معرفی کتاب مزرعه ی حیوانات به همراه خلاصه و تحلیل کامل کتاب

معرفی و تحلیل کتاب مزرعه ی حیوانات

مزرعه حیوانات رمانی نوشته جورج اورول است که اولین بار در سال 1945 منتشر شد.جورج اورول به عنوان یک نویسنده سیاسی، مقاله نویس، متفکر و به ویژه رمان نویس مشهور است.

مزرعه حیوانات تنها اثر اورول است که در آن نویسنده به‌عنوان یک راوی یا شخصیت اصلی به‌طور آشکار ظاهر نمی‌شود.داستان از دید حیوانات معمولی مزرعه حیوانات روایت می‌شود، هر چند از آنها در سوم شخص جمع به عنوان «آنها» یاد می‌شود.

در بیشتر موارد، لحن رمان عینی است و حقایق بیرونی را بیان می کند و به ندرت در تأملات فلسفی فرو می رود. با این حال، آمیختگی این لحن با خط سیر ظالمانه داستان، داستان را در طنزی فزاینده فرو می برد.

هیچ شخصیت مرکزی روشنی در رمان وجود ندارد، اما ناپلئون، خوک دیکتاتور، شخصیتی است که بیشتر اکشن ها را هدایت می کند و به هم گره می زند.

 

اگر بخواهیم شخصیت جورج اورول،نویسنده ی کتاب مزرعه ی حیوانات را زیر ذره بین ببریم و بررسی کنیم که چگونه ایده ی نوشتن کتاب مزرعه ی حیوانات در او شکل گرفته است ، نمی توان علاقه ی او به کشاورزی که از کودکی در او شکل گرفته بوده است را نادیده بگیریم.

به خصوص کشاورزی در مزارع انگلستان.این کار به نوعی برای او آرامش بخش و مفرح بوده.

جورج اورول همچنین به حیوانات علاقه ی بسیاری داشته است.

او در طول جنگ جهانی دوم در لندن زندگی می کرد و در آن زمان جوجه ها را در حیاط خلوت نگهداری می کرد . ماندگارترین اقامتگاه او کلبه ای در والینگتون در نزدیکی لندن بود که در آن از جوجه ها، بزها و غازها نگهداری می کرد.

اورول در حال غذا دادن به بزهایش در والینگتون:

جورج اورول نویسنده کتاب مزرعه حیوانات

جورج اورول نویسنده کتاب مزرعه حیوانات

اطلاعات گفته شده از دفتر خاطرات خانگی اورول که در سال 1939-1940 نوشته شده گرفته شده است.

اورول یک دفتر خاطرات خانگی داشت که در آن اطلاعاتی درباره آب و هوا و حیوانات مزرعه خود ثبت می کرد، از جمله بزش به نام موریل، که الهام بخش شخصیت همنام در مزرعه حیوانات بود.
اورول به‌شدت از بیماری سل رنج می‌برد و آن سال ها سال‌هایی بود که وقت خود را با فروش مزرعه حیوانات (اولین کتاب پرفروش او) در مزرعه خود، بارن‌هیل، در جزیره هبرید ژورا گذراند.

مزرعه حیوانات متعلق به یک سنت کاملا متفاوت است. این داستان به مجموعه ای از افسانه های اخلاقی حیوانی تعلق دارد که به قدمت ازوپ برمی گردد و در کتاب جنگل کیپلینگ به قوی ترین شکل قرن بیستم رسیده است . می توان آن را افسانه حیوانی بر اساس ایده های سیاسی-اجتماعی نامید که به اندازه یک خواننده کودک، بزرگسال را هدف قرار می دهد.

در سن هشت سالگی، جورج اورول به عنوان هدیه تولدش ، سفرهای گالیور را دریافت کرد. او کتاب را در اتاق خوابش خواند و به قدری به آن علاقه مند شده بود که تا آخر عمر آن را نگه داشت و هر ازگاهی آن را مرور می کرد و بعد ها یکی از تاثیراتی بود که منجر به خلق کتاب مزرعه ی حیوانات شد.

