​ماجرای «دوستی مار و مارمولك» روایت شد

​ماجرای «دوستی مار و مارمولك» روایت شد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، انتشارات آفرینگان کتاب «دوستی مار و مارمولك» نوشته جوی کاولی را با ترجمه اکرم حسن برای کودکان و نوجوانان در قالب 17 فصل به هم پیوسته منتشر کرده است. در این کتاب مار و مارمولك در يك لانه زندگی مسالمت آميزی با يكديگر دارند اما اختلاف سليقه اين دو درباره يك ميهمان ناخوانده يعنی عنكبوت، منجر به بحث و گفت‌وگوی جالبی ميان اين دو می‌شود.
 
وقتی همسايه‌ها دوست‌های صميمی می‌شوند، ديوار بين خانه‌ها فرو می‌ريزد. خانه برای مار و مارمولك سوراخی در دل زمين بود. وقتی ديوارهايش فرو ريخت، آن دو همسايه با هم دوست شدند. لانه مشترك آنها دو تا در ورودی داشت. مار كه طبيعتی محتاط و محافظه‌كار داشت با خودش فكر كرد دوتا در بهتر از يكی است. اگر حيوان وحشی و درنده‌ای از يك ورودی وارد می‌شد، می‌توانست با مارمولك از ورودی ديگر فرار كند. اما يك روز مار متوجه شد تارِ چسبناك و ضخيمی ورودی دوم را مسدود كرده است. عنكبوتی با پاهای پشمالو و بدنی به بزرگی تخمِ جغد آن‌جا نشسته بود.
 
در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «مار با سرعت تمام به پايين ورودی ليز خورد و به لانه برگشت. هيجان‌زده مارمولك را صدا زد: «تو ورودی لونه‌مون يه عنكبوت سَميه.» مارمولك به آرامی گفت: «كاملاً بی خطره.»
زبان مار تكان تكان خورد: «تو می‌دونستی اين‌جاست؟»
بدون شك مارمولك می‌دانست كه عنكبوت آن‌جابوده، آن تار عنكبوت برای او يك انبار مواد غذايی بود. چندين بار بيدها يا مگس‌های عنكبوت را كش رفته بود. منفعت‌طلبانه به مار گفت: «خب، عنكبوت بايد خونه‌ش رو يه جايی می‌ساخت ديگه. مار عزيزم، ما بايد كاري كنيم كه اون احساس كنه توی خونه خودشه. به هر حال ما مددكارهای حرفه‌ای هستيم ديگه. مگه نه؟»…»
 
درها، پنجره، رقص باران، قهرمان، گردهمایی، رقص صخره، خواهر شماره چهل و نه، چرخه زندگی، پوست و عشق عناوین برخی از فصل‌های این کتاب است.
 
انتشارات آفرینگان کتاب «دوستی مار و مارمولك» را در قالب 136 صفحه با شمارگان هزار و 500 نسخه و قیمت 70 هزار ريال منتشر کرده است.
 

​ماجرای «دوستی مار و مارمولك» روایت شد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، انتشارات آفرینگان کتاب «دوستی مار و مارمولك» نوشته جوی کاولی را با ترجمه اکرم حسن برای کودکان و نوجوانان در قالب 17 فصل به هم پیوسته منتشر کرده است. در این کتاب مار و مارمولك در يك لانه زندگی مسالمت آميزی با يكديگر دارند اما اختلاف سليقه اين دو درباره يك ميهمان ناخوانده يعنی عنكبوت، منجر به بحث و گفت‌وگوی جالبی ميان اين دو می‌شود.
 
وقتی همسايه‌ها دوست‌های صميمی می‌شوند، ديوار بين خانه‌ها فرو می‌ريزد. خانه برای مار و مارمولك سوراخی در دل زمين بود. وقتی ديوارهايش فرو ريخت، آن دو همسايه با هم دوست شدند. لانه مشترك آنها دو تا در ورودی داشت. مار كه طبيعتی محتاط و محافظه‌كار داشت با خودش فكر كرد دوتا در بهتر از يكی است. اگر حيوان وحشی و درنده‌ای از يك ورودی وارد می‌شد، می‌توانست با مارمولك از ورودی ديگر فرار كند. اما يك روز مار متوجه شد تارِ چسبناك و ضخيمی ورودی دوم را مسدود كرده است. عنكبوتی با پاهای پشمالو و بدنی به بزرگی تخمِ جغد آن‌جا نشسته بود.
 
در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «مار با سرعت تمام به پايين ورودی ليز خورد و به لانه برگشت. هيجان‌زده مارمولك را صدا زد: «تو ورودی لونه‌مون يه عنكبوت سَميه.» مارمولك به آرامی گفت: «كاملاً بی خطره.»
زبان مار تكان تكان خورد: «تو می‌دونستی اين‌جاست؟»
بدون شك مارمولك می‌دانست كه عنكبوت آن‌جابوده، آن تار عنكبوت برای او يك انبار مواد غذايی بود. چندين بار بيدها يا مگس‌های عنكبوت را كش رفته بود. منفعت‌طلبانه به مار گفت: «خب، عنكبوت بايد خونه‌ش رو يه جايی می‌ساخت ديگه. مار عزيزم، ما بايد كاري كنيم كه اون احساس كنه توی خونه خودشه. به هر حال ما مددكارهای حرفه‌ای هستيم ديگه. مگه نه؟»…»
 
درها، پنجره، رقص باران، قهرمان، گردهمایی، رقص صخره، خواهر شماره چهل و نه، چرخه زندگی، پوست و عشق عناوین برخی از فصل‌های این کتاب است.
 
انتشارات آفرینگان کتاب «دوستی مار و مارمولك» را در قالب 136 صفحه با شمارگان هزار و 500 نسخه و قیمت 70 هزار ريال منتشر کرده است.
 

​ماجرای «دوستی مار و مارمولك» روایت شد

تکنولوژی جدید