دلشاد تهرانی: نهج‌البلاغه بهترین ترجمان قرآن است/ ملازمات علمی در بسیاری از پژوهش‌های دینی وجود ندارد

دلشاد تهرانی: نهج‌البلاغه بهترین ترجمان قرآن است/ ملازمات علمی در بسیاری از پژوهش‌های دینی وجود ندارد

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- دکتر مصطفی دلشادتهرانی، عضو هیات علمی و مدیر گروه نهج‌البلاغه دانشگاه قرآن و حدیث پردیس تهران که تالیف 62 عنوان کتاب تالیفی (حدود 40 عنوان درباره امیر‌المومنین (ع) و نهج‌البلاغه و دیگر آثار درباره پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)) را در کارنامه علمی خود دارد، در بازدید از بیست و نهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران و در حاشیه بازدید از غرفه خبرگزاری ایبنا درباره پژوهش در حوزه دین و کیفیت برگزاری نمایشگاه کتاب تهران با خبرنگار ایبنا به گفت‌و‌گو نشست.
 
آقای دلشادتهرانی لطفا درباره فضای بیست و نهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بگویید؟

فضای این نمایشگاه را به همین شکل که همه اقشار جامعه اعم از عامه، متخصص، عالم، کارگر و فرهنگی در گروه‌های سنی مختلف حضور پیدا کنند، می‌پسندم. به‌نظر می‌آید که می‌توان روی نام نمایشگاه از لحاظ علمی و تخصصی کمی تامل کرد، ولی این جنب و جوش، فضا و رفت و آمد را دوست دارم. ما باید این نمایشگاه را با همین شکل حفظ کنیم و رشد دهیم. نمایشگاه کتاب یک پاتوق فرهنگ عمومی بزرگ است. همین که حتی عموم مردم در این مکان تفریح کنند و قدم بزنند و چشمشان هم به کتابی بیفتد، خیلی خوب است و نباید بیش از این توقع داشت.
 
نباید ماهیت این نمایشگاه یا فروشگاه بزرگ یا پاتوق بزرگ فرهنگی را به هم بزنیم، بلکه باید جدا از این نمایشگاه در اوقات دیگری از سال نمایشگاه‌های بین‌المللی تخصصی دائمی با جلسات کاری، نشست‌ها و برنامه‌های تخصصی برای اهل آن برپا کنیم. برخلاف عقیده کسانی که فکر می‌کنند این نمایشگاه یک مکان برای گردش است، معتقدم که نمایشگاه کتاب یک فضای فرهنگی است و باید از این فضای فرهنگی باارزش استفاده عمومی کنیم.
 
کیفیت آثار حوزه دین را چگونه دیدید؟

همین مقدار از نمایشگاه را که دیدم و کتاب‌ها را تورق کردم، به‌نظرم چند اشکال در کتاب‌های حوزه دین وجود داشت. رویکردها و مباحث نو، تولید علم به معنای دقیق کلمه در حوزه دین کمتر دیده می‌شود. آنچه که بیشتر به چشم می‌آید بازخوانی، بازنگری، بازتولید و بازشکل است و انتظارات را برآورده نمی‌کند. در حوزه‌های تخصصی از جمله قرآن، حدیث، تاریخ، فقه و حوزه‌های علوم انسانی، مسائل تربیتی و اخلاق که به نوعی به دین مرتبط هستند، در کتاب‌های نظریه‌های اخلاقی نمی‌بینیم. همچنین مباحث تربیتی که حاصل کار درازمدت باشد، در قالب کتاب منتشر نشده است.
 
اشکال دیگر به پژوهش‌های دینی برمی‌گردد. کار پژوهش بر چهار ستون علم، فن، هنر و عشق استوار است. من در هر چهار مورد ضعف می‌بینم. همچنین ملازمات علمی را در بسیاری از پژوهش‌ها نمی‌بینم. فنون لازم برای کار پژوهش ایراد دارند. هنر پژوهش و عشق پژوهش نیز کامل نیستند؛ عشق در پژوهش‌ها یعنی شخص دو یا سه دهه در یک حوزه کار و پژوهش انجام دهد.
 
