به دیگر سخن

به دیگر سخن

دافنه تازه دعای خود را به پایان رسانده بود که سایه سنگینی بر اندام هایش افتاد، سینه اش را پوست نازک درخت پوشاند، موهایش توی برگ ها کشیده شد، دست‌هایش توی شاخه‌ها پیچ خورد، پاهایش هم در یک چشم به هم زدن مثل ریشه‌ها سفت و ثابت شد و رفت لای ریشه‌ها، صورتش هم نوک درخت ناپدید شد. وقتی آپولو دستش را به تنه این درخت کشید، احساس کرد سینه دافنه دارد زیر این پوست جدید می‌تپد دگردیسی روندی است که هم خشونت آمیز است، هم احیاکننده، مرگ و تولد. روشن نیست که کجا الهه تمام می شود و درخت شروع می‌شود، زیبایی این صحنه تلفیق دو عنصر در هم پیچیده است که هر دو وجود دارند. این صحنه‌ها به ما دو تصویر ارائه می‌دهد و ما را گمراه می‌کند. در قالب افسانه‌ای کهن، حس معنایی بودن دو چیز در یک زمان را بیان می‌کند، اینکه چیزی تعریف نشده و مبهم باشی و هویتی دوگانه داشته باشی.

به دیگر سخن

(image)
دافنه تازه دعای خود را به پایان رسانده بود که سایه سنگینی بر اندام هایش افتاد، سینه اش را پوست نازک درخت پوشاند، موهایش توی برگ ها کشیده شد، دست‌هایش توی شاخه‌ها پیچ خورد، پاهایش هم در یک چشم به هم زدن مثل ریشه‌ها سفت و ثابت شد و رفت لای ریشه‌ها، صورتش هم نوک درخت ناپدید شد. وقتی آپولو دستش را به تنه این درخت کشید، احساس کرد سینه دافنه دارد زیر این پوست جدید می‌تپد دگردیسی روندی است که هم خشونت آمیز است، هم احیاکننده، مرگ و تولد. روشن نیست که کجا الهه تمام می شود و درخت شروع می‌شود، زیبایی این صحنه تلفیق دو عنصر در هم پیچیده است که هر دو وجود دارند. این صحنه‌ها به ما دو تصویر ارائه می‌دهد و ما را گمراه می‌کند. در قالب افسانه‌ای کهن، حس معنایی بودن دو چیز در یک زمان را بیان می‌کند، اینکه چیزی تعریف نشده و مبهم باشی و هویتی دوگانه داشته باشی.

به دیگر سخن

مرکز فیلم