسر چهار ساله وی قصد دارد او را بکشد.
 
«امیلی» را به دلیل مشکلات روانی به تیمارستان منتقل می‌کنند و سعی می‌کنند او را با روش‌هایی که در اواسط قرن بیستم برای درمان بیماری‌های روانی رایج بود درمان کنند. به عنوان نمونه او را در ظرف آب یخ قرار دادند یا او را در یک تابوت قرار دادند تا دمای بدن او به 105 درجه برسد.
 
«بیچر» در این میان جراحی‌های مغز بسیاری انجام داد. در سال 1940 و زمانی که با «مولیسون» آشنا شد در حال انجام تحقیقی برای کاهش بیماری‌های روانی بود تا راه‌حلی برای کمبود تیمارستان در شهر ارائه دهد. سال 1953 بود که تصمیم گرفت جمجمه او را سوراخ کند. ممکن است این سؤال پیش بیاید که چرا 13 سال صبر کرد تا دست به چنین عملی بزند؟ او در طی این مدت تلاش کرد با روش دارویی او را درمان کند اما بعد از سال‌ها از درمان دارویی او ناامید شد. البته «دیتریچ» در کتاب خود نظر دیگری دارد. وی معتقد است «بیچر» از محدودیت‌های موجود در جراحی مریض در آن زمان خسته شده بود زیرا معتقد بود چه بلایی ممکن است سر کسی که حتی قبل عمل هم حافظه درست ندارد بیاید!
اینجاست که «دیتریچ» پدربزرگ خود را در مظان اتهام قرار می‌دهد. «وی در هنگام انجام عمل جراحی بخش خاصی را در ذهن نداشت. وی نمی‌دانست بر کدام نیم‌کره ذهن «هنری» تمرکز کند بنابراین تصمیم گرفت هر دو طرف را نابود کند. خطراتی که این عمل جراحی ممکن بود برای «هنری» داشته باشد برای او ناشناخته بود. اما این اتفاق خطری برای خود او به همراه نداشت و اگر موفق می‌شد نام او را در تاریخ علم پزشکی ثبت می‌کردند.» اینجاست که نوه پدربزرگ خود را در ردیف پزشکان نازی قرار می‌دهد که یهودیان را شکنجه می‌دادند تا میزان مقاومت انسان را در مقابل درد بررسی کنند و معتقد است «بیچر اسکویل» قانون «نورنبرگ» که پس از جنگ جهانی دوم تصویب شد و در آن از مدیریت تحقیقات انجام شده بر روی انسان سخن گفت به طور کامل نقض کرد.
 
«دیتریچ» روایت «کورکین» از این اتفاق را نیز مورد نکوهش قرار می‌دهد. «کورکین» در سال 1977 بر اثر سرطان کبد از دنیا رفت و اولین بار در دهه 60 در «مونترال» با «مولیسون» آشنا شد اما در واقع سال 1977 مسئولیت مدیریت این مورد پزشکی به او واگذار شد. در این دهه او و صد نفر از همکاران او آزمایشات مختلفی بر روی وی انجام دادند. مثلاً در طول یک روز بارها به او غذا می‌دادند تا بفهمند او یه یاد می‌آورد که غذا خورده است یا خیر زیرا مغز وی توانایی نگهداری خاطرات بیش از 30 ثانیه در گذشته را نداشت. اما سؤال «دیتریچ» در کتاب این است که چطور کسی که نمی‌تواند بیشتر از 30 ثانیه در گذشته را به یاد بیاورد به مدت 12 سال و بین سال‌های 1980 تا 1992 اجازه تمام آزمایشات پزشکی انجام شده بر روی خود را شخصاً امضا کرد؟ «دیتریچ» معتقد است کتاب «کورکین» درباره «مولیسون» بسیار ناقص است و حقایق زیادی را درباره او پنهان می‌کند.
 
در هر صورت «مولیسون» سال‌ها است به عنوان قربانی عمل گستاخانه یک جراح در میان مردم شناخته شده است. کتاب «دیتریچ» و واکنش‌های مربوط به آن نشان می‌دهد که نباید فقط به یک اتفاق در گذشته اتکا کرد. انتقاد از دانشمندانی که در قید حیات نیستند و سال‌ها از نتایج تحقیقاتشان بهره برده‌ایم کار آسانی است.
 
 کتاب «بیمار اچ. ام.» که حالا خود دیگر در قید حیات نیست ما را با پرسشی بسیار مهم روبه‌رو می‌کند. آیا کسب علم و دانش با وظیفه ما برای مراقبت از بیمار در تضاد نیست؟ و این سؤال برای همیشه در موضوعات مربوط به دنیای پزشکی باقی خواهد ماند.

نگاهی به کتاب «بیمار اچ. ام.» نوشته «لوک دیتریچ» / اخلاق پزشکی یا دستاورد علمی

کرمان نیوز

مخالفت با مراقبت‌های پزشکی برای نویسنده ترکیه‌ای در زندان / درخواست نویسندگان برای آزادی «اسلی اردوغان»

Published by:

مخالفت با مراقبت‌های پزشکی برای نویسنده ترکیه‌ای در زندان / درخواست نویسندگان برای آزادی «اسلی اردوغان»

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از «گاردین»، بنا به بیانیه منتشر شده از سوی «آکتس سود»، ناشر فرانسوی «اردوغان» این نویسنده برنده جایزه ادبی و رمان‌نویس مطرح ترکیه در شب 16 آگوست در خانه خود بازداشت شد. وی نویسنده و عضو روزنامه «اوزگور گاندوم»، نشریه  طرفدار کردها بوده که پس از کودتا بنابر قوانین حالت فوق‌العاده اعلام شده توسط دولت ترکیه تعطیل شد. گفته می‌شود وی به همراه 20 روزنامه‌نگار و کارمند این نشریه به اتهام «عضویت در سازمان تروریستی» و «تضعیف وحدت ملی» بازداشت شده است.
 
این نویسنده که بنا به گفته مجله «لیق» (Lire)، نشریه ادبی فرانسوی یکی از 50 نویسنده برتر آینده ترکیه خواهد بود، از طریق وکیل خود، «نصراله اوگز» به روزنامه «حریت» گفته است که در زندان به گونه‌ای با وی برخورد شده که بدنش دچار آسیب‌های جدی شده است؛ «اردوغان» گفته است که او را در تختی بسیار آلوده خوابانده‌اند و به او اجازه استفاده از خدمات پزشکی داده نشده است.
 