داستان کتاب مزرعه ی حیوانات در مورد این است که چگونه گروهی از حیوانات در یک مزرعه، کشاورز آن مزرعه را سرنگون می‌کنند و جامعه خود را ایجاد می‌کنند. جامعه ای برابر که در آن همه حیوانات کار می کنند و از ثمرات کار خود بهره می برند.

اما با گذشت زمان مشخص می شود که جامعه ای که حیوانات ساخته اند اصلاً برابر نیست. معروف است که این رمان تمثیلی از روسیه کمونیستی در زمان جوزف استالین است که در زمان نوشتن کتاب اورول رهبر اتحاد جماهیر شوروی بود. قبل از اینکه با برخی کلمات تحلیلی به زمینه و معنای کتاب مزرعه حیوانات به صورت عمیق تری بپردازیم ، شاید ارزش آن را داشته باشد که با خلاصه ای کوتاه از طرح رمان، بهتر متوجه معنی و پیام این کتاب شویم.

مزرعه حیوانات: خلاصه داستان

رمان با خوک پیری به نام میجر شروع می شود.پیر میجر نام گرازی در مزرعه حیوانات است که حیوانات مزرعه را برای یک جلسه در انبار جمع می کند. او از خوابی که دیده است به آنها می گوید که در آن همه حیوانات با هم زندگی می کنند و هیچ انسانی برای سرکوب یا کنترل آنها وجود ندارد. او به حیوانات می‌گوید که باید برای رسیدن به چنین بهشتی تلاش کنند و آهنگی به نام «جانوران انگلستان» را به آن‌ها یاد می‌دهد که در آن رؤیای او به صورت غزلی توصیف شده است.حیوانات با اشتیاق فراوان از رویای میجر استقبال می کنند.

میجر از آقای جونز، کشاورز صاحب مزرعه مانور انتقاد می کند، زیرا او حیوانات را کنترل می کند، محصولات آنها (تخم مرغ ها، شیر گاوها) را می گیرد، اما در ازای آن اندکی به آنها می دهد. میجر به سایر حیوانات می گوید که انسان دشمن آنهاست. آنها یک شعار مهیج و انقلابی برای خود می سازند ( “جانوران انگلستان” ). پیر میجر چند روز بعد می میرد، اما سایر حیوانات از پیام او الهام گرفته اند.

به ویژه دو خوک، اسنوبال و ناپلئون، حیوانات دیگر را تحریک می کنند تا علیه آقای جونز اقدام کنند و مزرعه را برای خود تصرف کنند. آنها هفت فرمان را ترسیم می کنند که همه حیوانات باید از آنها پیروی کنند: از جمله این دستورات، حیوانی را از کشتن حیوان دیگر منع می کند، و شامل عبارت “چهار پا خوب، دو پا بد” است، زیرا حیوانات روی چهار پا راه می روند ، در حالی که اربابان انسان دو پا هستند و حیوانات آن ها را شیطان می دانند.

حیوانات شورشی را علیه آقای جونز رهبری می کنند و در نهایت او را از مزرعه بیرون می کنند. آن‌ها نام مزرعه مانور را به «مزرعه حیوانات» تغییر دادند، و خودشان کارها را بر اساس خطوطی که در هفت فرمان‌شان بیان شده، که در آن هر حیوانی برابر است، به راه انداختند. اما خیلی زود، مشخص می شود که خوک ها – به ویژه ناپلئون و اسنوبال – خود را خاص و برتر از دیگر حیوانات می دانند.

با این وجود، زمانی که آقای جونز و برخی از کشاورزان دیگر برای بازپس گیری مزرعه یورش را رهبری می کنند، حیوانات با هم همکاری می کنند تا از مزرعه دفاع کنند و نیروهای آقای جونز را فراری دهند.

بعد از مدتی زندگی در مزرعه حیوانات برای حیوانات سخت‌تر می‌شود و …

بعد از مدتی خوک‌ها حیوانات دیگر را متقاعد می‌کنند که خودشان لیاقت خوردن سیب‌ها را دارند، زیرا سخت کار می‌کنند و حق دارند صبح‌ها یک ساعت بیشتر از دیگر حیوانات در رختخواب بمانند. به عبارت دیگر، آنها شروع به تبدیل شدن به همان چیزی می کنند که می خواستند سرنگون کنند: آنها شبیه انسان می شوند.

