کتاب در جایی مقام گرفت که در شأن و منزلتش بود/ یادداشت علی بلوکباشی

کتاب در جایی مقام گرفت که در شأن و منزلتش بود/ یادداشت علی بلوکباشی

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- دکتر علی بلوکباشی، مردم‌شناس پیشکسوت: سرانجام طالع کتاب باز شد و خوش درخشید و پس از چند دهه آوارگی و سرگردانی صاحبِ خانه شد و به خانه بخت رفت. از بخت بلند و خجسته علاقه‌مندان کتاب، کتاب در جایی مقام گرفت که در شأن و منزلتش بود. در شهر آفتاب، شهری با فضایی گشوده و سبز و طبیعتی دلپذیر و با چشم‌اندازهایی خوش‌منظر.

روز چهارشنبه به محبت خانه کتاب و دوستان نازنین خبرگزاری ایبنا نصف روزی را در شهرکتاب گذراندم و از شماری سالن‌ها و غرفه‌های کتاب بازدید کردم. نخست به سالن کتاب‌های بین‌اللمل رفتم. ناشران خارجی را در سه خیمه جا داده بودند. بسیاری از ناشران معتبر اروپایی جایشان در این نمایشگاه خالی بود. کتاب‌هایی هم که در غرفه‌ها عرضه شده بودند نه چندان زیاد و نه چندان به روز بودند. مضاف بر این که کتاب‌های عرضه شده هم درخور سلیقه علمی- تحقیقی محققان ایرانی نبود.

قیمت کتاب‌ها بسیار بالا بود. برای نمونه کتابی که برای خرید در نظر داشتم، با وجود این که 30 درصد تخفیف داشت حدود دویست هزار تومان قیمت داشت. آنچه تعجب مرا برانگیخت این بود که چرا ناشران خارجی مهمان را در زیر خیمه جا داده بودند و به سالن‌های ثابت نبرده بودند تا از گزند باد و باران گه‌گاهی محفوظ باشند و در ضمن حرمت مهمان نیز رعایت شده باشد. اتفاقا باران شدیدی هنگام بازدیدم بارید و ناراحتی‌هایی هم برای آنان پیش آورد.

از غرفه‌های ناشران ایرانی هم در سالن‌های عمومی بازدید کردم. در غرفه‌های چند ناشر از ناشران آثار خودم نشستم و گپ و گفتی با ناشران داشتم. همه خشنود بودند و از فضای تازه و استقبال مردم به ویژه جوانان راضی. شوق و شور جوانان را در نگاه جوینده‌شان بر کتاب‌های عرضه شده در ویترین‌ها و قفسه‌ها مرا به وجد می‌آورد. در چند غرفه که آثار مرا عرضه کرده بودند، برخی از خریداران جوان با توجه به حضورم در غرفه سر گفت‌وگو را باز کردند و با ولعی خاص خواهان پاسخ به پرسش‌های‌شان بودند. برخی هم در مورد پرسش‌های‌شان وقت ملاقات و گفت‌وگو بیشتری می‌خواستند و  امضاء بر کتاب‌هایی که خریده بودند.

اینجا بود که دریافتم. نمایشگاه باید در غرفه‌ها یا در مکان‌هایی مناسب و در کنار عرضه کتاب، محفل‌هایی برای ارتباط نویسندگان و مترجمان با خوانندگان آثارشان ترتیب دهند. چون این چنین موقعیت‌های مناسبی برای آشنایی، تماس و گفت‌وگو میان نویسنده، مترجم و مخاطبان در جاهای دیگر به‌جز نمایشگاه فراهم نمی‌آید. البته این برنامه، یعنی برنامه رودرو میان نویسندگان و خوانندگان را رسانه ملی، یعنی سازمان صدا و سیما می‌تواند به نحو احسن در ایام هفته در ساعات مناسب در تلویزیون و رادیو فراهم آورد. ولیکن هیچ‌گاه به چنین کار فرهنگی روی خوش نشان نداده است. رسانه ملی ما بیشتر به مجموعه برنامه‌های سیاسی و ورزشی دل خوش کرده و ساعاتش را به این جور برنامه‌ها اختصاص می‌دهد.