در حوزه دین و در حوزه‌های دیگر پژوهشی به هدایت‌ها و حمایت‌های درست و برنامه‌ریزی‌شده نیاز داریم. با حوزه کتاب و پژوهش نباید مانند طفل رفتار کرد؛ این حوزه قیم نمی‌خواهد. اگر قرار است که پژوهش سر و سامان بگیرد، باید دید ملازمات آن چیست؟ آیا لازمه کار پژوهش کتاب، کتابخانه و کتابخوانی، سهولت دسترسی به دانش، اطلاعات و گردش آزاد اطلاعات هست یا نه؟ در این‌صورت می‌توانیم انتظار داشته باشیم افراد پژوهش‌های عمیق انجام دهند. اگر اطلاعات و راه‌های دستیابی به دانش بسته باشد و امکان استفاده از کتابخانه محدود شود، این نوع پژوهش‌ها به نتیجه نمی‌رسد.

در قرن پنجم که دوره رنسانس علم اسلامی است، اگر شخصی به کتابخانه مراجعه می‌کرد، هر تعداد کتاب برای مطالعه لازم داشت، در اختیارش می‌گذاشتند، آن‌هم آثار خطی؛ این‌گونه علم پیشرفت می‌کند. در آن دوره به پژوهشگران مقرری می‌دادند، قلم و کاغذ رایگان در اختیارش می‌گذاشتند. امروز کمتر سازمانی چنین حمایتی از پژوهشگر صورت می‌دهد. اگر قرار است شاهد تحول علمی باشیم و در نتیجه پژوهش‌های عمیق شکل بگیرد و تولید علم به ‌معنای واقعی صورت گیرد، لازمه آن پژوهش کتاب، کتابخانه و کتابخوانی، سهولت دسترسی به دانش و اطلاعات و گردش آزاد اطلاعات است. نمی‌شود پژوهشگر سال‌ها در یک حوزه پژوهش انجام دهد و حاصل پژوهش را برای چاپ ببرد و مجوز چاپ نگیرد، تنها به این دلیل که اندیشه‌های مشهور را نقد کرده است. با این وجود انتظار داریم دانش پیشرفت کند و تولید علم صورت گیرد؟
 
امروز بسیار می‌بینیم که نویسندگان و پژوهشگران در شاخه‌ها و حوزه‌های مختلف علمی کتاب می‌نویسند. چه نظری در این‌باره دارید؟

علوم مختلف به هم مرتبط هستند و نباید انتظار داشته باشیم کسی فقط در یک حوزه مطالعه و کار کند. مطالعه و ورود پیدا کردن به حوزه‌های مختلف خوب است، ولی برای تحقیق و انجام کار علمی باید در یک حوزه متمرکز شد. در عین این‌که لازم است با حوزه‌های مختلف آشنا شویم، باید یک‌جا متمرکز شویم.
 
یکی از استادانی که خیلی از محضر ایشان بهره بردم ، آیت‌الله عزیزالله عطاردی قوچانی، صاحب مجموعه 75 جلدی «مسانید ائمه» و مجموعه 100 جلدی «تاریخ خراسان بزرگ» است که بخشی از آن منتشر شد، به من توصیه می‌کردند که در یک حوزه متمرکز شوم.
 
به قالب‌های رمان، جامعه‌شناسی، روانشناسی، ادبیات و شعر علاقه دارم و در این زمینه‌ها کتاب می‌خوانم، ولی هیچ‌وقت به خودم اجازه نقد ادبی نمی‌دهم یا در حوزه جامعه‌شناسی و روانشناسی حرف نمی‌زنم، چون در تخصص من نیست.

در این باره کمی بیشتر توضیح دهید؟

تمرکز روی یک حوزه دو حسن دارد. یک حسنِ بدیهی آن عمیق شدن در آن حوزه است. حسن دوم تمرکز بر یک حوزه این است که سبب می‌شود انسان مساله پیدا کند و مسائلی را که کشف نشده‌اند، کشف کند؛ مسائلی که منجر به تولید علم می‌شود.
 
البته می‌توان بر چند حوزه مطالعاتی در شعاع یک دایره متمرکز شد. از جمله این‌که نهج‌البلاغه و قرآن، تاریخ صدر اسلام و حدیث حوزه‌های مشترک و مرتبط هستند. نمی‌توان روی نهج‌البلاغه جدا از قرآن کار کرد. کسی هم به‌نظر من نمی‌تواند قرآن را بدون نهج‌البلاغه خوب بفهمد، چراکه نهج‌البلاغه بهترین ترجمان قرآن و ترجمان تفسیر مصداقی قرآن است. نمی‌توان نهج‌البلاغه و قرآن را از حدیث جدا کرد و این حوزه‌ها را از تاریخ جدا دانست.