وکیل این نویسنده اهل ترکیه به نقل از موکل خود گفته است که: «سیستم گوارشی و لوزالمعده او به درستی کار نمی‌کند اما پنج روز است که داروهایش را به او نداده‌اند. اردوغان دیابت دارد و نیازمند رژیم غذایی خاص است اما در زندان فقط به او ماست داده می‌شود. همچنین او از بیماری آسم و انسداد ریوی رنج می‌برد اما به هوای آزاد دسترسی ندارد.»
 
بنابر این گزارش، بازداشت «اردوغان» موجی از اعتراضات را در پی داشته و معترضان آزادی او را خواستار شده‌اند. «مورین فریلی»، رمان‌نویس و مترجم و رییس انجمن قلم انگلستان گفته است: «با بازداشت نویسنده‌ای که در سطح ملی مطرح بوده و در سطح بین‌الملل شناخته شده است، می‌بینیم که شعرا، نویسندگان و نمایش‌نامه‌نویسان در امنیت نیستند.» وی آزادی فوری این نویسنده و دیگر روزنامه‌نگاران نشریه مذبور شده است.
 
تا کنون توماری با امضاء 25 هزار نفر امضا شده که در آن درخواست آزادی «اردوغان» نویسنده مطرح شده است. در این تومار ا»ده است که تنها خواسته این رمان‌نویس «داشتن زندگی بهتر در کشورش و در جامعه‌ای دموکراتیک و متمدن بود.» هم‌چنین انجمن بین‌المللی قلم نیز نسبت به سلامتی او ابراز نگرانی کرده و ضمن غیرقابل قبول دانستن این بازداشت از مقامات ترکیه ایجاد وضعیت مناسب و دسترسی به خدمات پزشکی را خواستار شده است.
 
«سحر حلیمازی»، مدیر کمپین انجمن بین‌المللی قلم گفته است: «برخورد با آزادی بیان که ما شاهد آن هستیم در تاریخ ترکیه مدرن بی‌سابقه است. کودتا نمی‌تواند دلیل عادلانه‌ای برای برخورد با هر صدای انتقادی باشد.»
 
دولت ترکیه در پی کودتای نافرجام در این کشور با توجه به قانون حالت فوق‌العاده تا کنون 29 انتشاراتی را تعطیل کرده است. این اقدام اعتراض ناشران دیگر کشورها را به دنبال داشته و حلقه ناشران انجمن بین‌المللی قلم گفته است: «ضمن پذیرفتن حق دولت ترکیه برای تحقیق و محاکمه عاملان کودتای نافرجام ما از مقامات این کشور می‌خواهیم به بهانه حالت فوق‌العاده آزادی‌های قانونی را محدود نکند و اجازه دهد ناشران و نویسندگان آزادانه به فعالیت‌های حرفه‌ای خود ادامه دهند.»

مخالفت با مراقبت‌های پزشکی برای نویسنده ترکیه‌ای در زندان / درخواست نویسندگان برای آزادی «اسلی اردوغان»

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از «گاردین»، بنا به بیانیه منتشر شده از سوی «آکتس سود»، ناشر فرانسوی «اردوغان» این نویسنده برنده جایزه ادبی و رمان‌نویس مطرح ترکیه در شب 16 آگوست در خانه خود بازداشت شد. وی نویسنده و عضو روزنامه «اوزگور گاندوم»، نشریه  طرفدار کردها بوده که پس از کودتا بنابر قوانین حالت فوق‌العاده اعلام شده توسط دولت ترکیه تعطیل شد. گفته می‌شود وی به همراه 20 روزنامه‌نگار و کارمند این نشریه به اتهام «عضویت در سازمان تروریستی» و «تضعیف وحدت ملی» بازداشت شده است.
 
این نویسنده که بنا به گفته مجله «لیق» (Lire)، نشریه ادبی فرانسوی یکی از 50 نویسنده برتر آینده ترکیه خواهد بود، از طریق وکیل خود، «نصراله اوگز» به روزنامه «حریت» گفته است که در زندان به گونه‌ای با وی برخورد شده که بدنش دچار آسیب‌های جدی شده است؛ «اردوغان» گفته است که او را در تختی بسیار آلوده خوابانده‌اند و به او اجازه استفاده از خدمات پزشکی داده نشده است.
 
وکیل این نویسنده اهل ترکیه به نقل از موکل خود گفته است که: «سیستم گوارشی و لوزالمعده او به درستی کار نمی‌کند اما پنج روز است که داروهایش را به او نداده‌اند. اردوغان دیابت دارد و نیازمند رژیم غذایی خاص است اما در زندان فقط به او ماست داده می‌شود. همچنین او از بیماری آسم و انسداد ریوی رنج می‌برد اما به هوای آزاد دسترسی ندارد.»
 
بنابر این گزارش، بازداشت «اردوغان» موجی از اعتراضات را در پی داشته و معترضان آزادی او را خواستار شده‌اند. «مورین فریلی»، رمان‌نویس و مترجم و رییس انجمن قلم انگلستان گفته است: «با بازداشت نویسنده‌ای که در سطح ملی مطرح بوده و در سطح بین‌الملل شناخته شده است، می‌بینیم که شعرا، نویسندگان و نمایش‌نامه‌نویسان در امنیت نیستند.» وی آزادی فوری این نویسنده و دیگر روزنامه‌نگاران نشریه مذبور شده است.
 
تا کنون توماری با امضاء 25 هزار نفر امضا شده که در آن درخواست آزادی «اردوغان» نویسنده مطرح شده است. در این تومار ا»ده است که تنها خواسته این رمان‌نویس «داشتن زندگی بهتر در کشورش و در جامعه‌ای دموکراتیک و متمدن بود.» هم‌چنین انجمن بین‌المللی قلم نیز نسبت به سلامتی او ابراز نگرانی کرده و ضمن غیرقابل قبول دانستن این بازداشت از مقامات ترکیه ایجاد وضعیت مناسب و دسترسی به خدمات پزشکی را خواستار شده است.
 
«سحر حلیمازی»، مدیر کمپین انجمن بین‌المللی قلم گفته است: «برخورد با آزادی بیان که ما شاهد آن هستیم در تاریخ ترکیه مدرن بی‌سابقه است. کودتا نمی‌تواند دلیل عادلانه‌ای برای برخورد با هر صدای انتقادی باشد.»
 
