مسجدجامعی: روایت محله کلیمیان بخشی از تاریخ اجتماعی شهر تهران است/ به هم پیوستگی سرگذشت کلیمیان عودلاجان و مسلمانان ساکن منطقه

مسجدجامعی: روایت محله کلیمیان بخشی از تاریخ اجتماعی شهر تهران است/ به هم پیوستگی سرگذشت کلیمیان عودلاجان و مسلمانان ساکن منطقه

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست رونمایی از کتاب «محله کلیمیان تهران» با سخنرانی احمد مسجدجامعی، عضو شورای شهر تهران، دکتر اسکندر مختاری، کارشناس میراث فرهنگی، هارون یشایایی، تهیه کننده سینما، دکتر ناصر تکمیل‌همایون، مولف کتاب، دکتر مهرشاد کاظمی، مشاور عالی مدیرکل و رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی تهران، محمدحسن خوشنویس، مدیر دفتر پژوهش‌های فرهنگی چهارشنبه 12 خردادماه در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. کاظمی دبیری این نشست را به عهده داشت.

در این نشست دکتر برزین ضرغامی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی تهران، دکتر احسان اشراقی، استاد گروه تاریخ دانشگاه تهران، دکتر علی بلوکباشی، از بنیانگذاران مطالعات فرهنگ مردم در ایران، محمدرضا سحاب، نقشه‌نگار و پژوهشگر حوزه جغرافیا و برخی چهره‌های حوزه فرهنگ حضور داشتند.

کلمه یهود به فرهنگ ایرانی وارد شده است

مسجدجامعی درباره کتاب «محله کلیمیان تهران» گفت: این اثر به نوعی تکمله کتاب «عودلاجان» است. ضمن اینکه ما به این محله، محله کلیمیان می‌گفتیم و کلمه یهودی بعدها به فرهنگ ما وارد شد.
 
وی افزود: مولف در کتاب تعدادی گزارش‌های نظمیه تهران در رابطه با مسائل محله کلیمیان را آورده است که نگاهی به این اسناد نشان می‌دهد آنچه در این محله گذشته با اتفاقات و مسائل سایر نقاط تهران تفاوتی نداشته است.
 
این عضو شورای شهر تهران ادامه داد: کتاب «محله کلیمیان تهران» تنها کتابی است که به زندگی کلیمیان تهران می‌پردازد. با وجود اینکه منابع موجود برای پژوهش و تالیف این کتاب اندک بوده اما منابعی که مولف از آنها بهره برده اطلاعات گسترده‌ای را ارائه کردند. از طرفی میان زندگی کلیمیان در تهران و یهودیان در سایر کشورهای جهان تفاوت‌هایی را برشمرده است. البته این نوع زندگی به خود کلیمیان تهران نیز برمی‌گردد، زیرا آنها در این محله احساس امنیت می‌کردند که این امنیت از یک سو به کلیمیان و از سوی دیگر به مسلمانان برمی‌گردد. زیرا آنها دریافته بودند که در همزیستی با مسلمانان در یک محله دچار مشکل نمی‌شوند.
 
مسجدجامعی اظهار کرد: در این محله مفاخر مسلمانی چون فتحعلی‌خان صبا، پروین اعتصامی، آیت‌الله سیدحسن مدرس، آیت‌الله بهبهانی و علامه شعرانی سکونت داشتند. روایت محله کلیمیان بخشی از تاریخ اجتماعی شهر تهران است و امیدوارم شرایطی به وجود بیاید تا ما بتوانیم این محله را بازسازی کنیم.
 
سخن نجویده را در پژوهش گنجاندن بهره بردن از منابع نیست

مختاری در ادامه این نشست گفت: کتاب یک سند تاریخ تحولات شهری است که از آن می‌توان سخنان بسیاری را بیرون کشید. مولف در این کتاب برای ارائه اطلاعات دقت بسیاری کرده است. این امتیاز به دلیل پختگی و تجربه مولف است که با پژوهش یک پژوهشگر یا دانشجوی نوپا فرق دارد. دانشجوی تازه‌کار هر منبعی را استفاده کند، برایش مزیت است اما برای مولف کهنه‌کار هر منبعی باارزش نیست. متاسفانه شیوه‌های تالیف مقاله با روش‌های آکادمیک امروزی باعث گمراهی بسیاری از پژوهشگران شده و این وضعیت ما را به شدت نگران آیندگان می‌کند.
 