می‌گویند سرانه مطالعه در ایران پایین آمده و به دو دقیقه رسیده است. این آمار را باور ندارم. درست است که شمارگان کتاب پایین آمده و با مقایسه چند دهه پیش از 3000 به حدود 500 رسیده است. ولیکن به نظر من این افت تیراژ نشانه پایین آمدن مطالعه مردم ایران نیست. مردم ما همچون سابق اگر بیشتر مطالعه نکنند، کمتر هم نمی‌کنند. عوامل گوناگونی در پایین آمدن شمارگان کتاب، به ویژه کتاب‌های علمی-تحقیقی و نوشته‌های غیرعامه پسند دخالت دارند.

نخست تنوع بسیار زیاد در عناوین آثار و نشر صدها کتاب در موضوعات و مقولات گوناگون؛ دوم رشد و توسعه مطبوعات و تنوع در نشر انواع روزنامه‌ها و مجلات در زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی، مذهبی، سیاسی، اقتصادی، هنری، ادبی و مانند آنها در این چند دهه اخیر و با شمارگان بالا که هرگز قابل مقایسه با چند دهه پیش نیست؛ سوم فعال شدن فضاهای مجازی و در دسترس قرارگرفتن اطلاعات علمی، فرهنگی و هنری از راه اینترنت و کتاب‌های الکترونیکی.

از این رو بسیاری از صاحبان اندیشه و قلم ترجیح می‌دهند تولیدات فکری خود را از راه این فضاهای مجازی به نظر مخاطبان خود برسانند، چون مخاطب گسترده‌تر و بیشتری دارند. این رسانه‌ها اهل مطالعه را برای بسیاری از موضوعات مورد نظر خود بی‌نیاز از مراجعه به کتاب می‌کنند.

کتاب جایی برای تولید اندیشه است. مطالعه‌کنندگان برای دریافت خواسته‌های خود پیش از ورود پدیده فضای مجازی ناگزیر به مراجعه به کتاب و دستیابی به خواسته‌های علمی و فرهنگی ذهنی خود بودند. امروزه انقلاب اطلاعات و به میدان آمدن کتاب‌های الکترونیکی و سایت‌های اینترنتی بخش بزرگی از سهم آثار مکتوب را این پدیده‌های جدید به خود اختصاص داده‌اند و با سریع‌تر، آسان‌تر و ارزان‌تر در دست قرار دادن اطلاعات، شمار وسیعی از کتابخوان‌ها را به خود جذب کرده‌اند.

نمایشگاه بین‌المللی کتاب نقش و کارکرد چندگانه‌ای در زمینه فرهنگی، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی دارد که به هریک از آنها اشاره خواهم کرد.

الف- در زمینه فرهنگی نمایشگاه چند کارکرد داد:
1. عرضه کتاب در همه حوزه‌های اندیشگی و در دسترس قرار دادن آسان آن به جمع کتابخوان‌ها با هر ذوق و سلیقه فرهنگی.

2. برپایی نشست‌های گفت‌وگو و سخنرانی اصحاب قلم در پاتوق‌ها و محفل‌های فرهنگی نمایشگاه، جمع شدن اهل اندیشه و به گفت‌وگو پرداختن و درمیان گذاشتن معضلات صنفی و بیان خواسته‌های خود در حوزه‌های مختلف و راه‌گشایی برای آنها.

3. نقش نمایشی و تفریحی و سرگرمی نمایشگاه برای دید و بازدیدکنندگان و گذران اوقات فراغت و پرسه زدن جمعی و وقت‌گذرانی در فضایی فرهنگی و در جوار کتاب.

ب- در زمینه اقتصادی
1. رونق بخشیدن به بازار تولید کتاب و کسب و کار ناشران و فروش کتاب‌های تازه چاپ و کتاب‌های در انبار مانده.

پ- در زمینه سیاسی
1. دولت و نهادهای دولتی از طریق نمایشگاه کتاب که همچون رسانه‌ای بین‌الملی عملکرد دارد رشد و توسعه سالیانه نشر و چاپ کتاب را به صورت عینی هرچند به لحاظ کمی به مردم و جهانیان اعلام می‌کنند. همچنین موج فرهنگی، عشق و شور کتاب‌خوانی را در اقشار گوناگون جامعه ایرانی در نمایشگاه به نمایش می‌گذارند.