دولت ترکیه در پی کودتای نافرجام در این کشور با توجه به قانون حالت فوق‌العاده تا کنون 29 انتشاراتی را تعطیل کرده است. این اقدام اعتراض ناشران دیگر کشورها را به دنبال داشته و حلقه ناشران انجمن بین‌المللی قلم گفته است: «ضمن پذیرفتن حق دولت ترکیه برای تحقیق و محاکمه عاملان کودتای نافرجام ما از مقامات این کشور می‌خواهیم به بهانه حالت فوق‌العاده آزادی‌های قانونی را محدود نکند و اجازه دهد ناشران و نویسندگان آزادانه به فعالیت‌های حرفه‌ای خود ادامه دهند.»

مخالفت با مراقبت‌های پزشکی برای نویسنده ترکیه‌ای در زندان / درخواست نویسندگان برای آزادی «اسلی اردوغان»

قدیر نیوز

عزیزی: «هما امامزاده» شرایط سیاسی دشوار جامعه را در سال 1322 بیان می‌کند/ چرا خاطرات بانوی پزشک ایرانی گمنام ماند؟

Published by:

عزیزی: «هما امامزاده» شرایط سیاسی دشوار جامعه را در سال 1322 بیان می‌کند/ چرا خاطرات بانوی پزشک ایرانی گمنام ماند؟

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست رونمایی و بررسی کتاب «دغدغه‌های یک‌ زن ایرانی در جنگ جهانی دوم» با سخنرانی غلامرضا عزیزی، ریاست پژوهشکده اسناد آرشیو ملی، فخرالسادات محتشمی‌پور، عضو هیات موسس انجمن زنان پژوهشگر تاریخ و مسعود کوهستانی‌نژاد، مولف کتاب چهارشنبه سوم شهریورماه در اندیشگاه کتابخانه ملی برگزار شد. دبیری این نشست را فائزه توکلی، پژوهشگر تاریخ شفاهی به عهده داشت.

بیرون کشیدن زنی گمنام از دل مطبوعات تاریخی

عزیزی در این نشست گفت: کوهستانی‌نژاد، محقق حوزه مطبوعات است و کتاب «دغدغه‌های یک زن ایرانی در جنگ جهانی دوم» را از دل مطبوعات بیرون کشیده و این کار ارزشمندی است. اگرچه باید به محققان انجمن زنان پژوهشگر تاریخ خرده گرفت که چرا هما امامزاده، پزشک ایرانی که سال 1322 خاطرات خود را نوشته تا به امروز گمنام مانده است؟
 
وی افزود: درباره بانو امامزاده در فضای مجازی جز یک پارگراف مطلب بیشتری پیدا نمی‌کنید در حالی که در دانشنامه «نام‌آوران» همین یک پارگراف هم درباره این بانوی پزشک نوشته نشده است!
 
ریاست پژوهشکده اسناد آرشیو ملی ادامه داد: کتاب در چهار فصل تنظیم شده و نظر امامزاده درباره برخی موضوع‌ها را می‌توان در لابه‌لای واژه‌های ظریفی که به کار برده، پیدا کرد. برای مثال به جوانان می‌گوید: «اگر می‌خواهید در دام استبداد نیفتید، قیام کنید.» سخنی که بعدها علی شریعتی در یکی از نامه‌هایش به پسرش می‌نویسد. این دعوت به قیام در سال 1322 در حالی است که ما در منابع تصویر استبدادی از این دوره نداریم و اغلب منابع می‌گویند که در این زمان آزادی مطبوعات و … بوده است اما بانوی راوی با لحن غمگینی شرایط سیاسی دشوار جامعه را بیان کرده است.
 
کشف شکست عاطفی بانو امامزاده از لابه‌لای مکتوباتش

عزیزی گفت: در کتاب بعضی مطالب ناتمام وجود دارد که این نقص مربوط به مولف نیست زیرا منابع در رابطه با این بانوی پزشک اندک هستند و به دشواری می‌توان به اطلاعات بیشتری درباره‌اش دست یافت. با این حال مولف در مقدمه 50 صفحه‌ای خود اطلاعات بسیار خوبی گردآوری کرده که به مخاطب ارائه می‌کند. با این تفاصیل، آن قدر که در رابطه با روح طغیان‌گر این زن می‌توانید اطلاعات پیدا کنید درباره جسمش با سکوت منابع مواجه هستید.
 
وی افزود: کتاب اطلاعاتی درباره اینکه بانو امامزاده شش هفت سال اقامت در فرانسه را چگونه گذرانده، ندارید. ضمن اینکه نمی‌دانید این زن چگونه به فرانسه رفته است؟ اما در قسمتی از کتاب، مولف اشاره کرده که پزشک ما دچار شکست عاطفی شده است با وجود اینکه از متن نامه‌ها استنباط می‌شود که همسرش را دوست داشته، اما از همین نامه‌ها به این نکته می‌رسیم که از همسرش جدا شده است!

انعکاس جامعه ایران دهه 20 در مکتوبات یک زن

کوهستانی‌نژاد نیز درباره انتشار کتاب گفت: مدت چهار سال به ناشران متعددی مراجعه کردم تا بتوانم کتاب را منتشر کنم، اما هر کدام به دلیل اینکه چنین کتابی مخاطب ندارد از چاپ آن سرباز زدند! ناچار شدم خودم کتاب را به صورت ناشر مولف منتشر کنم.
 
وی با اشاره به موضوع مکتوبات «دغدغه‌های یک‌ زن ایرانی در جنگ جهانی دوم» بیان کرد: مطالبی که بانو هما امامزاده در مکتوبات خود ثبت کرده وقایعی است که در ایران سال‌های 1322 تا 24 می‌گذرد. امامزاده که در سوربن پزشکی خوانده و با مهندس مهدی بازرگان هم‌دانشگاهی بوده پس از پایان تحصیل و زمان جنگ جهانی دوم به ایران بازمی‌گردد. در این برهه مسائلی در کشور روی می‌دهد که متاثر از جنگ جهانی دوم است و این مسائل در مکتوبات این پزشک زن انعکاس می‌یابد.
 
این پژوهشگر حوزه مطبوعات افزود: امامزاده پس از بازگشت به ایران با برخی محافل فرهنگی ارتباط یافته و از جمله به محفل یاران عباس خلیلی، مدیر روزنامه اقدام راه پیدا می‌کند و به تبادل نظر درباره مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه می‌پردازد. تحصیل در اروپا باعث می‌شود تا وی با ذهنی باز با مسائل برخورد کند.
 