وی افزود: پژوهشگر جوان امروز تصور می‌کند که مزیت دارد در هر پاراگراف سه منبع را به کار ببرد. زمانی که این پژوهش‌ها را مشاهده می‌کنید، می‌بینید اصلا مطالب به کار رفته ربطی به هم ندارند. سخن نجویده هر کسی را در پژوهش گنجاندن بهره بردن از منابع نیست اما تسلط و تجربه مولف باعث شده که این کتاب از حکایتی شیرین و نثری روان برخوردار باشد و مخاطب را هنگام مطالعه آزار ندهد.
 
این کارشناس حوزه میراث فرهنگی ادامه داد: زمانی که کتاب را دیدم با خودم گفتم اگر نام کتاب را «تاریخ یهودیان تهران» می‌گذاشتند، هیچ تفاوتی با عنوان کنونی آن نداشت. شاید مولف محله کلیمیان را بهانه قرار داده تا از تاریخ بگوید که اصلا ایرادی ندارد.  
 
مختاری گفت: آنچه در پس زمینه ذهن مولف یافتم، این است که وی تجربه برخورد با جوامع یهودیان در اروپا را نیز دارد. بنابراین تاریخ یهودیان تهران برایش جذاب است، زیرا مرتب زندگی کلیمیان تهران را با یهودیان اروپا مقایسه می‌کند و در این میان سخن از گتو به میان می‌آورد. در سراسر کتاب این قیاس با جامعه یهودیان را می‌بینید.
 
وی افزود: نکته جالب اینجاست که در مقایسه وضعیت زندگی کلیمیان ایران و یهودیان اروپا به این مطلب اشاره می‌کند که اکنون آنها سردمدار دفاع از مظلومان هستند و ما در موقعیت ظالم قرار گرفتیم. آنهایی که گتو و کوره‌های آدم‌سوزی درست کردند در حال حاضر حامی مظلومان شدند و جامعه ایرانی که یک لحظه نیز خودش را از اقلیت‌ها جدا نکرد، در مظان اتهام است!
 
این فعال حوزه مرمت فضاهای تاریخی  ادامه داد: نکته دیگری که در این کتاب قابل لمس است، به هم پیوستگی سرگذشت کلیمیان عودلاجان و مسلمانان ساکن در این منطقه است به عبارتی سرگذشت کلیمیان از مسلمانان جدا نیست. اگر واژه کلیمیان را از روی جلد کتاب بردارید، می‌توان گفت کتاب اثری درباره محله عودلاجان است. اگر مسلمانان در خانه‌های تنگ و تاریک زندگی می‌کردند، کلیمیان نیز در همان محله به سر می‌بردند.

وی ادامه داد: همچنین اگر کلیمیان دچار تفرقه و دو دستگی می‌شدند آنها نیز اختلاف پیدا می‌کردند. اگر مسلمانان در ماه محرم عزادار بودند، کلیمیان نیز در مراسم عزاداری آنها شرکت می‌کردند. با این تفاصیل باید گفت آنها فرقی با هم ندارند و از یک جامعه هستند. بنابراین کتاب «محله کلیمیان تهران» تنها سرگذشت یک قوم نیست بلکه سرگذشت مسلمانان محل عودلاجان نیز به شمار می‌آید.
 