برای سال 95 چه کتاب‌هایی در دست تالیف یا چاپ دارید؟

از سال‌ها پیش درس‌گفتارهایی در ارتباط با شرح ترتیبی بر نهج‌البلاغه داشتم که دانشجویان آن‌ها را پیاده و ویرایش کرده‌اند و در حال ویرایش نهایی آن هستم. چاپ این شرح ترتیبی از سال 95 شروع می‌شود. این مجموعه بین 15 تا 20 جلد خواهد بود که در هر سال دو یا سه جلد آن منتشر خواهد شد.
 
چهار جلد نخست کتاب «سیره نبوی» در سال‌های 91 و 92 به چاپ رسیده و به دلیل برخی مشکلات وقفه‌ای بر آن افتاد. جلد چهارم که «سیره سیاسی» است، بازنویسی شده و امیدوارم با رفع موانع این کتاب هم در سال جاری منتشر شود.
 
«آسیب‌شناسی فهم دین» دیگر اثری است که امیدوارم در سال 95 به نتیجه برسد. در این اثر تشریح شده که چرا به اسم دین ظلم و خشونت و بدرفتاری می‌شود، ریشه‌های بدفهمی دین از جانب مردم و ارائه چهره‌های نادرست از دین در چه چیزهایی است؟
 
«آشنایی با نهج‌البلاغه» عنوان درسی بود که متن اصلی این جزوه درسی با عنوان «چشمه‌ خورشید؛ آشنایی با نهج‌البلاغه» در سال 64 به چاپ رسید. قسمت مربوط به شبهات درباره نهج‌البلاغه چاپ نشده بود که این بخش در این چند سال تکمیل شد و به امید خدا در سال جدید با اصلاحات و اضافاتی به مرحله حروفچینی می‌رسد. 
 
«تفسیر قرآن» که در واقع تفسیر ترتیبی و موضوعی از ابتدای قرآن است، دیگر کتابی است که امیدوارم بتوانم در سال 95 بخش‌هایی که از روی نوار پیاده شده، بازنویسی کنم و به مرحله ویرایش و حروفچینی برسانم.

دلشاد تهرانی: نهج‌البلاغه بهترین ترجمان قرآن است/ ملازمات علمی در بسیاری از پژوهش‌های دینی وجود ندارد

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- دکتر مصطفی دلشادتهرانی، عضو هیات علمی و مدیر گروه نهج‌البلاغه دانشگاه قرآن و حدیث پردیس تهران که تالیف 62 عنوان کتاب تالیفی (حدود 40 عنوان درباره امیر‌المومنین (ع) و نهج‌البلاغه و دیگر آثار درباره پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)) را در کارنامه علمی خود دارد، در بازدید از بیست و نهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران و در حاشیه بازدید از غرفه خبرگزاری ایبنا درباره پژوهش در حوزه دین و کیفیت برگزاری نمایشگاه کتاب تهران با خبرنگار ایبنا به گفت‌و‌گو نشست.
 
آقای دلشادتهرانی لطفا درباره فضای بیست و نهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بگویید؟

فضای این نمایشگاه را به همین شکل که همه اقشار جامعه اعم از عامه، متخصص، عالم، کارگر و فرهنگی در گروه‌های سنی مختلف حضور پیدا کنند، می‌پسندم. به‌نظر می‌آید که می‌توان روی نام نمایشگاه از لحاظ علمی و تخصصی کمی تامل کرد، ولی این جنب و جوش، فضا و رفت و آمد را دوست دارم. ما باید این نمایشگاه را با همین شکل حفظ کنیم و رشد دهیم. نمایشگاه کتاب یک پاتوق فرهنگ عمومی بزرگ است. همین که حتی عموم مردم در این مکان تفریح کنند و قدم بزنند و چشمشان هم به کتابی بیفتد، خیلی خوب است و نباید بیش از این توقع داشت.
 
نباید ماهیت این نمایشگاه یا فروشگاه بزرگ یا پاتوق بزرگ فرهنگی را به هم بزنیم، بلکه باید جدا از این نمایشگاه در اوقات دیگری از سال نمایشگاه‌های بین‌المللی تخصصی دائمی با جلسات کاری، نشست‌ها و برنامه‌های تخصصی برای اهل آن برپا کنیم. برخلاف عقیده کسانی که فکر می‌کنند این نمایشگاه یک مکان برای گردش است، معتقدم که نمایشگاه کتاب یک فضای فرهنگی است و باید از این فضای فرهنگی باارزش استفاده عمومی کنیم.
 