نمود کم‌رنگ طرح حق رای زنان در اسناد تاریخی

کوهستانی‌نژاد عنوان کرد: یکی از ویژگی‌های مکتوبات امامزاده تصویری است که از مسائل اجتماعی دهه 20 در مکتوبات خود ارائه می‌کند. از طرفی وقتی مکتوباتش را با سایر بزرگان همدوره‌اش مقایسه می‌کنید، می‌بینید از لحاط محتوا بسیار پربارتر و غنی‌تر از آثار آنهاست. همچنین یکی دیگر از دغدغه‌های بانو، انتخابات مجلس چهاردهم است و افرادی که کاندید آن شدند؛ مجلسی که پس از آغاز به کار مسائلی از جمله حق رای زنان را مطرح و این طرح موجی در جامعه ایجاد می‌کند که متاسفانه در اسناد تاریخی نمود بسیار اندکی می‌یابد اما امامزاده تلاش دارد با مراجعه به قرآن این مساله را دنبال کند و با مراجعه به قرآن می‌گوید زن و مرد دارای حق یکسان هستند.
 
وی ادامه داد: در کتاب تلاش نکردم که زندگینامه امامزاده را دنبال کنم زیرا هدف اصلی ردیابی تاثیر جنگ جهانی بر یک فرد ایرانی بود که در مکتوبات این پزشک زن به آن رسیدم.
 
پزشک زنی که با تحصیل در فرانسه غربزده نشد

فخرالسادات محتشمی‌پور، عضو هیات موسس انجمن زنان پژوهشگر تاریخ گفت: ورود امامزاده به محفل یاران باعث شده تا تاثیر عمیقی از عباس خلیلی بپذیرد اما نمی‌دانیم چگونه به این محفل راه یافته و چرا تنها از خلیلی‌ تاثیر گرفته است؟

وی افزود: با مطالعه کتاب، به دنبال زندگینامه این پزشک زن بودم، زیرا برایم مهم بود که بدانم در چه محیطی رشد پیدا کرده و از چه کسانی تاثیر پذیرفته است؟ ضمن اینکه برایم جالب بود که امامزاده با وجود تحصیل در فرانسه به اصطلاح امروزی «غربزده» نشده و منتقد آنها نیز بوده است. شاید داشتن این رویه به دلیل قرار گرفتن ایران در فضای جنگ جهانی دوم و اشغال شدن کشور از سوی متفقین بوده است.

در پایان این نشست کوهستانی‌نژاد به پرسش‌های حاضران پاسخ گفت.

عزیزی: «هما امامزاده» شرایط سیاسی دشوار جامعه را در سال 1322 بیان می‌کند/ چرا خاطرات بانوی پزشک ایرانی گمنام ماند؟

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نشست رونمایی و بررسی کتاب «دغدغه‌های یک‌ زن ایرانی در جنگ جهانی دوم» با سخنرانی غلامرضا عزیزی، ریاست پژوهشکده اسناد آرشیو ملی، فخرالسادات محتشمی‌پور، عضو هیات موسس انجمن زنان پژوهشگر تاریخ و مسعود کوهستانی‌نژاد، مولف کتاب چهارشنبه سوم شهریورماه در اندیشگاه کتابخانه ملی برگزار شد. دبیری این نشست را فائزه توکلی، پژوهشگر تاریخ شفاهی به عهده داشت.

بیرون کشیدن زنی گمنام از دل مطبوعات تاریخی

عزیزی در این نشست گفت: کوهستانی‌نژاد، محقق حوزه مطبوعات است و کتاب «دغدغه‌های یک زن ایرانی در جنگ جهانی دوم» را از دل مطبوعات بیرون کشیده و این کار ارزشمندی است. اگرچه باید به محققان انجمن زنان پژوهشگر تاریخ خرده گرفت که چرا هما امامزاده، پزشک ایرانی که سال 1322 خاطرات خود را نوشته تا به امروز گمنام مانده است؟
 
وی افزود: درباره بانو امامزاده در فضای مجازی جز یک پارگراف مطلب بیشتری پیدا نمی‌کنید در حالی که در دانشنامه «نام‌آوران» همین یک پارگراف هم درباره این بانوی پزشک نوشته نشده است!
 
ریاست پژوهشکده اسناد آرشیو ملی ادامه داد: کتاب در چهار فصل تنظیم شده و نظر امامزاده درباره برخی موضوع‌ها را می‌توان در لابه‌لای واژه‌های ظریفی که به کار برده، پیدا کرد. برای مثال به جوانان می‌گوید: «اگر می‌خواهید در دام استبداد نیفتید، قیام کنید.» سخنی که بعدها علی شریعتی در یکی از نامه‌هایش به پسرش می‌نویسد. این دعوت به قیام در سال 1322 در حالی است که ما در منابع تصویر استبدادی از این دوره نداریم و اغلب منابع می‌گویند که در این زمان آزادی مطبوعات و … بوده است اما بانوی راوی با لحن غمگینی شرایط سیاسی دشوار جامعه را بیان کرده است.
 
کشف شکست عاطفی بانو امامزاده از لابه‌لای مکتوباتش

عزیزی گفت: در کتاب بعضی مطالب ناتمام وجود دارد که این نقص مربوط به مولف نیست زیرا منابع در رابطه با این بانوی پزشک اندک هستند و به دشواری می‌توان به اطلاعات بیشتری درباره‌اش دست یافت. با این حال مولف در مقدمه 50 صفحه‌ای خود اطلاعات بسیار خوبی گردآوری کرده که به مخاطب ارائه می‌کند. با این تفاصیل، آن قدر که در رابطه با روح طغیان‌گر این زن می‌توانید اطلاعات پیدا کنید درباره جسمش با سکوت منابع مواجه هستید.
 
وی افزود: کتاب اطلاعاتی درباره اینکه بانو امامزاده شش هفت سال اقامت در فرانسه را چگونه گذرانده، ندارید. ضمن اینکه نمی‌دانید این زن چگونه به فرانسه رفته است؟ اما در قسمتی از کتاب، مولف اشاره کرده که پزشک ما دچار شکست عاطفی شده است با وجود اینکه از متن نامه‌ها استنباط می‌شود که همسرش را دوست داشته، اما از همین نامه‌ها به این نکته می‌رسیم که از همسرش جدا شده است!

انعکاس جامعه ایران دهه 20 در مکتوبات یک زن

کوهستانی‌نژاد نیز درباره انتشار کتاب گفت: مدت چهار سال به ناشران متعددی مراجعه کردم تا بتوانم کتاب را منتشر کنم، اما هر کدام به دلیل اینکه چنین کتابی مخاطب ندارد از چاپ آن سرباز زدند! ناچار شدم خودم کتاب را به صورت ناشر مولف منتشر کنم.
 