محله کلیمیان حکایت ارتباط انسانی با ساکنان عودلاجان است

یشایایی در بخش دیگری از این مراسم گفت: محله عودلاجان بخشی از تاریخ ملت ایران است و بخشی از فرهنگ ایران اسلامی را در خود جای داده است. زمانی که سخن از محله کلیمیان به میان می‌آید به ذهن متبادر می‌شود که این محله با گتوهای مخصوصی که در آلمان، لهستان و حتی در فرانسه و روسیه بوده، مقایسه می‌شود. مقایسه‌ای که به نظرم چندان درست نیست، زیرا محله کلیمیان در عودلاجان، یک منطقه بسته‌ای نبوده است در حالی که در گتوهای اروپا، حصاری به دور آن وجود داشته و شب‌ها درهای آن بسته می‌شده است. (نمونه این گتو در لهستان وجود داشته است) ضمن اینکه در این گتوها تنها یهودیان زندگی می‌کردند.
 
وی افزود: در منطقه عودلاجان، کلیمی‌ها زندگی می‌کردند و محله آنها از شرق به امامزاده یحیی و حسینیه سادات اخوی، در جنوب سید اسماعیل، در غرب پامنار و سه‌راه دونگی و در شمال تکیه رضاقلی‌خان و سرپولک بوده و منطقه‌ای کاملا مسلمان‌نشین است. در این میان جزیره‌ای به نام محله کلیمیان قرار دارد که در مرکز جغرافیای عودلاجان واقع شده و با همه این محله‌ها و مردم آن در ارتباط است.
 
این پژوهشگر حوزه سینما ادامه داد: در محله کلیمیان افراد نام‌آوری مانند سلیمان حییم که نخستین فرهنگنامه را نوشت، مرتضی‌خان نی‌داوود، نخستین نت‌نویس موسیقی ایرانی، شازده‌خانم نباتی، ابداع‌گر سبک تارنوازی زنان سکونت داشتند که خارج از جامعه کلیمیان نیز صاحب نام و اعتبار بودند. این افراد از فرهنگ مدارا و هم‌نشینی میان مسلمانان و کلیمیان شکل گرفتند. در سه‌راه دونگی هم کنیسه وجود دارد و هم مسجد، سه‌راه دونگی یکی از مساجد معروف محله عودلاجان است.
 
در پایان این نشست از کتاب «محله کلیمیان تهران» رونمایی شد.

مسجدجامعی: روایت محله کلیمیان بخشی از تاریخ اجتماعی شهر تهران است/ به هم پیوستگی سرگذشت کلیمیان عودلاجان و مسلمانان ساکن منطقه

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، نشست رونمایی از کتاب «محله کلیمیان تهران» با سخنرانی احمد مسجدجامعی، عضو شورای شهر تهران، دکتر اسکندر مختاری، کارشناس میراث فرهنگی، هارون یشایایی، تهیه کننده سینما، دکتر ناصر تکمیل‌همایون، مولف کتاب، دکتر مهرشاد کاظمی، مشاور عالی مدیرکل و رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی تهران، محمدحسن خوشنویس، مدیر دفتر پژوهش‌های فرهنگی چهارشنبه 12 خردادماه در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. کاظمی دبیری این نشست را به عهده داشت.

در این نشست دکتر برزین ضرغامی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی تهران، دکتر احسان اشراقی، استاد گروه تاریخ دانشگاه تهران، دکتر علی بلوکباشی، از بنیانگذاران مطالعات فرهنگ مردم در ایران، محمدرضا سحاب، نقشه‌نگار و پژوهشگر حوزه جغرافیا و برخی چهره‌های حوزه فرهنگ حضور داشتند.

کلمه یهود به فرهنگ ایرانی وارد شده است

مسجدجامعی درباره کتاب «محله کلیمیان تهران» گفت: این اثر به نوعی تکمله کتاب «عودلاجان» است. ضمن اینکه ما به این محله، محله کلیمیان می‌گفتیم و کلمه یهودی بعدها به فرهنگ ما وارد شد.
 
وی افزود: مولف در کتاب تعدادی گزارش‌های نظمیه تهران در رابطه با مسائل محله کلیمیان را آورده است که نگاهی به این اسناد نشان می‌دهد آنچه در این محله گذشته با اتفاقات و مسائل سایر نقاط تهران تفاوتی نداشته است.
 