آنها همچنین این مانترا را که «همه حیوانات برابر هستند» خنثی می‌کنند، زیرا خوک‌ها به وضوح فکر می‌کنند که شبیه حیوانات دیگر نیستند و سزاوار رفتار ویژه هستند. هر زمان که حیوانات دیگر از آنها در مورد عدالت و برابری سؤال می کنند، خوک ها با یک سوال به سوال آن ها جواب می دهند: آیا آنها می خواهند ببینند که جونز دوباره اداره مزرعه را در دست می گیرد؟ از آنجایی که پاسخ واضح “نه” است، خوک ها همچنان به خودبرتر بینی خود ادامه می دهند.

و ما می‌توانیم بین بسیاری از شخصیت‌های اصلی در مزرعه حیوانات و شخصیت‌های کلیدی انقلاب روسیه و روسیه استالینی مرزی کاملاً واضح ترسیم کنیم . ناپلئون، رهبر حیوانات، جوزف استالین است. سرگرد پیر، که سخنرانی او حیوانات را به انقلاب برمی انگیزد، نماینده ولادیمیر لنین است که انقلاب روسیه در سال 1917 را رهبری کرد. اسنوبال که با ناپلئون درگیر می شود و از مزرعه اخراج می شود، نماینده لئون تروتسکی است که در انقلاب شرکت داشت اما بعداً به مکزیک تبعید شد.

اندکی پس از اینکه اورول اولین پیش نویس مزرعه حیوانات خود را در فوریه 1944 به پایان رساند، آپارتمان او در مورتیمر کرسنت در لندن در ژوئن بمباران شد و او می ترسید که حروف تایپی کتاب از بین رفته باشد. اورول بعداً آن را در آوار پیدا کرد.

سپس، اورول در یافتن ناشر با مشکل مواجه شد. تی اس الیوت یکی از ناشران مدر نظر اورول ، کتاب را رد کرد زیرا می‌ترسید که این پیام سیاسی اشتباهی برای آن زمان باشد

این رمان در نهایت سال بعد، در سال 1945 منتشر شد.

تحلیل کامل کتاب مزرعه ی حیوانات

تضاد مرکزی مزرعه حیوانات زمانی به وجود می‌آید که میل حیوانات به آزادی و برابری با تثبیت قدرت سیاسی در میان خوک‌ها تخریب می‌شود. هدف اصلی حیوانات در فصل اول، در آموزه های اولد میجر و به ویژه در “جانوران انگلستان”، آهنگی که به سرود مزرعه حیوانات تبدیل می شود، بیان شده است. در ابتدای رمان، قدرت سیاسی توسط کشاورز، آقای جونز، تجسم می‌یابد و در حالی که حیوانات گرسنگی می‌کشند، خود را سرگرم می‌کند.

حیوانات وقتی علیه آقای جونز شورش می کنند به راحتی پیروز می شوند و در نتیجه این اشتباه را مرتکب می شوند که فکر می کنند بر خود قدرت سیاسی غلبه کرده اند. در واقع آنها تنها بر یکی از اشکالی که قدرت سیاسی می تواند داشته باشد غلبه کرده اند. در پایان فصل 2، زمانی که ناپلئون شیر گاوها را می دزدد، قدرت سیاسی توسط خوک ها تجسم می یابد.

فصل 2-7 :رشد قدرت خوک ها و آگاهی فزاینده حیوانات دیگر را نشان می دهد که در نهایت به هدف خود نرسیده اند. خوک ها و به طور خاص ناپلئون ، به سه طریق تجسم قدرت سیاسی می شوند.

اولاً، آنها مدعی حق بیشتر در قبال منابع مزارع برای خود هستند.آنها با دزدیدن شیر و سیب شروع می کنند و در نهایت محصولات حیوانی را می فروشند تا تجملات انسانی مانند ویسکی را بخرند. دوم، خوک ها خشن تر می شوند، نیروی پلیس سگ را معرفی می کنند و دستور اعدام می دهند. سوم، خوک ها ادعا می کنند که قدرت تعیین حقیقت را دارند. در همین حال، حیوانات کم کم متوجه می شوند که زندگی آنها بهتر از قبل از شورش نیست.