وی با اشاره به موضوع مکتوبات «دغدغه‌های یک‌ زن ایرانی در جنگ جهانی دوم» بیان کرد: مطالبی که بانو هما امامزاده در مکتوبات خود ثبت کرده وقایعی است که در ایران سال‌های 1322 تا 24 می‌گذرد. امامزاده که در سوربن پزشکی خوانده و با مهندس مهدی بازرگان هم‌دانشگاهی بوده پس از پایان تحصیل و زمان جنگ جهانی دوم به ایران بازمی‌گردد. در این برهه مسائلی در کشور روی می‌دهد که متاثر از جنگ جهانی دوم است و این مسائل در مکتوبات این پزشک زن انعکاس می‌یابد.
 
این پژوهشگر حوزه مطبوعات افزود: امامزاده پس از بازگشت به ایران با برخی محافل فرهنگی ارتباط یافته و از جمله به محفل یاران عباس خلیلی، مدیر روزنامه اقدام راه پیدا می‌کند و به تبادل نظر درباره مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه می‌پردازد. تحصیل در اروپا باعث می‌شود تا وی با ذهنی باز با مسائل برخورد کند.
 
نمود کم‌رنگ طرح حق رای زنان در اسناد تاریخی

کوهستانی‌نژاد عنوان کرد: یکی از ویژگی‌های مکتوبات امامزاده تصویری است که از مسائل اجتماعی دهه 20 در مکتوبات خود ارائه می‌کند. از طرفی وقتی مکتوباتش را با سایر بزرگان همدوره‌اش مقایسه می‌کنید، می‌بینید از لحاط محتوا بسیار پربارتر و غنی‌تر از آثار آنهاست. همچنین یکی دیگر از دغدغه‌های بانو، انتخابات مجلس چهاردهم است و افرادی که کاندید آن شدند؛ مجلسی که پس از آغاز به کار مسائلی از جمله حق رای زنان را مطرح و این طرح موجی در جامعه ایجاد می‌کند که متاسفانه در اسناد تاریخی نمود بسیار اندکی می‌یابد اما امامزاده تلاش دارد با مراجعه به قرآن این مساله را دنبال کند و با مراجعه به قرآن می‌گوید زن و مرد دارای حق یکسان هستند.
 
وی ادامه داد: در کتاب تلاش نکردم که زندگینامه امامزاده را دنبال کنم زیرا هدف اصلی ردیابی تاثیر جنگ جهانی بر یک فرد ایرانی بود که در مکتوبات این پزشک زن به آن رسیدم.
 
پزشک زنی که با تحصیل در فرانسه غربزده نشد

فخرالسادات محتشمی‌پور، عضو هیات موسس انجمن زنان پژوهشگر تاریخ گفت: ورود امامزاده به محفل یاران باعث شده تا تاثیر عمیقی از عباس خلیلی بپذیرد اما نمی‌دانیم چگونه به این محفل راه یافته و چرا تنها از خلیلی‌ تاثیر گرفته است؟

وی افزود: با مطالعه کتاب، به دنبال زندگینامه این پزشک زن بودم، زیرا برایم مهم بود که بدانم در چه محیطی رشد پیدا کرده و از چه کسانی تاثیر پذیرفته است؟ ضمن اینکه برایم جالب بود که امامزاده با وجود تحصیل در فرانسه به اصطلاح امروزی «غربزده» نشده و منتقد آنها نیز بوده است. شاید داشتن این رویه به دلیل قرار گرفتن ایران در فضای جنگ جهانی دوم و اشغال شدن کشور از سوی متفقین بوده است.

در پایان این نشست کوهستانی‌نژاد به پرسش‌های حاضران پاسخ گفت.

عزیزی: «هما امامزاده» شرایط سیاسی دشوار جامعه را در سال 1322 بیان می‌کند/ چرا خاطرات بانوی پزشک ایرانی گمنام ماند؟

مجله اتومبیل

یزدی‌نژاد:پزشکان ایرانی نقش اندکی در تولید کتاب‌های بین‌المللی دارند/ تالیف کتاب‌های بومی پزشکی یا بهره‌گیری از آثار ترجمه؟!

Published by:

یزدی‌نژاد:پزشکان ایرانی نقش اندکی در تولید کتاب‌های بین‌المللی دارند/ تالیف کتاب‌های بومی پزشکی یا بهره‌گیری از آثار ترجمه؟!

خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)- یکم شهریور‌ماه زادروز حکیم شهیر ایرانی ابوعلی‌سیناست که در تقویم ایرانی به‌عنوان روز پزشک نامگذاری شده است. پزشکان ایرانی در طول قرون گذشته تا به امروز با تبعیت از شیخ‌الرئیس ابوعلی‌سینا در رشد این شاخه تلاش کرده‌اند. بخشی از این تلاش که به نظر می‌رسد پایه توسعه و انتقال یافته‌های پزشکی به حساب می‌آید تولید کتاب است. وضعیت کتاب‌های حوزه پزشکی موضوع گفت‌وگو با دکتر یزدی‌نژاد، مدیر مسئول انتشارات میر‌ماه به مناسبت «روز پزشک» و بزرگداشت ابو‌علی‌سینا است.  

وی درباره وضعیت نشر پزشکی اظهار کرد: در حوزه پزشکی با اطمینان کامل نمی‌توان گفت که کاهش شمارگان کتاب رخ داده است؛ اما با توجه به آمار دانشجویان و توسعه دانشگاه‌ها، به‌طور قطع در این بخش نیز با کاهش شمارگان کتاب مواجه هستیم،  هرچند که در ظاهر این کاهش محسوس نباشد.
 
مدیر مسئول انتشارات میر‌ماه با اشاره به دلایل کاهش شمارگان کتاب در  شاخه پزشکی افزود: کاهش شمارگان کتاب در حوزه پزشکی به دلایل همه‌گیر جهانی مانند گسترش نشر الکترونیک یا استفاده از پایگاه‌‌های اطلاعاتی که در بیشتر مواقع صحت آن‌ها مورد تردید است را می‌توان ذکر کرد. علاوه براین از یک سو شاهد تغییر مدل مطالعه دانشجویان هستیم و از سوی دیگر در بازار نشر تخصصی پزشکی ضمن کاهش آمار تالیف، انتشار ترجمه‌های نارسا نیز بی‌تاثیر نبوده است.