این عضو شورای شهر تهران ادامه داد: کتاب «محله کلیمیان تهران» تنها کتابی است که به زندگی کلیمیان تهران می‌پردازد. با وجود اینکه منابع موجود برای پژوهش و تالیف این کتاب اندک بوده اما منابعی که مولف از آنها بهره برده اطلاعات گسترده‌ای را ارائه کردند. از طرفی میان زندگی کلیمیان در تهران و یهودیان در سایر کشورهای جهان تفاوت‌هایی را برشمرده است. البته این نوع زندگی به خود کلیمیان تهران نیز برمی‌گردد، زیرا آنها در این محله احساس امنیت می‌کردند که این امنیت از یک سو به کلیمیان و از سوی دیگر به مسلمانان برمی‌گردد. زیرا آنها دریافته بودند که در همزیستی با مسلمانان در یک محله دچار مشکل نمی‌شوند.
 
مسجدجامعی اظهار کرد: در این محله مفاخر مسلمانی چون فتحعلی‌خان صبا، پروین اعتصامی، آیت‌الله سیدحسن مدرس، آیت‌الله بهبهانی و علامه شعرانی سکونت داشتند. روایت محله کلیمیان بخشی از تاریخ اجتماعی شهر تهران است و امیدوارم شرایطی به وجود بیاید تا ما بتوانیم این محله را بازسازی کنیم.
 
سخن نجویده را در پژوهش گنجاندن بهره بردن از منابع نیست

مختاری در ادامه این نشست گفت: کتاب یک سند تاریخ تحولات شهری است که از آن می‌توان سخنان بسیاری را بیرون کشید. مولف در این کتاب برای ارائه اطلاعات دقت بسیاری کرده است. این امتیاز به دلیل پختگی و تجربه مولف است که با پژوهش یک پژوهشگر یا دانشجوی نوپا فرق دارد. دانشجوی تازه‌کار هر منبعی را استفاده کند، برایش مزیت است اما برای مولف کهنه‌کار هر منبعی باارزش نیست. متاسفانه شیوه‌های تالیف مقاله با روش‌های آکادمیک امروزی باعث گمراهی بسیاری از پژوهشگران شده و این وضعیت ما را به شدت نگران آیندگان می‌کند.
 
وی افزود: پژوهشگر جوان امروز تصور می‌کند که مزیت دارد در هر پاراگراف سه منبع را به کار ببرد. زمانی که این پژوهش‌ها را مشاهده می‌کنید، می‌بینید اصلا مطالب به کار رفته ربطی به هم ندارند. سخن نجویده هر کسی را در پژوهش گنجاندن بهره بردن از منابع نیست اما تسلط و تجربه مولف باعث شده که این کتاب از حکایتی شیرین و نثری روان برخوردار باشد و مخاطب را هنگام مطالعه آزار ندهد.
 
این کارشناس حوزه میراث فرهنگی ادامه داد: زمانی که کتاب را دیدم با خودم گفتم اگر نام کتاب را «تاریخ یهودیان تهران» می‌گذاشتند، هیچ تفاوتی با عنوان کنونی آن نداشت. شاید مولف محله کلیمیان را بهانه قرار داده تا از تاریخ بگوید که اصلا ایرادی ندارد.  
 
مختاری گفت: آنچه در پس زمینه ذهن مولف یافتم، این است که وی تجربه برخورد با جوامع یهودیان در اروپا را نیز دارد. بنابراین تاریخ یهودیان تهران برایش جذاب است، زیرا مرتب زندگی کلیمیان تهران را با یهودیان اروپا مقایسه می‌کند و در این میان سخن از گتو به میان می‌آورد. در سراسر کتاب این قیاس با جامعه یهودیان را می‌بینید.
 
وی افزود: نکته جالب اینجاست که در مقایسه وضعیت زندگی کلیمیان ایران و یهودیان اروپا به این مطلب اشاره می‌کند که اکنون آنها سردمدار دفاع از مظلومان هستند و ما در موقعیت ظالم قرار گرفتیم. آنهایی که گتو و کوره‌های آدم‌سوزی درست کردند در حال حاضر حامی مظلومان شدند و جامعه ایرانی که یک لحظه نیز خودش را از اقلیت‌ها جدا نکرد، در مظان اتهام است!
 