سخن پایانی، این مطلب را هم به گفته‌هایم بیفزایم. به نظر من برای این که به شمار کتابخوان در جامعه بیفزاییم و در برابر جاذبیت فضای مجازی گیرایی تازه‌ای به کتاب و مطالعه کتاب بدهیم و علاقه مطالعه‌کننده را به کتاب بیشتر کنیم، باید در فکر و تدبیری اساسی در نوآوری در تولید کتاب باشیم. به یاد دارم که در دهه چهل، سازمان کتاب جیبی با طرحی نو دست به انتشار مجموعه‌ای از آثار تألیفی و ترجمه از نویسندگان ایرانی و خارجی زد، این سازمان آثار برجسته ایرانی و خارجی را در قطع کوچک جیبی و به شکلی زیبا و خاص و با بهای ارزان با شمارگان حدود 10 هزار به بازار کتاب عرضه کرد. ورود کتاب‌های جیبی در عرصه فرهنگی جامعه اهل مطالعه آن دوره خوش درخشید و افت شمارگان کتاب را که پدیده سینما با ورود خود به میان خانواده‌های جامعه موجب شده بود، جبران کرد و مخاطب خود را برای 10 هزار نسخه یافت.

امروزه نیز مشاهده می‌کنیم که به ابتکار دفتر پژوهش‌های فرهنگی در چاپ و نشر مجموعه «از ایران چه می‌دانم؟» و عرضه آن به بازار کتاب، جایگاه خاص و مقبولی در جامعه به دست آورده است. تا کنون حدود 130 عنوان در این مجموعه ایران‌پژوهی در زمینه‌های مربوط به سرزمین، طبیعت، مردم، آثار باستانی و تاریخی، فلسفه، مردم‌شناسی، آئین‌ها، مراسم و جشن‌ها، اقوام و ایلات، هنر و نمایش به قلم نویسندگان متخصص ایرانی در حوزه‌های گوناگون تألیف و منتشر شده است. یکی از امتیازات این مجموعه کم حجم بودن آن و ارائه اطلاعات مستند و دقیقِ لازم در هر موضوع در 120 صفحه و با بهای ارزان است. به همین سبب این مجموعه از شمارگان بالایی برخوردار است و شمارگان برخی از کتاب‌های این مجموعه به 8 بار چاپ رسیده است.

کتاب در جایی مقام گرفت که در شأن و منزلتش بود/ یادداشت علی بلوکباشی

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- دکتر علی بلوکباشی، مردم‌شناس پیشکسوت: سرانجام طالع کتاب باز شد و خوش درخشید و پس از چند دهه آوارگی و سرگردانی صاحبِ خانه شد و به خانه بخت رفت. از بخت بلند و خجسته علاقه‌مندان کتاب، کتاب در جایی مقام گرفت که در شأن و منزلتش بود. در شهر آفتاب، شهری با فضایی گشوده و سبز و طبیعتی دلپذیر و با چشم‌اندازهایی خوش‌منظر.

روز چهارشنبه به محبت خانه کتاب و دوستان نازنین خبرگزاری ایبنا نصف روزی را در شهرکتاب گذراندم و از شماری سالن‌ها و غرفه‌های کتاب بازدید کردم. نخست به سالن کتاب‌های بین‌اللمل رفتم. ناشران خارجی را در سه خیمه جا داده بودند. بسیاری از ناشران معتبر اروپایی جایشان در این نمایشگاه خالی بود. کتاب‌هایی هم که در غرفه‌ها عرضه شده بودند نه چندان زیاد و نه چندان به روز بودند. مضاف بر این که کتاب‌های عرضه شده هم درخور سلیقه علمی- تحقیقی محققان ایرانی نبود.

قیمت کتاب‌ها بسیار بالا بود. برای نمونه کتابی که برای خرید در نظر داشتم، با وجود این که 30 درصد تخفیف داشت حدود دویست هزار تومان قیمت داشت. آنچه تعجب مرا برانگیخت این بود که چرا ناشران خارجی مهمان را در زیر خیمه جا داده بودند و به سالن‌های ثابت نبرده بودند تا از گزند باد و باران گه‌گاهی محفوظ باشند و در ضمن حرمت مهمان نیز رعایت شده باشد. اتفاقا باران شدیدی هنگام بازدیدم بارید و ناراحتی‌هایی هم برای آنان پیش آورد.