کتاب‌های رشته پزشکی گران است
یزدی‌نژاد با اشاره به مشکلات مالی دانشجویان در تأمین کتاب درسی ادامه داد: علاوه بر مشکلات بازار نشر هزینه‌های دانشجویی و به دنبال آن هزینه‌های گزاف خرید کتاب و نبود حمایت‌های لازم از سوی وزارتخانه‌هایی از‌ جمله علوم،‌ تحقیقات و فناوری موجب کاهش شمارگان کتاب و آمار مطالعه دانشجویان پزشکی شده است.
 
این فعال حوزه نشر پزشکی درباره تولید کتاب براساس نتایج پژوهش‌های آزمایشگاهی و دانشگاهی پژوهشگران داخلی گفت: رشته‌ پزشکی در سراسر جهان دارای مجموعه‌ای از منابع اصلی است که در همه دانشگاه‌های دنیا از‌ جمله ایران تدریس می‌شود. مستندات پژوهشگران ایرانی در این کتاب‌ها بسیار اندک است؛ به‌عنوان مثال مدارک علمی پژوهشگران ایرانی در کتابی مانند «طب داخلی هاریسون» که در پنج قاره دنیا تدریس می‌شود بسیار ناچیز است؛ البته این امکان وجود دارد که نتایج پژوهش‌های ایرانیان مقیم دیگر کشور‌ها در کتاب‌های مطرح رشته پزشکی منتشر شده باشد.

نقش اندک ایرانیان در تولید کتاب‌های پزشکی
یزدی‌نژ‌اد با بیان نمونه‌هایی از انتشار مستندات پژوهشگران ایرانی در کتاب‌های اصلی رشته پزشکی اظهار کرد: به‌عنوان مثال در حوزه هپاتیت پژوهش‌های دکتر علویان یا درباره غدد نتایج مستندات علمی دکتر عزیزی همچنین مطالعات مرکز گوارش ایران زیرنظر دکتر ملک‌زاده در کتاب‌های بین‌المللی منعکس شده که البته چشمگیر نیست.
 
وی با اشاره به رشد مقالات علمی در شاخه‌‌های پزشکی افزود: پژوهشگران ایرانی بیشتر نتایج علمی خود را در قالب مقاله منتشر می‌کنند که جریانی رو به رشد است. مقالات علمی برای ارائه در شکل کتاب نیازمند داوری و بررسی صحت علمی هستند بنابراین در این حوزه ورودی نداشتیم؛ البته نباید فراموش کرد که سال‌ها قبل مرحوم دکتر محسن ضیائی، به‌عنوان متخصص اطفال و داماد مرحوم دکتر قریب در ایالات متحده آمریکا، کتابی درباره تشخیص‌هایی بالینی منتشر کرد که در سراسر دنیا شناخته و مطالعه شد؛ علاوه براین در حوزه طب داخلی، دکتر سمیعی و در حوزه جراحی‌، مستندات علمی دکتر فرخ سعیدی نیز در قالب کتاب‌های بین‌المللی منتشر شده است؛ اما با توجه به رشد جمعیت پزشکان و مدرسان پزشکی مستندات علمی ایرانی در حاضر چندان در کتاب‌های بین‌المللی منعکس نمی‌شود.

تولید کتاب پزشکی مستند نیازمند پشتوانه تجربی است    
یزدی‌نژاد درباره راهکار‌های توسعه دانش پزشکی بومی در قالب کتاب ادامه داد: تایید علمی تحقیقات حوزه پزشکی نیازمند پژوهش‌های گسترده است به‌عبارت دیگر محتوایی به‌عنوان دانش پزشکی به ثبت می‌ر‌سد که دارای پشتوانه تجربی قوی، مطالعه دقیق و حجم نمونه قابل استناد باشد. مطالعاتی مانند «سرطان‌های دستگاه گوارش در استان گلستان» که به همت دکتر ملک‌زاده به مدت 25 سال در استان گلستان در حال پیگیری است به‌عنوان یک پژوهش جهانی به تدریج وارد کتاب‌های درسی شده است.
 
وی با اشاره به ملزومات توسعه دانش پزشکی در قالب کتاب گفت: حمایت شرکت‌های بزرگ دارویی و ساخت آزمایشگاه‌های مجهز و تخصیص بودجه کافی برای پژوهش، مولفه‌هایی مهم برای تحقق انتشار مستندات علمی در قالب کتاب هستند.
 
مدیرمسئول انتشارات میر‌ماه درباره وضعیت کتاب‌های دانشگاهی طب سنتی نیز اظهار کرد: بخشی از کتاب‌هایی که از سوی انتشارات دانشکده‌‌های طب سنتی منتشر می‌شود تصحیح متون قدیمی از جمله «قانون» ابوعلی‌سینا، «تحفه حکیم مؤمن» یا «رساله وبائیه» است. درباره میزان تولید کتاب در حوزه طب سنتی مطابق با معیار‌های پژوهشی براساس اطلاعاتی که در اختیار دارم به نظر می‌رسد که مستندات درباره تاثیر روش‌های درمانی با طب سنتی ناقص است؛ به‌عبارت دیگر مولفان این شاخه پزشکی برای تالیف کتاب مجبورند به منابع اصلی مراجعه کنند و به‌عنوان مثال درباره حجامت به‌صورت توصیفی به تولید محتوا بپردازند.
 
یزدی‌نژاد ادامه داد: اگر هدفمان تولید و انتشار مطلبی درباره مقوله حجامت در کتاب‌های بین‌‌‌المللی است باید به رفع نیاز اساسی یعنی مطالعه‌ دقیق و امروزی توجه کنیم. به‌عنوان مثال باید براساس پژوهش آزمایشگاهی ثابت کنیم روش حجامت بر درمان بیماری موثر است یا خیر. برای تجدید حیات طب سنتی باید حرف‌ها و مستندات تازه‌ای وجود داشته باشد. یادآور می‌شوم که طب مدرن ادامه طب سنتی است؛ به‌عنوان مثال شرح چگونگی گردش خون در بدن به تدریج بعد از جالینوس از سوی ابن‌سینا و سپس از سوی ویلیام هاربی به تکامل رسیده، بنابراین جدا کردن طب قدیم و جدید رویکردی اشتباه و به تعبیری دیگر طب مدرن فرزند طب سنتی است.  
 