کیفیت آثار حوزه دین را چگونه دیدید؟

همین مقدار از نمایشگاه را که دیدم و کتاب‌ها را تورق کردم، به‌نظرم چند اشکال در کتاب‌های حوزه دین وجود داشت. رویکردها و مباحث نو، تولید علم به معنای دقیق کلمه در حوزه دین کمتر دیده می‌شود. آنچه که بیشتر به چشم می‌آید بازخوانی، بازنگری، بازتولید و بازشکل است و انتظارات را برآورده نمی‌کند. در حوزه‌های تخصصی از جمله قرآن، حدیث، تاریخ، فقه و حوزه‌های علوم انسانی، مسائل تربیتی و اخلاق که به نوعی به دین مرتبط هستند، در کتاب‌های نظریه‌های اخلاقی نمی‌بینیم. همچنین مباحث تربیتی که حاصل کار درازمدت باشد، در قالب کتاب منتشر نشده است.
 
اشکال دیگر به پژوهش‌های دینی برمی‌گردد. کار پژوهش بر چهار ستون علم، فن، هنر و عشق استوار است. من در هر چهار مورد ضعف می‌بینم. همچنین ملازمات علمی را در بسیاری از پژوهش‌ها نمی‌بینم. فنون لازم برای کار پژوهش ایراد دارند. هنر پژوهش و عشق پژوهش نیز کامل نیستند؛ عشق در پژوهش‌ها یعنی شخص دو یا سه دهه در یک حوزه کار و پژوهش انجام دهد.
 
در حوزه دین و در حوزه‌های دیگر پژوهشی به هدایت‌ها و حمایت‌های درست و برنامه‌ریزی‌شده نیاز داریم. با حوزه کتاب و پژوهش نباید مانند طفل رفتار کرد؛ این حوزه قیم نمی‌خواهد. اگر قرار است که پژوهش سر و سامان بگیرد، باید دید ملازمات آن چیست؟ آیا لازمه کار پژوهش کتاب، کتابخانه و کتابخوانی، سهولت دسترسی به دانش، اطلاعات و گردش آزاد اطلاعات هست یا نه؟ در این‌صورت می‌توانیم انتظار داشته باشیم افراد پژوهش‌های عمیق انجام دهند. اگر اطلاعات و راه‌های دستیابی به دانش بسته باشد و امکان استفاده از کتابخانه محدود شود، این نوع پژوهش‌ها به نتیجه نمی‌رسد.

در قرن پنجم که دوره رنسانس علم اسلامی است، اگر شخصی به کتابخانه مراجعه می‌کرد، هر تعداد کتاب برای مطالعه لازم داشت، در اختیارش می‌گذاشتند، آن‌هم آثار خطی؛ این‌گونه علم پیشرفت می‌کند. در آن دوره به پژوهشگران مقرری می‌دادند، قلم و کاغذ رایگان در اختیارش می‌گذاشتند. امروز کمتر سازمانی چنین حمایتی از پژوهشگر صورت می‌دهد. اگر قرار است شاهد تحول علمی باشیم و در نتیجه پژوهش‌های عمیق شکل بگیرد و تولید علم به ‌معنای واقعی صورت گیرد، لازمه آن پژوهش کتاب، کتابخانه و کتابخوانی، سهولت دسترسی به دانش و اطلاعات و گردش آزاد اطلاعات است. نمی‌شود پژوهشگر سال‌ها در یک حوزه پژوهش انجام دهد و حاصل پژوهش را برای چاپ ببرد و مجوز چاپ نگیرد، تنها به این دلیل که اندیشه‌های مشهور را نقد کرده است. با این وجود انتظار داریم دانش پیشرفت کند و تولید علم صورت گیرد؟
 
امروز بسیار می‌بینیم که نویسندگان و پژوهشگران در شاخه‌ها و حوزه‌های مختلف علمی کتاب می‌نویسند. چه نظری در این‌باره دارید؟

علوم مختلف به هم مرتبط هستند و نباید انتظار داشته باشیم کسی فقط در یک حوزه مطالعه و کار کند. مطالعه و ورود پیدا کردن به حوزه‌های مختلف خوب است، ولی برای تحقیق و انجام کار علمی باید در یک حوزه متمرکز شد. در عین این‌که لازم است با حوزه‌های مختلف آشنا شویم، باید یک‌جا متمرکز شویم.
 