از غرفه‌های ناشران ایرانی هم در سالن‌های عمومی بازدید کردم. در غرفه‌های چند ناشر از ناشران آثار خودم نشستم و گپ و گفتی با ناشران داشتم. همه خشنود بودند و از فضای تازه و استقبال مردم به ویژه جوانان راضی. شوق و شور جوانان را در نگاه جوینده‌شان بر کتاب‌های عرضه شده در ویترین‌ها و قفسه‌ها مرا به وجد می‌آورد. در چند غرفه که آثار مرا عرضه کرده بودند، برخی از خریداران جوان با توجه به حضورم در غرفه سر گفت‌وگو را باز کردند و با ولعی خاص خواهان پاسخ به پرسش‌های‌شان بودند. برخی هم در مورد پرسش‌های‌شان وقت ملاقات و گفت‌وگو بیشتری می‌خواستند و  امضاء بر کتاب‌هایی که خریده بودند.

اینجا بود که دریافتم. نمایشگاه باید در غرفه‌ها یا در مکان‌هایی مناسب و در کنار عرضه کتاب، محفل‌هایی برای ارتباط نویسندگان و مترجمان با خوانندگان آثارشان ترتیب دهند. چون این چنین موقعیت‌های مناسبی برای آشنایی، تماس و گفت‌وگو میان نویسنده، مترجم و مخاطبان در جاهای دیگر به‌جز نمایشگاه فراهم نمی‌آید. البته این برنامه، یعنی برنامه رودرو میان نویسندگان و خوانندگان را رسانه ملی، یعنی سازمان صدا و سیما می‌تواند به نحو احسن در ایام هفته در ساعات مناسب در تلویزیون و رادیو فراهم آورد. ولیکن هیچ‌گاه به چنین کار فرهنگی روی خوش نشان نداده است. رسانه ملی ما بیشتر به مجموعه برنامه‌های سیاسی و ورزشی دل خوش کرده و ساعاتش را به این جور برنامه‌ها اختصاص می‌دهد.

می‌گویند سرانه مطالعه در ایران پایین آمده و به دو دقیقه رسیده است. این آمار را باور ندارم. درست است که شمارگان کتاب پایین آمده و با مقایسه چند دهه پیش از 3000 به حدود 500 رسیده است. ولیکن به نظر من این افت تیراژ نشانه پایین آمدن مطالعه مردم ایران نیست. مردم ما همچون سابق اگر بیشتر مطالعه نکنند، کمتر هم نمی‌کنند. عوامل گوناگونی در پایین آمدن شمارگان کتاب، به ویژه کتاب‌های علمی-تحقیقی و نوشته‌های غیرعامه پسند دخالت دارند.

نخست تنوع بسیار زیاد در عناوین آثار و نشر صدها کتاب در موضوعات و مقولات گوناگون؛ دوم رشد و توسعه مطبوعات و تنوع در نشر انواع روزنامه‌ها و مجلات در زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی، مذهبی، سیاسی، اقتصادی، هنری، ادبی و مانند آنها در این چند دهه اخیر و با شمارگان بالا که هرگز قابل مقایسه با چند دهه پیش نیست؛ سوم فعال شدن فضاهای مجازی و در دسترس قرارگرفتن اطلاعات علمی، فرهنگی و هنری از راه اینترنت و کتاب‌های الکترونیکی.

از این رو بسیاری از صاحبان اندیشه و قلم ترجیح می‌دهند تولیدات فکری خود را از راه این فضاهای مجازی به نظر مخاطبان خود برسانند، چون مخاطب گسترده‌تر و بیشتری دارند. این رسانه‌ها اهل مطالعه را برای بسیاری از موضوعات مورد نظر خود بی‌نیاز از مراجعه به کتاب می‌کنند.

کتاب جایی برای تولید اندیشه است. مطالعه‌کنندگان برای دریافت خواسته‌های خود پیش از ورود پدیده فضای مجازی ناگزیر به مراجعه به کتاب و دستیابی به خواسته‌های علمی و فرهنگی ذهنی خود بودند. امروزه انقلاب اطلاعات و به میدان آمدن کتاب‌های الکترونیکی و سایت‌های اینترنتی بخش بزرگی از سهم آثار مکتوب را این پدیده‌های جدید به خود اختصاص داده‌اند و با سریع‌تر، آسان‌تر و ارزان‌تر در دست قرار دادن اطلاعات، شمار وسیعی از کتابخوان‌ها را به خود جذب کرده‌اند.