این فعال حوزه مرمت فضاهای تاریخی  ادامه داد: نکته دیگری که در این کتاب قابل لمس است، به هم پیوستگی سرگذشت کلیمیان عودلاجان و مسلمانان ساکن در این منطقه است به عبارتی سرگذشت کلیمیان از مسلمانان جدا نیست. اگر واژه کلیمیان را از روی جلد کتاب بردارید، می‌توان گفت کتاب اثری درباره محله عودلاجان است. اگر مسلمانان در خانه‌های تنگ و تاریک زندگی می‌کردند، کلیمیان نیز در همان محله به سر می‌بردند.

وی ادامه داد: همچنین اگر کلیمیان دچار تفرقه و دو دستگی می‌شدند آنها نیز اختلاف پیدا می‌کردند. اگر مسلمانان در ماه محرم عزادار بودند، کلیمیان نیز در مراسم عزاداری آنها شرکت می‌کردند. با این تفاصیل باید گفت آنها فرقی با هم ندارند و از یک جامعه هستند. بنابراین کتاب «محله کلیمیان تهران» تنها سرگذشت یک قوم نیست بلکه سرگذشت مسلمانان محل عودلاجان نیز به شمار می‌آید.
 
محله کلیمیان حکایت ارتباط انسانی با ساکنان عودلاجان است

یشایایی در بخش دیگری از این مراسم گفت: محله عودلاجان بخشی از تاریخ ملت ایران است و بخشی از فرهنگ ایران اسلامی را در خود جای داده است. زمانی که سخن از محله کلیمیان به میان می‌آید به ذهن متبادر می‌شود که این محله با گتوهای مخصوصی که در آلمان، لهستان و حتی در فرانسه و روسیه بوده، مقایسه می‌شود. مقایسه‌ای که به نظرم چندان درست نیست، زیرا محله کلیمیان در عودلاجان، یک منطقه بسته‌ای نبوده است در حالی که در گتوهای اروپا، حصاری به دور آن وجود داشته و شب‌ها درهای آن بسته می‌شده است. (نمونه این گتو در لهستان وجود داشته است) ضمن اینکه در این گتوها تنها یهودیان زندگی می‌کردند.
 
وی افزود: در منطقه عودلاجان، کلیمی‌ها زندگی می‌کردند و محله آنها از شرق به امامزاده یحیی و حسینیه سادات اخوی، در جنوب سید اسماعیل، در غرب پامنار و سه‌راه دونگی و در شمال تکیه رضاقلی‌خان و سرپولک بوده و منطقه‌ای کاملا مسلمان‌نشین است. در این میان جزیره‌ای به نام محله کلیمیان قرار دارد که در مرکز جغرافیای عودلاجان واقع شده و با همه این محله‌ها و مردم آن در ارتباط است.
 
این پژوهشگر حوزه سینما ادامه داد: در محله کلیمیان افراد نام‌آوری مانند سلیمان حییم که نخستین فرهنگنامه را نوشت، مرتضی‌خان نی‌داوود، نخستین نت‌نویس موسیقی ایرانی، شازده‌خانم نباتی، ابداع‌گر سبک تارنوازی زنان سکونت داشتند که خارج از جامعه کلیمیان نیز صاحب نام و اعتبار بودند. این افراد از فرهنگ مدارا و هم‌نشینی میان مسلمانان و کلیمیان شکل گرفتند. در سه‌راه دونگی هم کنیسه وجود دارد و هم مسجد، سه‌راه دونگی یکی از مساجد معروف محله عودلاجان است.
 
در پایان این نشست از کتاب «محله کلیمیان تهران» رونمایی شد.

مسجدجامعی: روایت محله کلیمیان بخشی از تاریخ اجتماعی شهر تهران است/ به هم پیوستگی سرگذشت کلیمیان عودلاجان و مسلمانان ساکن منطقه

بازی