وی با اشاره به لزوم دوری از نگاه تعصبی به طب سنتی افزود: باید توجه داشته باشیم که بین طب فولکلور، طب سنتی و طب اسلامی تفاوت وجود دارد. کتاب‌های طب سنتی همچنان در برخی از مدارس کراچی کشور پاکستان تدریس می‌شود؛ اما پژوهش کافی درباره این طب صورت نگرفته است؛ به‌عنوان مثال تفاوت بین خون‌دهی با سرنگ و «فصد» چندان مشخص نیست. کدام دانشکده طب سنتی به‌صورت مستند به انتشار نتایج این تفاوت اقدام کرده است؟ در صورتی که این پژوهش‌ها به‌صورت علمی و دقیق منتشر شود می‌توان در قالب کتاب دانشگاهی به عرضه آن‌ها اقدام کرد.

بیشتر مترجم هستیم تا مولف
این فعال حوزه نشر دانشگاهی درباره نقاط قوت نشر پزشکی گفت: در حوزه جراحی با توجه به تجربیات دوران دفاع‌ مقدس و بعد از آن در مقایسه با رشته‌های داخلی و عفونی، دانش قابل‌توجهی کسب شده اما در بخش تولید کتاب تلاش‌‌ها بیشتر به ترجمه و به‌عبارت دیگر پیوند دادن ترجمه کتاب‌های مختلف محدود شده که با تعریف تالیف کتاب بومی متفاوت است.

یزدی‌نژاد با اشاره به سابقه تولید کتاب فارسی در کشور اظهار کرد: در سال 1313 و بعد از آن کتاب‌های درسی مانند «بیماری زنان» نوشته دکتر جهانشاه صالح،‌ «نشانه‌شناسی بیماری‌ها» نوشته دكتر صادق فيروز عزيزی، در حوزه چشم‌پزشکی کتاب‌های مرحوم دکتر نصرت‌الله باستان، در حوزه هورمون‌‌شناسی کتاب‌های دکتر نصرت‌الله کاسمی یا کتاب پاتولوژی دکتر حبیبی گلپایگانی  در  اختیار دانشجویان بود اما در حال حاضر کتاب تالیفی در این حوزه کمتر نوشته می‌شود و کتاب‌های ترجمه نیز چندان مورد تایید استادان دانشگاه نیست.

یزدی‌نژاد:پزشکان ایرانی نقش اندکی در تولید کتاب‌های بین‌المللی دارند/ تالیف کتاب‌های بومی پزشکی یا بهره‌گیری از آثار ترجمه؟!

خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)- یکم شهریور‌ماه زادروز حکیم شهیر ایرانی ابوعلی‌سیناست که در تقویم ایرانی به‌عنوان روز پزشک نامگذاری شده است. پزشکان ایرانی در طول قرون گذشته تا به امروز با تبعیت از شیخ‌الرئیس ابوعلی‌سینا در رشد این شاخه تلاش کرده‌اند. بخشی از این تلاش که به نظر می‌رسد پایه توسعه و انتقال یافته‌های پزشکی به حساب می‌آید تولید کتاب است. وضعیت کتاب‌های حوزه پزشکی موضوع گفت‌وگو با دکتر یزدی‌نژاد، مدیر مسئول انتشارات میر‌ماه به مناسبت «روز پزشک» و بزرگداشت ابو‌علی‌سینا است.  

وی درباره وضعیت نشر پزشکی اظهار کرد: در حوزه پزشکی با اطمینان کامل نمی‌توان گفت که کاهش شمارگان کتاب رخ داده است؛ اما با توجه به آمار دانشجویان و توسعه دانشگاه‌ها، به‌طور قطع در این بخش نیز با کاهش شمارگان کتاب مواجه هستیم،  هرچند که در ظاهر این کاهش محسوس نباشد.
 
مدیر مسئول انتشارات میر‌ماه با اشاره به دلایل کاهش شمارگان کتاب در  شاخه پزشکی افزود: کاهش شمارگان کتاب در حوزه پزشکی به دلایل همه‌گیر جهانی مانند گسترش نشر الکترونیک یا استفاده از پایگاه‌‌های اطلاعاتی که در بیشتر مواقع صحت آن‌ها مورد تردید است را می‌توان ذکر کرد. علاوه براین از یک سو شاهد تغییر مدل مطالعه دانشجویان هستیم و از سوی دیگر در بازار نشر تخصصی پزشکی ضمن کاهش آمار تالیف، انتشار ترجمه‌های نارسا نیز بی‌تاثیر نبوده است.

کتاب‌های رشته پزشکی گران است
یزدی‌نژاد با اشاره به مشکلات مالی دانشجویان در تأمین کتاب درسی ادامه داد: علاوه بر مشکلات بازار نشر هزینه‌های دانشجویی و به دنبال آن هزینه‌های گزاف خرید کتاب و نبود حمایت‌های لازم از سوی وزارتخانه‌هایی از‌ جمله علوم،‌ تحقیقات و فناوری موجب کاهش شمارگان کتاب و آمار مطالعه دانشجویان پزشکی شده است.
 
این فعال حوزه نشر پزشکی درباره تولید کتاب براساس نتایج پژوهش‌های آزمایشگاهی و دانشگاهی پژوهشگران داخلی گفت: رشته‌ پزشکی در سراسر جهان دارای مجموعه‌ای از منابع اصلی است که در همه دانشگاه‌های دنیا از‌ جمله ایران تدریس می‌شود. مستندات پژوهشگران ایرانی در این کتاب‌ها بسیار اندک است؛ به‌عنوان مثال مدارک علمی پژوهشگران ایرانی در کتابی مانند «طب داخلی هاریسون» که در پنج قاره دنیا تدریس می‌شود بسیار ناچیز است؛ البته این امکان وجود دارد که نتایج پژوهش‌های ایرانیان مقیم دیگر کشور‌ها در کتاب‌های مطرح رشته پزشکی منتشر شده باشد.

نقش اندک ایرانیان در تولید کتاب‌های پزشکی
یزدی‌نژ‌اد با بیان نمونه‌هایی از انتشار مستندات پژوهشگران ایرانی در کتاب‌های اصلی رشته پزشکی اظهار کرد: به‌عنوان مثال در حوزه هپاتیت پژوهش‌های دکتر علویان یا درباره غدد نتایج مستندات علمی دکتر عزیزی همچنین مطالعات مرکز گوارش ایران زیرنظر دکتر ملک‌زاده در کتاب‌های بین‌المللی منعکس شده که البته چشمگیر نیست.
 