نمایشگاه بین‌المللی کتاب نقش و کارکرد چندگانه‌ای در زمینه فرهنگی، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی دارد که به هریک از آنها اشاره خواهم کرد.

الف- در زمینه فرهنگی نمایشگاه چند کارکرد داد:
1. عرضه کتاب در همه حوزه‌های اندیشگی و در دسترس قرار دادن آسان آن به جمع کتابخوان‌ها با هر ذوق و سلیقه فرهنگی.

2. برپایی نشست‌های گفت‌وگو و سخنرانی اصحاب قلم در پاتوق‌ها و محفل‌های فرهنگی نمایشگاه، جمع شدن اهل اندیشه و به گفت‌وگو پرداختن و درمیان گذاشتن معضلات صنفی و بیان خواسته‌های خود در حوزه‌های مختلف و راه‌گشایی برای آنها.

3. نقش نمایشی و تفریحی و سرگرمی نمایشگاه برای دید و بازدیدکنندگان و گذران اوقات فراغت و پرسه زدن جمعی و وقت‌گذرانی در فضایی فرهنگی و در جوار کتاب.

ب- در زمینه اقتصادی
1. رونق بخشیدن به بازار تولید کتاب و کسب و کار ناشران و فروش کتاب‌های تازه چاپ و کتاب‌های در انبار مانده.

پ- در زمینه سیاسی
1. دولت و نهادهای دولتی از طریق نمایشگاه کتاب که همچون رسانه‌ای بین‌الملی عملکرد دارد رشد و توسعه سالیانه نشر و چاپ کتاب را به صورت عینی هرچند به لحاظ کمی به مردم و جهانیان اعلام می‌کنند. همچنین موج فرهنگی، عشق و شور کتاب‌خوانی را در اقشار گوناگون جامعه ایرانی در نمایشگاه به نمایش می‌گذارند.

سخن پایانی، این مطلب را هم به گفته‌هایم بیفزایم. به نظر من برای این که به شمار کتابخوان در جامعه بیفزاییم و در برابر جاذبیت فضای مجازی گیرایی تازه‌ای به کتاب و مطالعه کتاب بدهیم و علاقه مطالعه‌کننده را به کتاب بیشتر کنیم، باید در فکر و تدبیری اساسی در نوآوری در تولید کتاب باشیم. به یاد دارم که در دهه چهل، سازمان کتاب جیبی با طرحی نو دست به انتشار مجموعه‌ای از آثار تألیفی و ترجمه از نویسندگان ایرانی و خارجی زد، این سازمان آثار برجسته ایرانی و خارجی را در قطع کوچک جیبی و به شکلی زیبا و خاص و با بهای ارزان با شمارگان حدود 10 هزار به بازار کتاب عرضه کرد. ورود کتاب‌های جیبی در عرصه فرهنگی جامعه اهل مطالعه آن دوره خوش درخشید و افت شمارگان کتاب را که پدیده سینما با ورود خود به میان خانواده‌های جامعه موجب شده بود، جبران کرد و مخاطب خود را برای 10 هزار نسخه یافت.

امروزه نیز مشاهده می‌کنیم که به ابتکار دفتر پژوهش‌های فرهنگی در چاپ و نشر مجموعه «از ایران چه می‌دانم؟» و عرضه آن به بازار کتاب، جایگاه خاص و مقبولی در جامعه به دست آورده است. تا کنون حدود 130 عنوان در این مجموعه ایران‌پژوهی در زمینه‌های مربوط به سرزمین، طبیعت، مردم، آثار باستانی و تاریخی، فلسفه، مردم‌شناسی، آئین‌ها، مراسم و جشن‌ها، اقوام و ایلات، هنر و نمایش به قلم نویسندگان متخصص ایرانی در حوزه‌های گوناگون تألیف و منتشر شده است. یکی از امتیازات این مجموعه کم حجم بودن آن و ارائه اطلاعات مستند و دقیقِ لازم در هر موضوع در 120 صفحه و با بهای ارزان است. به همین سبب این مجموعه از شمارگان بالایی برخوردار است و شمارگان برخی از کتاب‌های این مجموعه به 8 بار چاپ رسیده است.

کتاب در جایی مقام گرفت که در شأن و منزلتش بود/ یادداشت علی بلوکباشی

خرید بک لینک

پرس نیوز