یکی از استادانی که خیلی از محضر ایشان بهره بردم ، آیت‌الله عزیزالله عطاردی قوچانی، صاحب مجموعه 75 جلدی «مسانید ائمه» و مجموعه 100 جلدی «تاریخ خراسان بزرگ» است که بخشی از آن منتشر شد، به من توصیه می‌کردند که در یک حوزه متمرکز شوم.
 
به قالب‌های رمان، جامعه‌شناسی، روانشناسی، ادبیات و شعر علاقه دارم و در این زمینه‌ها کتاب می‌خوانم، ولی هیچ‌وقت به خودم اجازه نقد ادبی نمی‌دهم یا در حوزه جامعه‌شناسی و روانشناسی حرف نمی‌زنم، چون در تخصص من نیست.

در این باره کمی بیشتر توضیح دهید؟

تمرکز روی یک حوزه دو حسن دارد. یک حسنِ بدیهی آن عمیق شدن در آن حوزه است. حسن دوم تمرکز بر یک حوزه این است که سبب می‌شود انسان مساله پیدا کند و مسائلی را که کشف نشده‌اند، کشف کند؛ مسائلی که منجر به تولید علم می‌شود.
 
البته می‌توان بر چند حوزه مطالعاتی در شعاع یک دایره متمرکز شد. از جمله این‌که نهج‌البلاغه و قرآن، تاریخ صدر اسلام و حدیث حوزه‌های مشترک و مرتبط هستند. نمی‌توان روی نهج‌البلاغه جدا از قرآن کار کرد. کسی هم به‌نظر من نمی‌تواند قرآن را بدون نهج‌البلاغه خوب بفهمد، چراکه نهج‌البلاغه بهترین ترجمان قرآن و ترجمان تفسیر مصداقی قرآن است. نمی‌توان نهج‌البلاغه و قرآن را از حدیث جدا کرد و این حوزه‌ها را از تاریخ جدا دانست.

برای سال 95 چه کتاب‌هایی در دست تالیف یا چاپ دارید؟

از سال‌ها پیش درس‌گفتارهایی در ارتباط با شرح ترتیبی بر نهج‌البلاغه داشتم که دانشجویان آن‌ها را پیاده و ویرایش کرده‌اند و در حال ویرایش نهایی آن هستم. چاپ این شرح ترتیبی از سال 95 شروع می‌شود. این مجموعه بین 15 تا 20 جلد خواهد بود که در هر سال دو یا سه جلد آن منتشر خواهد شد.
 
چهار جلد نخست کتاب «سیره نبوی» در سال‌های 91 و 92 به چاپ رسیده و به دلیل برخی مشکلات وقفه‌ای بر آن افتاد. جلد چهارم که «سیره سیاسی» است، بازنویسی شده و امیدوارم با رفع موانع این کتاب هم در سال جاری منتشر شود.
 
«آسیب‌شناسی فهم دین» دیگر اثری است که امیدوارم در سال 95 به نتیجه برسد. در این اثر تشریح شده که چرا به اسم دین ظلم و خشونت و بدرفتاری می‌شود، ریشه‌های بدفهمی دین از جانب مردم و ارائه چهره‌های نادرست از دین در چه چیزهایی است؟
 
«آشنایی با نهج‌البلاغه» عنوان درسی بود که متن اصلی این جزوه درسی با عنوان «چشمه‌ خورشید؛ آشنایی با نهج‌البلاغه» در سال 64 به چاپ رسید. قسمت مربوط به شبهات درباره نهج‌البلاغه چاپ نشده بود که این بخش در این چند سال تکمیل شد و به امید خدا در سال جدید با اصلاحات و اضافاتی به مرحله حروفچینی می‌رسد. 
 
«تفسیر قرآن» که در واقع تفسیر ترتیبی و موضوعی از ابتدای قرآن است، دیگر کتابی است که امیدوارم بتوانم در سال 95 بخش‌هایی که از روی نوار پیاده شده، بازنویسی کنم و به مرحله ویرایش و حروفچینی برسانم.

دلشاد تهرانی: نهج‌البلاغه بهترین ترجمان قرآن است/ ملازمات علمی در بسیاری از پژوهش‌های دینی وجود ندارد

فروش بک لینک

پرس نیوز