وی با اشاره به رشد مقالات علمی در شاخه‌‌های پزشکی افزود: پژوهشگران ایرانی بیشتر نتایج علمی خود را در قالب مقاله منتشر می‌کنند که جریانی رو به رشد است. مقالات علمی برای ارائه در شکل کتاب نیازمند داوری و بررسی صحت علمی هستند بنابراین در این حوزه ورودی نداشتیم؛ البته نباید فراموش کرد که سال‌ها قبل مرحوم دکتر محسن ضیائی، به‌عنوان متخصص اطفال و داماد مرحوم دکتر قریب در ایالات متحده آمریکا، کتابی درباره تشخیص‌هایی بالینی منتشر کرد که در سراسر دنیا شناخته و مطالعه شد؛ علاوه براین در حوزه طب داخلی، دکتر سمیعی و در حوزه جراحی‌، مستندات علمی دکتر فرخ سعیدی نیز در قالب کتاب‌های بین‌المللی منتشر شده است؛ اما با توجه به رشد جمعیت پزشکان و مدرسان پزشکی مستندات علمی ایرانی در حاضر چندان در کتاب‌های بین‌المللی منعکس نمی‌شود.

تولید کتاب پزشکی مستند نیازمند پشتوانه تجربی است    
یزدی‌نژاد درباره راهکار‌های توسعه دانش پزشکی بومی در قالب کتاب ادامه داد: تایید علمی تحقیقات حوزه پزشکی نیازمند پژوهش‌های گسترده است به‌عبارت دیگر محتوایی به‌عنوان دانش پزشکی به ثبت می‌ر‌سد که دارای پشتوانه تجربی قوی، مطالعه دقیق و حجم نمونه قابل استناد باشد. مطالعاتی مانند «سرطان‌های دستگاه گوارش در استان گلستان» که به همت دکتر ملک‌زاده به مدت 25 سال در استان گلستان در حال پیگیری است به‌عنوان یک پژوهش جهانی به تدریج وارد کتاب‌های درسی شده است.
 
وی با اشاره به ملزومات توسعه دانش پزشکی در قالب کتاب گفت: حمایت شرکت‌های بزرگ دارویی و ساخت آزمایشگاه‌های مجهز و تخصیص بودجه کافی برای پژوهش، مولفه‌هایی مهم برای تحقق انتشار مستندات علمی در قالب کتاب هستند.
 
مدیرمسئول انتشارات میر‌ماه درباره وضعیت کتاب‌های دانشگاهی طب سنتی نیز اظهار کرد: بخشی از کتاب‌هایی که از سوی انتشارات دانشکده‌‌های طب سنتی منتشر می‌شود تصحیح متون قدیمی از جمله «قانون» ابوعلی‌سینا، «تحفه حکیم مؤمن» یا «رساله وبائیه» است. درباره میزان تولید کتاب در حوزه طب سنتی مطابق با معیار‌های پژوهشی براساس اطلاعاتی که در اختیار دارم به نظر می‌رسد که مستندات درباره تاثیر روش‌های درمانی با طب سنتی ناقص است؛ به‌عبارت دیگر مولفان این شاخه پزشکی برای تالیف کتاب مجبورند به منابع اصلی مراجعه کنند و به‌عنوان مثال درباره حجامت به‌صورت توصیفی به تولید محتوا بپردازند.
 
یزدی‌نژاد ادامه داد: اگر هدفمان تولید و انتشار مطلبی درباره مقوله حجامت در کتاب‌های بین‌‌‌المللی است باید به رفع نیاز اساسی یعنی مطالعه‌ دقیق و امروزی توجه کنیم. به‌عنوان مثال باید براساس پژوهش آزمایشگاهی ثابت کنیم روش حجامت بر درمان بیماری موثر است یا خیر. برای تجدید حیات طب سنتی باید حرف‌ها و مستندات تازه‌ای وجود داشته باشد. یادآور می‌شوم که طب مدرن ادامه طب سنتی است؛ به‌عنوان مثال شرح چگونگی گردش خون در بدن به تدریج بعد از جالینوس از سوی ابن‌سینا و سپس از سوی ویلیام هاربی به تکامل رسیده، بنابراین جدا کردن طب قدیم و جدید رویکردی اشتباه و به تعبیری دیگر طب مدرن فرزند طب سنتی است.  
 
وی با اشاره به لزوم دوری از نگاه تعصبی به طب سنتی افزود: باید توجه داشته باشیم که بین طب فولکلور، طب سنتی و طب اسلامی تفاوت وجود دارد. کتاب‌های طب سنتی همچنان در برخی از مدارس کراچی کشور پاکستان تدریس می‌شود؛ اما پژوهش کافی درباره این طب صورت نگرفته است؛ به‌عنوان مثال تفاوت بین خون‌دهی با سرنگ و «فصد» چندان مشخص نیست. کدام دانشکده طب سنتی به‌صورت مستند به انتشار نتایج این تفاوت اقدام کرده است؟ در صورتی که این پژوهش‌ها به‌صورت علمی و دقیق منتشر شود می‌توان در قالب کتاب دانشگاهی به عرضه آن‌ها اقدام کرد.

بیشتر مترجم هستیم تا مولف
این فعال حوزه نشر دانشگاهی درباره نقاط قوت نشر پزشکی گفت: در حوزه جراحی با توجه به تجربیات دوران دفاع‌ مقدس و بعد از آن در مقایسه با رشته‌های داخلی و عفونی، دانش قابل‌توجهی کسب شده اما در بخش تولید کتاب تلاش‌‌ها بیشتر به ترجمه و به‌عبارت دیگر پیوند دادن ترجمه کتاب‌های مختلف محدود شده که با تعریف تالیف کتاب بومی متفاوت است.

یزدی‌نژاد با اشاره به سابقه تولید کتاب فارسی در کشور اظهار کرد: در سال 1313 و بعد از آن کتاب‌های درسی مانند «بیماری زنان» نوشته دکتر جهانشاه صالح،‌ «نشانه‌شناسی بیماری‌ها» نوشته دكتر صادق فيروز عزيزی، در حوزه چشم‌پزشکی کتاب‌های مرحوم دکتر نصرت‌الله باستان، در حوزه هورمون‌‌شناسی کتاب‌های دکتر نصرت‌الله کاسمی یا کتاب پاتولوژی دکتر حبیبی گلپایگانی  در  اختیار دانشجویان بود اما در حال حاضر کتاب تالیفی در این حوزه کمتر نوشته می‌شود و کتاب‌های ترجمه نیز چندان مورد تایید استادان دانشگاه نیست.

یزدی‌نژاد:پزشکان ایرانی نقش اندکی در تولید کتاب‌های بین‌المللی دارند/ تالیف کتاب‌های بومی پزشکی یا بهره‌گیری از آثار ترجمه؟!

دانلود موزیک