اوج رمان در فصل 7 اتفاق می افتد، زمانی که ناپلئون تصمیم می گیرد تخم مرغ ها را بفروشد. مرغ ها بالاخره تشخیص می دهند که خوک ها آنتاگونیست های آنها هستند و بر علیه آن ها شورش می کنند. شورش آنها به طرز وحشیانه ای سرکوب می شود و مرغ ها اعدام می شوند.

اکنون، باکسر تنها شخصیتی است که هنوز امید دستیابی به آزادی دارد.با این حال، زمانی که زمان بازنشستگی باکسر فرا می رسد، او فروخته می شود و کشته می شود.در مزرعه حیوانات در صفحات پایانی کتاب ، حیوانات، خوک‌ها را تماشا می‌کنند که با کشاورزان انسان غذا می‌خورند، و متوجه می‌شوند که نمی‌توانند تفاوت بین انسان و خوک را تشخیص دهند. خوک ها با کشاورزان انسان یکی شده اند، زیرا هر دو گروه به یک اندازه توسط واقعیت قدرت سیاسی فاسد شده اند.

سه سوال اساسی که مزرعه حیوانات به دنبال پاسخ به آن است:

آیا می توان جامعه ای کاملاً برابر داشت؟ آیا همیشه نابرابری وجود خواهد داشت؟ آیا جامعه همیشه به طبقات اجتماعی مختلف تقسیم خواهد شد؟

چگونه حقوق در طول زمان از بین می رود؟ چرا اعضای جامعه اجازه می دهند این اتفاق بیفتد؟ اگر حقوق به تدریج توسط دولت پاک شود، آیا مردم متوجه می شوند و به آن اهمیت می دهند؟

آموزش و دانش چه نقشی در حفظ آزادی سیاسی دارد؟

پیام اصلی کتاب مزرعه ی حیوانات

پیام اصلی ارائه شده توسط اورول در مزرعه حیوانات، قشربندی اجتماعی غیرقابل تغییر در جامعه است. علیرغم این واقعیت که انقلاب صرفاً آغاز می شود و وعده برابری را برای همه می دهد، این آرمان ها به زودی توسط میل به قدرت فاسد می شوند.

اورول بیان می‌کند که در هر جامعه‌ای سلسله مراتبی ایجاد می‌شود که تحصیلکرده بر افراد فرودست حکمرانی کند. او با نشان دادن خطر طبقه کارگر ساده لوح که به راحتی قابل کنترل است از آزاد اندیشی و آموزش برای همه حمایت می کند. اگر توده ها بی سواد باشند، می توان آنها را کنترل کرد و دیکتاتوری مانند ناپلئون به قدرت رسید.

در مزرعه حیوانات، خوک ها قدرت می گیرند و سایر اعضای مزرعه را از حقوق خود محروم می کنند. اغلب حیوانات به اندازه خوک ها تحصیل کرده یا باهوش نیستند و قادر به توقف این روند نیستند.

توده ها با استفاده از تبلیغات کنترل می شوند و کسانی که حکومت ناپلئون را زیر سوال می برند بی درنگ کشته می شوند. به تدریج، با گذشت زمان، خوک ها قوانین را مطابق با نیازهای خود تغییر می دهند، تا زمانی که به همان اندازه انسان های کشاورزی که سرنگون شدند، ظالم می شوند.

به نظر می رسد که پیام اورول این است که به ایرادات انقلاب حیوانات اشاره کند (قیاسی برای انقلاب روسیه و کمونیسم).

ناپلئون و خوک ها از روش های ظالمانه و خشونت آمیز برای حفظ کنترل و همچنین تضعیف حقوق حیوانات دیگر استفاده می کنند.اعضای جامعه از انجام هر کاری ناتوان هستند و اکثر آنها نمی توانندحتی متوجه باشند که به دلیل تبلیغات دولت و شستشوی مغزی چه اتفاقی می افتد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

وب سایت مطعلق به مجموعه بهترین بک لینک